ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - ائتلاف خونين و طرح خاورميانه بزرگ
جديد و تازهتأسيس ياد مىكرد. هدف طرح خاورميانه بزرگ، تقسيم منطقه خاورميانه به كشورهايى متعدّد بر اساس اقليتها و طوايف موجود در آن است كه اوّلين رهاورد اين سياست، ايجاد نزاع بىپايان منطقهاى است.
اين طرح، حكايت از آن دارد كه قدرتهاى غربى صليبى و رژيم صهيونيستى در ادامه سياستهاى استعمارى گذشته خود، در صدد تعيين مرزهاى جديد جغرافيايى براى خاورميانه هستند.
اتّحاد صليبى، صهيونى در صدد تجزيه كشورهاى اسلامى، مانند «ايران»، «تركيه»، «عراق» و «پاكستان» بودند و تحقّق اين پروژه را كه به نوعى از آن مىتوان به عنوان جنگ صليبى نو ياد كرد، در گرو درهم ريختن ثبات اين كشورها و آلودهكردنشان به نزاعهاى قومى و مذهبى مى ديدند با امرى كه سلفىها به تمامى از عهده آن برمىآمدند. شايان ذكر است كه فرقه وهّابى با تجديد حيات سلفىگرى در قالب جديد و در قرن سيزدهم هجرى، به همين منظور طرّاحى و ساخته و پرداخته شده بود.
«بريتانياى كبير» نقش اصلى را در شكلگيرى اين فرقه، بر پايههاى سلفىگرى سنّتى ايفا كرد.
اميد طرّاحان پروژه خاورميانه بزرگ اين بود كه با جدا كردن بخشهايى از كشور ايران، عراق، تركيه، سوريه و پاكستان و ايجاد كشورهاى كوچكتر با محوريت قبايل و اقوام كُرد، تُرك و بلوچ، براى هميشه خطر را از خود دور ساخته و مجال كنترل كامل و سلطه بلامنازع بر منابع سرشار انرژى را در اين منطقه فراچنگ آوردند.
نمايندگان بومى ائتلاف صليب و صهيون در مركز جهان اسلام، يعنى «عربستان سعودى» و پس از آن، ساير دولتهاى عربى حاشيه بخش جنوبى خليجفارس، با دامن زدن به گرايشهاى متعصّبانه و جاهلانه قومى و مذهبى اموى، غرب را از راه ميانه و بىهيچ هزينه، به مقصد رساندند. در پى اين واقعه، ابتدا «افغانستان» و پس از آن «عراق» و «سوريه» درگير با خونبارترين منازعات تاريخ دويست سال اخير شدند و همه توان خود را در مقابل اين اتّحاد شوم از دست دادند.
در پى زنجيره اين وقايع، يهوديت صهيونيستى، از تيررس مسلمانان خارج شد و هيئت متّحدى بىنظير در كنار دولتهاى به ظاهر مسلمان منطقه، يعنى عربستان، «قطر»، «امارات متّحده عربى» و «اردن» قرار گرفت. به اين ترتيب يهوديت صهيونيستى موقعيت خود را، به عنوان خصم كينجوى درجه اوّل براى مسلمانان، به موقعيت شريك در منافع و رفيق مجامع تغيير داد.
اين موج در مراحل ديگر، به شمال آفريقا (مصر و ...) رسيد و در سير تكوين خود، همه خطرات را از رژيم اشغالگر قدس و غاصب سرزمينهاى اسلامى دور ساخت.
از بين بردن پتانسيل و قدرت مجاهدان شيعى در منطقه و زمينه سازى شرايط براى تحقّق پروژه شيطانى خاورميانه بزرگ، تنها ميادينى نبودند كه سران صليب و صهيون، جريان سلفى و وهّابى را بدان وارد ساختند. مطالعه عملكرد اين جريان از بدو تأسيس، توسط «بريتانياى كبير» تا به امروز، وجوه ديگرى از نقشآفرينى اين جريان بر ساخته استعمارى را نمايان مىسازد.
چه كسى مىتواند ادّعا كند كه طى سه دهه گذشته، يك گلوله خمپاره از سوى دولتهاى عربى به سوى اسرائيل شلّيك شده است؛ درحالىكه وهّابيون سلفى و رژيم صهيونيستى طى شصت سال گذشته، هماره حملات نظامى، سياسى و اقتصادى خود را متوجّه شيعيان ساختهاند. سوريه، لبنان و ايران، به عنوان كشورهاى خطّ مقدّم، سينه در سينه يهود دادند و سران رژيمهاى عربى، در سازمانهاى جهانى، نرد عشق با سران صليب و صهيون باختند و آنان را به عنوان متّحد استراتژيك خود برگزيدند.