ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - شبيه سازى عصر ظهور و آخرالزّمان دست ساز
شبيهسازى عصر ظهور و آخرالزّمان دستساز
سران صليب و صهيون با پشتگرمى مراكز مطالعاتى و استراتژيك خود دريافته بودند، شرايط تاريخى ويژهاى بر جهان حاكم شده و چنانكه آن را درنيابند و با سرعت، آخرين مراحل و حلقههاى تأسيس حكومت جهانى بنىاسرائيلى را در «فلسطين» اشغالى عملياتى نكنند، ديگر مجال جبران نخواهند يافت. آنان مطمئن شده بودند كه اوضاع سياسى، اقتصادى و اجتماعى جهان، بىشباهت به نشانههاى بيان شده در منابع حديثى درباره شرايط سالهاى قبل از ظهور «منجى موعود» نيست. از اينرو بر آن بودند تا اقدامهاى بازدانده را به مورد اجرا بگذارند و به همين دليل، با سرعت و با مدد گرفتن از عوامل منطقهاى گمارده شده، سعى در پيشى گرفتن از وقايع كردند.
جمله منابع حديثى و روايى، بيانكننده اين معنا بودند كه سلسله وقايع عصر ظهور از منطقه شامات آغاز خواهد شد. بدين جهت شبيهسازى وقايع پيشبينى شده درباره عصر ظهور، در جغرافياى مكانى «شامات» و شمال «آفريقا»، نيازمند شبيهترين مردم به اشخاص حقيقى و حقوقى معرفى شده در احاديث و روايات آخرالزّمانى مندرج در منابع اسلامى بود.
آنان مىدانستند سربرآوردن جريانهاى سلفى و تكفيرى از شامات، كشتار شيعيان به سبك و سياق ياران سفيانى، سردادن شعارهاى اموى و ... در ميان جماعت بزرگى از جامعه مسلمانان بىخبر، اين شبهه را به وجود مىآورد كه آنچه در شامات و عراق امروزى رخ مىدهد، ضرورتاً همان شرايط منقول در احاديث و روايات آخرالزّمانى است.
سلفىها و وهّابيون، با حمايت سياسى و مالى شاهزادههاى سعودى و دولت وهّابى، به عنوان ركن سوم ائتلاف صليب، سلفى و صهيون، به سرعت روى به شام نهادند و با اعلام شعارهاى تند سلفى، امر را بر بسيارى سادهلوحان مشتبه ساختند.
مفتيان بىخرد و وابسته به دربار سعودى، پا در ميدان نهادند و به وحشيانهترين و كثيفترين اعمال ضدّ بشرى تروريستها، وجهه دينى و شرعى بخشيدند و هر امر حرامى را حلال و هر حلالى را حرام جلوه دادند تا در چاكرى و خدمتگزارى به يهود، كم نگذاشته باشند.
منتهى عليه وابستگى جماعتى از مفتيان و بىخردى جماعتى ديگر، از آنجا دريافته مىشود كه آنها حتّى به يكى از احاديث نقل شده از سوى حضرت رسول الله (ص) مراجعه نكردهاند؛ وگرنه به عنوان حامى جريان شورشى و تروريستى سربرآورده از منطقه شامات خودنمايى نمىكردند و آرزوى قرار گرفتن خود در صفّ هواداران سفيانى را در برابر دوربينهاى تلويزيونى، علنى نمىكردند.
نبايد از ياد برد كه از آن سوى درياها، بنيادگرايان انجيلى و مسيحيان صهيونيست نيز با پاى فشردن بر علائم و نشانههاى مجعول توراتى، در ميان ساكنان غرب مسيحى، به ويژه ساكنان آمريكا، سعى در القاى اين امر داشتند كه شرايط براى واقعه آرمگدون و بازگشت مجدّد مسيح (ع) فراهم آمده و به زودى در پى آخرين درگيرى نيروهاى شرّ (مسلمانان و اعراب) و نيروهاى خير (حاميان بنىاسرائيل) براى هميشه جهان از دست نيروهاى شرّ و شيطانى خلاصى يافته و جهان صلحى هزارساله را در زير پرچم بنىاسرائيل در «بيتالمقدّس» به تجربه خواهد نشست.
واقعى جلوه دادن اين مهملات و بافتهها در ذهن ساكنان غرب مسيحى و گسيل سربازان تا دندان مسلّح صليبى به منطقه، در گرو آرايش نيروهاى نظامى سلفى مسلمان در حاشيه مناطق مرزى فلسطين اشغالى، يعنى سوريه و لبنان و ... ممكن بود.
چنانكه اميران و مأموران سلفى، وهّابى و شورشى، تنها به مدّت يك ساعت از برنامههاى يكى از شبكههاى ماهوارهاى بنيادگرايان انجيلى «ايالات متّحده آمريكا» و حاميان صهيونيستى آنان را مرور كرده بودند، درمىيافتند كه همه دعوا بر سر موضوع كهنه تأسيس حكومت جهانى بنىاسرائيلى است و آنان بازى خورده اين واقعهاند. هيهات! در اين موقعيت نيز، سلفىها و وهّابيون، مطمئنترين كارگزار صليبىها و صهيونيستها به شمار رفتند. مىتوان دريافت كه بهرغم تصلّب رأى و خشكمغزى سلفىها و وهّابيون در برابر مستضعفان و مؤمنان مظلوم ساكن «عراق»، «سوريه»، «لبنان» و حتّى «بحرين» و شرق «عربستان»، آنان، منعطفترين گروه در دستان صليبيون و صهيونيستها بودهاند؛ چنانكه هيچ يك از سران دولتهاى شرق اسلامى، به قدر سران دولتهاى عربى (عربستان، بحرين، قطر، امارت و ...) نرد عشق با سران غرب و صهيونيستها نباختهاند. آنان، آب به آسياب مسيحيان صهيونيست ريختند و شريك همه جنايتهاى صليبىها و صهيونيستها شدند.