ماهنامه موعود
(١)
شماره صد و شصتم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
سلفى، آلت فعل صليبى
٤ ص
(٤)
ائتلاف خونين و طرح خاورميانه بزرگ
٥ ص
(٥)
ائتلاف خونين و پروژه آخرالزّمان
٧ ص
(٦)
شبيه سازى عصر ظهور و آخرالزّمان دست ساز
٩ ص
(٧)
گلستانه
١٠ ص
(٨)
جهانى چشم در راه
١٠ ص
(٩)
يكى از همين روزها
١٠ ص
(١٠)
وسط كوچه دوازدهم
١٠ ص
(١١)
فرداى با تو
١١ ص
(١٢)
خورشيد من!
١١ ص
(١٣)
تكسوار عشق
١١ ص
(١٤)
سلفى كيست و سلفى گرى چيست؟
١٢ ص
(١٥)
سلفيت از ابتدا تا امروز
١٣ ص
(١٦)
مصاحبه با حجّت الاسلام سيدهادى صالحى، متخصّص اديان و فرق حوزه علميه قم
١٣ ص
(١٧)
بخوانيم و بگرييم
٢٤ ص
(١٨)
جنايت هاى تاريخى وهّابيت
٢٤ ص
(١٩)
جنايت هاى وهّابيت
٢٤ ص
(٢٠)
جنايت هاى تاريخى وهّابيان
٢٤ ص
(٢١)
يوم الهدم
٢٤ ص
(٢٢)
حمله به كربلاى معلّى
٢٤ ص
(٢٣)
حمله به نجف اشرف
٢٥ ص
(٢٤)
دليل ويران شدن قبور بقيع
٢٦ ص
(٢٥)
نمونه وحشى گرى وهّابيان در ايران
٢٦ ص
(٢٦)
برخى اخبار وحشى گرى وهّابيان در سوريه
٢٨ ص
(٢٧)
بخوانيم و بخنديم
٣٠ ص
(٢٨)
طنز الفتاوا
٣٠ ص
(٢٩)
راه محرم شدن به حرام
٣٠ ص
(٣٠)
پوشيدن لباس ورزشى آرم دار حرام!
٣١ ص
(٣١)
سجده فوتباليست ها بعد از گل زدن؛ مكروه!
٣١ ص
(٣٢)
خورشيد به دور زمين مى گردد!
٣١ ص
(٣٣)
رابطه جنسى و بچّه دار شدن از راه دور!
٣١ ص
(٣٤)
شرايط و ضوابط حلال كننده فوتبال
٣٢ ص
(٣٥)
تحريم اهداى گل
٣٣ ص
(٣٦)
لزوم اعتقاد به شفابخشى ادرار شتر
٣٤ ص
(٣٧)
فتوايى تاريخى
٣٥ ص
(٣٨)
فتواى تاريخى رئيس هيئت علماى سودان مبنى بر حقّانيت تشيع
٣٥ ص
(٣٩)
آفت هاى عارض شده بر زندگى
٣٧ ص
(٤٠)
خانواده مهدوى
٣٨ ص
(٤١)
پيوند با حضرت مهدى (عج) دواى همه دردهاى فرد و جامعه
٣٨ ص
(٤٢)
1 نجات از بلاتكليفى علمى و عملى
٣٩ ص
(٤٣)
2 بهره مندى از الطاف و مدد الهى
٣٩ ص
(٤٤)
3 بهره مندى از دعاى خير معصومان
٣٩ ص
(٤٥)
4 دفع خطرات و بلاها
٤٠ ص
(٤٦)
6 قدرت رشد و بالندگى
٤٠ ص
(٤٧)
خانواده مهدوى و اقتصاد
٤١ ص
(٤٨)
حسرت بزرگ
٤١ ص
(٤٩)
غذاى حلال، پله اوّل كمال
٤٢ ص
(٥٠)
علّت اثر غذا در رفتار آدمى
٤٢ ص
(٥١)
معرفت جز با نان حلال امكان ندارد
٤٣ ص
(٥٢)
نان و تعليم و تربيت از ديدگاه اسلام
٤٣ ص
(٥٣)
در مورد غذاى حلال آمده است
٤٤ ص
(٥٤)
تأثير نان بر رفتار آدمى، حدّ و مرز و فرقه و آيين ندارد
٤٤ ص
(٥٥)
تأثير تقوا و اغذيه مادر بر كودك، قبل از تولّد و دوران باردارى
٤٥ ص
(٥٦)
تأثير تقوا و اغذيه مادر بر كودك در دوران شيرخوارگى
٤٥ ص
(٥٧)
پرهيز از لقمه شبهه
٤٦ ص
(٥٨)
دورى از شبهات آيت الله گلپايگانى
٤٦ ص
(٥٩)
پول شبهه ناك
٤٧ ص
(٦٠)
ذكر نام خدا در تهيه غذا
٤٧ ص
(٦١)
اثر غذاى شبهه ناك
٤٧ ص
(٦٢)
آقاى محمّدتقى حاتمى نقل كرد
٤٨ ص
(٦٣)
از صغرى و كبراى غذاى حلال
٤٨ ص
(٦٤)
رضايت قلبى صاحبان نان
٤٩ ص
(٦٥)
امتناع اسبان از خوردن جو
٤٩ ص
(٦٦)
مال حلال به فرزندان خود بخورانيد
٤٩ ص
(٦٧)
مراقب حلق خود باش
٥٠ ص
(٦٨)
يك وعده با ما باش!
٥٠ ص
(٦٩)
غذاى سگ
٥٠ ص
(٧٠)
انگور تلخ
٥٠ ص
(٧١)
شيطان و مال حرام
٥١ ص
(٧٢)
پيامدهاى لقمه حرام
٥٢ ص
(٧٣)
1 حرام خوارى، سبب از بين رفتن بركت مال
٥٢ ص
(٧٤)
2 لقمه حرام و تاريكى قلب و دل مى آورد
٥٢ ص
(٧٥)
3 لقمه حرام، باعث عدم استجابت دعا
٥٢ ص
(٧٦)
4 لقمه حرام، عامل قبول نشدن نماز
٥٢ ص
(٧٧)
5 لقمه حرام، آتش دوزخ را به همراه دارد
٥٢ ص
(٧٨)
7 لقمه حرام، سبب قبول نشدن واجبات و مستحبّات
٥٢ ص
(٧٩)
8 لقمه حرام، سبب گلايه زن و فرزند در روز قيامت
٥٢ ص
(٨٠)
9 لقمه حرام و نسبت آن با درد و رنج جسمى
٥٢ ص
(٨١)
10 لقمه حرام و اثر سوء آن بر روى اولاد
٥٣ ص
(٨٢)
11 لقمه حرام سبب باطل شدن روزه
٥٣ ص
(٨٣)
12 لقمه حرام و بسته شدن درهاى حكمت بر دل
٥٣ ص
(٨٤)
13 لقمه حرام، دين را تباه مى كند
٥٣ ص
(٨٥)
ادب بودن
٥٤ ص
(٨٦)
غيبت و بدگويى از ديگران
٥٤ ص
(٨٧)
اثر خدمت و احترام به پدر و مادر
٥٤ ص
(٨٨)
نماز اوّل وقت
٥٥ ص
(٨٩)
مشكل شدن امور به خاطر ترك نماز
٥٥ ص
(٩٠)
اثر ترك حجّ
٥٦ ص
(٩١)
درخواست جناب حبيب بن مظاهر
٥٦ ص
(٩٢)
سكونت گاه ظلم
٥٦ ص
(٩٣)
پازل ظهور
٥٨ ص
(٩٤)
فوايد بيان و دانستن نشانه هاى ظهور
٥٨ ص
(٩٥)
1 يقين به علم غيب و علم به آينده معصومان (ع)
٥٩ ص
(٩٦)
2 افزايش اميد به وقوع و قرب ظهور
٥٩ ص
(٩٧)
3 شناسايى جايگاه خود در نقشه و پازل هستى
٥٩ ص
(٩٨)
4 آمادگى براى مواجهه با آسيب ها و فتنه ها
٥٩ ص
(٩٩)
5 شناسايى و ريشه يابى دقيق تر مشكل ها و بحران ها
٦٠ ص
(١٠٠)
6 جهت يابى براى برنامه ريزى هاى خرد
٦٠ ص
(١٠١)
ظهور ناگهانى
٦١ ص
(١٠٢)
ظهور به طور ناگهانى محقّق مى شود
٦١ ص
(١٠٣)
علائم حتمى ظهور چه مى شود؟
٦٣ ص
(١٠٤)
يأس از ظهور يك لحظه هم پذيرفته نيست
٦٤ ص
(١٠٥)
معرفى كتاب
٦٥ ص
(١٠٦)
راهكارهاى عملى ديدار با حضرت ولى عصر (عج)
٦٥ ص
(١٠٧)
فصل اوّل مقدّمه و كلّيات
٦٥ ص
(١٠٨)
فصل دوم علل و عوامل زمينه ساز ديدار
٦٥ ص
(١٠٩)
فصل سوم موانع ديدار امام زمان (ع)
٦٥ ص
(١١٠)
فصل چهارم سالكان مخلص و عنايات خاصّ حضرت ولى عصر (عج)
٦٥ ص
(١١١)
جمعه اى در راه است
٦٦ ص
(١١٢)
گير كار فرج كجاست؟
٦٦ ص
(١١٣)
نامه اى از امام مهدى (عج) به شيخ مفيد
٦٦ ص
(١١٤)
ادامه سرمقاله از صفحه 9
٦٧ ص
(١١٥)
هلال شيعى در ايران
٦٧ ص
(١١٦)
لكّه هاى ناهنجار
٦٨ ص
(١١٧)
صلاى سلفى؛ عليكم بالمشهد!
٦٩ ص
(١١٨)
استقبال از قيصر
٧١ ص
(١١٩)
بزرگترين كارخانه جاسوسى دنيا
٧٢ ص
(١٢٠)
گزارش
٧٢ ص
(١٢١)
ژنرال كيث بى الكساندر، رئيس آژانس امنيت ملّى و فرماندهى سايبرى آمريكا
٧٢ ص
(١٢٢)
تصاوير مقر اصلى آژانس امنيت ملّى در مريلند
٧٢ ص
(١٢٣)
برنامه جاسوسى جهانى «اشلون»
٧٢ ص
(١٢٤)
رصد فعّاليت هاى اينترنتى ميليون ها آمريكايى
٧٣ ص
(١٢٥)
نرم افزارهاى كدگذارى آژانس امنيت ملّى در اسرائيل توليد مى شوند
٧٤ ص
(١٢٦)
بيمارستان روانى براى فاش كننده اسرار
٧٤ ص
(١٢٧)
راسل تايس، تحليلگر سابق آژانس امنيت ملّى آمريكا
٧٥ ص
(١٢٨)
گوگل؛ جاسوس آژانس امنيت ملى
٧٥ ص
(١٢٩)
آژانس امنيت ملّى در فرهنگ عمومى
٧٥ ص
(١٣٠)
كتاب خواندنى «قلعه ديجيتالى» منبعى براى آشنايى باNSA
٧٥ ص
(١٣١)
مثل نان سنگك
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - مصاحبه با حجّت الاسلام سيدهادى صالحى، متخصّص اديان و فرق حوزه علميه قم

خود احمدبن حنبل چه نگاهى به تشيع و اهل بيت‌ (ع‌) داشت؟

احمد بن حنبل به لحاظ شخصيتى و تفكّر، نزديك ترين تفكّر را به شيعه دارد؛ امّا به لحاظ عملكرد حديثى و فقهى نه. اگر تشيع يعنى كسى كه سينه چاك اهل بيت (ع) است، من مى‌توانم به شما بگويم كه احمدبن حنبل از همه سينه چاك‌تر است. تا به امروز هيچ فقيه شيعه‌اى فتاواى تند ايشان را به نفع تشيع نداشته‌اند. او پايه گذار مكتب «حنبلى» است كه وهّابيت و سلفى‌گرى از شكم آن بيرون آمده؛ امّا او در تفكّرات به اميرالمؤمنين (ع) بسيار نزديك بوده و پاى عقيده‌اش، مبارزات بسيارى داشته است؛ به عنوان نمونه، يكى دو تاى آن را نقل مى‌كنم. احمدبن حنبل در زمانى زندگى مى‌كرد كه اعتقاد داشتند خلفاى پيامبر سه نفرند، نه چهار نفر. او به شدّت با اين تفكّر مبارزه مى‌كند و در پى اثبات آن است كه بگويد خلفاى پيامبر (ص) چهار نفر بودند و الآن كه همه اهل سنّت خلفاى پيامبر (ص) را چهار نفر مى‌دانند، نتيجه زحمت‌ها و مبارزه‌هاى احمدبن حنبل است. به استناد يك حديث كه گفته‌اند پيامبر (ص) مى‌فرمايند: خلافت بعد از من سى سال است و بعد از آن تبديل به پادشاهى مى‌شود. احمدبن حنبل مى‌گويد با سه خليفه يك مقدارى از آن ناقص مى‌شود وهر كس در اين مدّت سى سال حكومت كرد، خليفه پيامبر (ص) محسوب مى‌شود و بعد از آن ديگر خليفه نيست و سلطنت مى‌شود. جالب اينجاست كه اين سى سال شامل خلافت امام حسن (ع) هم مى‌شود كه اسم آن را نمى‌آورند و مى‌گويند ايشان با صلح حكومت را واگذار كرد. بنابراين بر اساس اين سخن پيامبر (ص)، كسى نمى‌تواند به معاويه بگويد: خليفه و اميرالمؤمنين؛ بلكه بايد بگويد: ملك (پادشاه). در اين راستا احمدبن حنبل فتاواى خيلى تندى دارد؛ مثلًا روزى گفت: چه حرف زشتى است كه كسى بگويد على خليفه رسول الله (ص) نيست و در برهه اى فتوا داد كه هركس خلافت را براى على‌بن ابى طالب (ع) ثابت نداند، از الاغ گمراه‌تر است. يكبار ديگر هم تا آخر كار را رفته و مى‌گويد: هر كس خلافت على (ع) را قبول نداشته باشد، به او دختر ندهيد و از او دختر نگيريد و با او هم كلام نشويد. بايد ببينيم معناى اين حرف چيست؟ ما با اهل كتاب ازدواج مى‌كنيم، امّا با كفّار و مشركان، هندوها و بودايى‌ها، ازدواج نمى‌كنيم؛ پس معلوم مى‌شود كه نظر احمدبن حنبل اين است كه كسى كه خلافت امام على (ع) را قبول نداشته باشد، در حكم كافر و مشرك است و نمى‌شود با او ازدواج كرد! جالب اينجاست كه هرچند ما با كفّار و مشركان ازدواج‌