ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - ٣ ايمان راسخ
را به نمايش گذاردند. سخنان پرشور و از روى بصيرت كامل مسلمبن عوسجه اسدى، سعيدبن عبدالله حنفى، زهيربن قين و ... نشان از درك صحيح آن رادمردان از اوضاع و شرايط و قدرت تحليل اين موقعيت دارد. برآيند سخنان ايشان چنين بود:
به خدا سوگند! از تو جدا نمىشويم؛ بلكه جان خويش را فداى تو خواهيم كرد. ما با دل و جان و دست و سرهامان از تو محافظت مىكنيم و چون در اين راه كشته شويم، به عهد و پيمان خويش وفا نموده و وظيفه خود را به جا آوردهايم.[١]
سخنان هدايتگرانه زهير و بُرير در روز عاشورا و رجزهاى شهيدان به هنگام نبرد يا وقت جان دادن در پيشگاه امامشان نيز دالّ بر بصيرت عميق آنان است.
نمونهاى از اين مردان كمنظير تاريخ كه خود به شناخت راه خويش و ديگر ياران امام كه چون او بودند، از روى بصيرت تأكيد دارد، نافعبن هلال جُ ملى است. اين شيعه راستينْبصير، وقتى كلام امام حسين عليه السلام را شنيد كه فرمودند:
«فَإِنِّى لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ لَا الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً؛
همانا من مرگ را جز سعادت و زندگى همراه با اين ظالمان را جز ننگ نمىبينم.»
از جاى برخاست و خطاب به امام عليه السلام عرضه داشت:
به خدا سوگند! ما از ديدار پروردگار خود ناخشنود نيستيم. ما بر نيّتها و بصيرتهاى خود هستيم. با آنكس كه تو را دوست بدارد، دوست هستيم و دشمن كسى خواهيم بود كه تو را دشمن بدارد.[٢]
وى روز عاشورا حماسهاى بزرگ از دلاورىهاى خويش به نمايش گذاشت و در حين نبرد، چنين رجز مىخواند تا با شكستن دستهايش به اسارت درآمد و به شهادت رسيد:
|
أَنَا الْغُلَامُ الْيَمَنِى الْجُمَلىّ |
دِينِى عَلَى دِينِ حُسَيْنِبْنِ عَلِى[٣] |