ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - صلاى سلفى؛ عليكم بالمشهد!
اين صلاى سلفى، مسير بسيارى از فعّاليتهاى اهل سنّت، سلفىها و حتّى وهّابيون را عوض كرد. در واقع آنان بزرگترين پايگاه و پايتخت معنوى شيعيان ايران را نشانه رفتند.
در كوتاهترين زمان و در سكوت مسئولان پايتخت معنوى ايران، فعّاليت فرهنگى، اقتصادى وهّابيون آغاز شد و بهرغم هشدار مراجع عالىقدر شيعى، فعّاليتها گسترده شد تا آنجا كه برخى مسئولان، با غفلت از همه آنچه كه پيش از اين بيان شد، همّت خود را مصروف شكستن موانع و مبسوطاليد ساختن اين جريان ساختند.
روزى امام خمينى (ره) درباره وهّابيت فرموده بود:
مگر مسلمانان نمىبينند كه امروز، مراكز وهّابيت در جهان به كانونهاى فتنه و جاسوسى مبدّل شده اند كه از يك طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملّاهاى كثيف دربارى، اسلام مقدّسنماهاى بىشعور حوزههاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلّت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايهداران بر مظلومان و پابرهنهها و در يك كلمه، «اسلام آمريكايى» را ترويج مىكنند و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش، آمريكاى جهانخوار مىگذارند؟
بىترديد، چنانكه اين سير ادامه پيدا كند، در جغرافياى سرزمين ايران، اين لكّهها بزرگ و بزرگتر مىشوند و در هيئت مجمعى از جزاير، تماميت جغرافياى فرهنگى و خاكى شيعهخانه امام زمان (ع) را به مخاطره جدّى خواهد انداخت؛ بلكه در گستره وسيعتر، جهان اسلام را صد بار بدتر از دوره استعمار كهنه و نو، در چنگال جهانخواران خواهند افكند. چنانكه پيش از اين ذكر آن رفت، با اجراى طرح خاورميانه بزرگ، شرق اسلامى بيش از هر زمان، تضعيف و استكبار صليبى و صهيونى بيش از هر زمان، تقويت خواهد شد.
مىتوان نتيجه گرفت كه تداوم اين وضعيت در جغرافياى ايران اسلامى، نتايج زير را در پى خواهد داشت:
١. تعدّى و تجاوز به حدود و ثغور تفكّر، فرهنگ و معتقدات ولايى شيعى و هتك حرمت ارزشها و مقدّسات مؤمنانه اهل بيت (ع)؛
٢. بسط فرقهگرايى و قوميتگرايى در ايران؛
٣. تضعيف زبان ملّى؛
٤. درهم شكسته شدن وحدت ملّى و اتّحاد مذهبى؛
٥. گسترده شدن دامنه شبهات درباره جمله معتقدات و باورهاى دينى و معنوى شيعى؛
٦. بروز نوعى همگرايى در سياست داخلى و خارجى با سوگيرىهاى كشورهاى حاشيه خليجفارس، به نفع استكبار جهانى (ائتلاف صليب و صهيون)؛
٧. مذهبگريزى جوانان؛
٨. نشت اطّلاعات مهم و محرمانه (سياسى، اقتصادى، نظامى و ...) شيعهخانه امام زمان (ع) به خارج، از مسير وابستگان به جريانهاى سلفى؛
٩. تضعيف موقعيت ايران اسلامى در منطقه و در سطح بينالمللى؛
١٠. به خطر افتادن اماكن مقدّس مذهبى شيعيان در برابر ايران؛
١١. رويارويى سياسى، اجتماعى و حتّى نظامى فرق مذهبى.
١٢. از بين رفتن ديوارهاى حفاظتى شيعه خانه امام زمان (ع) در اثر عقب نشينى مرحله به مرحله مسئولان سياسى، اجتماعى در معاملات و مناسبات خود، در قبال سلفى ها. متأسفانه اين عقب نشينى مرحله اى، به بهانه حفظ وحدت ميان مسلمانان اتّفاق مى افتد در حالى كه اساساً جريان هاى سلفى تكفيرى و وهّابى مورد اشاره، هيچ نسبتى با فِرَق چهارگانه مذهبى برادران اهل سنّت ندارند.
از ديگر سو، چنانكه نشانههاى آن آشكار است، ادامه اين وضعيت، شرق اسلامى را با مخاطرات بزرگى رو به رو خواهد ساخت؛ از جمله:
١. فراموش شدن حقّ مسلّم مظلومان «فلسطين» در برابر صهيونيسم جهانخوار؛
٢. كشيده شدن ديوار حفاظتى و امنيتى ويژهاى با حذف همه تهديدات پيرامون رژيم اشغالگر قدس؛
٣. تحقّق طرح صليبى و صهيونى خاورميانه بزرگ (با ايجاد كشورهاى مستقلّ «كردستان»، «بلوچستان» و ...)؛
٤. شكسته شدن همه طرحها و پروژههايى كه سعى در ايجاد اتّفاق و اتّحاد ميان ساكنان كشورهاى اسلامى عليه استكبار جهانى دارند؛
٥. از بين رفتن همه زمينههاى لازم براى همگرايى مستضعفان در شرايط سخت آخرالزّمانى و در هنگامه يارى رساندن به جبهه حق در امر حذف موانع ظهور مقدّس و زمينهسازى براى آن؛
٦. انهدام و انعدام بيش از پيش اماكن مقدّس مرتبط با فرهنگ شيعى و اهل بيت (ع)؛
و ...
بر همه مردم و به ويژه مسئولان، فرض است كه بدانند، شيعهخانه امام زمان (ع) امانتى است كه حفاظت و حراست از جغرافياى خاكى و فرهنگى آن در تكليف ذاتى آنان است. هيچ دولتى حق و اجازه آن را ندارد كه در آرزوى قدرت بيشتر و امكان افزونتر، بر ديوارههاى حفاظتى و حراستى اين شيعهخانه لطمه وارد نمايد و در گمان كسب وجاهت در ميان برخى قبايل و اقوام يا مجامع صليبى و صهيونى، بنيان هاى اين ديار را دچار آسيب جدّى و غيرقابل جبران كنند.
اى كاش، مسئولان صاحب جاه و نام و عنوان، در كنار مطالعه علوم انسانى غربى فراماسونزده، سرى در ميان كوثر زلال روايات حضرت معصومان (ع) فرو مىبردند و موقعيت امروز و فرداى جهان و حتّى خود را در آينه آن مىديدند تا دريابند كه به حقيقت موظّف به چه نوع وضعگيرى در ميان مناسبات خرد و كلان داخلى و خارجىاند.
اى كاش، همه ما، متذكّر اين امر مىشديم كه چشمى نظارهگر و مردى منتظر ماست. آيا در ما آمادگى تمام براى لحظات سخت بازپرسىاش وجود دارد؟ آنگاه كه از ما درباره آنچه بر سر امانتهاى ايشان آوردهايم، خواهد پرسيد؟ مردى كه تعهّد هيچ طاغوتى به گردن نخواهد داشت.!
والسّلام
سردبير
پى نوشتها:
[١]. ر. ك. كتاب «غرب و آخرالزّمان»، اثر نگارنده، از سلسله انتشارات هلال.
[٢]. جامعه خبرى تحليلى الف، چهارشنبه ١٤ اسفند ١٣٩٢.