ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - پيوند عزادار حقيقى با منتقم خون حسين عليه السلام در عمليات انتقام
از دشمنان امام حسين عليه السلام و بهخصوص حسين زمان، يعنى مهدى موعود، عجّل الله تعالى فرجه الشريف، را ندارد، طبق فرمايش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم عزادار حقيقى و راستين نيست و گرفتار نوعى نفاق است.
پيوند عزادار حقيقى با منتقم خون حسين عليه السلام در عمليات انتقام
پس از آنكه عزادار به اين حقيقت دست يافت كه انتقام حسين عليه السلام جز با آمدن منتقم اصلى و حاكميّت او بر جهان ممكن نيست، اين معرفت و سوز دلى كه از مصيبت عظيم بر وجودش حاكم شده، او را با تمام وجود، به سوى وجود مقدّس امام زمان عليه السلام متوجّه مىگرداند. دو عامل عاطفى و معرفتى كه در وجود عزادار شدّت و قدرت گرفته است، در او كششى مستمر به سوى وجود مقدّس امام زمان عليه السلام ايجاد مىكنند. اين كشش مستمر موجب مىشود تا عزادار كه قبلًا در سايه معرفت، نسبت به جايگاه معصومان عليه السلام در نظام خلقت و رابطه وجودى خود با آنها، به حقايقى دست يافته است، معرفت خود را نسبت به امام زمانش و وظيفهاى كه در قبال او دارد، بيشتر كند. با تكميل اين معرفت كه خود عامل عاطفى و محبّت را افزايش مىدهد، عزادار به يكى از مهمترين و بالاترين مقاماتى كه ممكن است يك انسان به آن برسد، نايل مىشود و آن مقام «انتظار» است.
در اين مرتبه، عشق به مهدى موعود (عج) و روح خدمت به او، چنان وجود عزادار را- كه حالا ديگر «منتظر» شده است- فرا مىگيرد كه ديگر هيچ انگيزهاى براى زنده ماندن و زندگى كردن، جز پيوند با او و كسب رضايت او كه رضايت خداوند است، نخواهد داشت. او به اين حقيقت دست مىيابد كه همه سختىها و نكبتها و همه بىعدالتىها و جناياتى كه جامعه بشرى به آنها دچار گشته است، ناشى از غيبت اين رهبر الهى و معصوم است.
اسلامى كه در آن حجّت خدا و وظايفى كه در قبال او به عهده داريم، مورد غفلت و فراموشى قرار گيرد، اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله و سلم نيست؛ بلكه اسلام آمريكايى و اسلام تحت ولايت شيطان است.
اسلامِ تحت ولايت طاغوتها و تحتِ ولايت شيطان است كه موجب شده تا مردم قرنها از امام زمانشان غفلت كنند و او را در تنهايى، آوارگى، مظلوميّت، غربت، ترس و اضطراب، رها و طرد كنند.
پىنوشتها:
[١]. «بحارالأنوار»، ج ٤٤، ص ٢٩٣.
[٢]. همان، ص ٢٨٥.
[٣]. همان.
[٤]. همان، ص ٢٨٤.
[٥]. «مستدرك الوسايل»، ج ١٠، ص ٣١٨.
[٦]. «مفاتيحالجنان»، زيارت عاشورا.
[٧]. اصول كافى، ج ٨، صص ٢٤٣- ٢٤٢
[٨]. «بحارالأنوار»، ج ٢٧، ص ٥٨
[٩]. «كنزالعمال»، ج ٤، ص ٢٩٣، ح ١٠٥٥٨.