ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - مشكل شدن امور به خاطر ترك نماز
درخواب ديده بودم، مشاهده كردم، البتّه همه به صورت انسان بودند؛ امّا افراد همان افرادى بودند كه در خواب آنها را مشاهده نموده بودم.
چيزى نگذشت كه ناگهان ديدم همان جوان نيز آمده و سلام داد؛ ولى من جواب سلام حضرت را نشنيدم.
سراغ جوان رفته و جريان خوابم را به او گفتم.
جواب داد كه براى او مهم نيست.
گفتم: چطور اين خواب براى شما مهم نيست؟
گفت: من جواب آن حضرت را شنيدم.
گفتم: شما چه كردى؟
جواب داد: من هر شب جمعه به زيارت حضرت مىآيم و هر بار پدر يا مادرم را به حرم مىآورم.
يك بار پدر و مادرم هر دو با هم گفتند ما را ببر.
در بين راه، پدرم به زمين خورد و از راه رفتن عاجز شد؛
ولى باز ازمن خواست كه او را به حرم ببرم. من او را روى دوش خودم قرار داده و به حرم بردم؛ بنابراين حضرت جوابم را دادند و مرا تحسين كردند.
نماز اوّل وقت
حجّتالاسلام سيدعبّاس حسينى واعظ مىفرمود:
وقتى به «مشهد» رفتم و خدمت حاج شيخ حسنعلى نخوكى اصفهانى رسيدم به ايشان عرض كردم: براى عاقبت به خيرى و روزى چه كارى بايد كرد؟ فرمود: نماز اوّل وقت، نماز اوّل وقت، نماز اوّل وقت.
مشكل شدن امور به خاطر ترك نماز
مرحوم آيتالله حق شناس نقل مىكردند:
موقعى كه من در «قم» ساكن بودم، يكى از جوانهايى كه با من رابطه داشت، نامهاى به من نوشت كه: فلانى، مرا براى سربازى طلبيدهاند. شما دعا بفرماييد تا شايد از آن خلاص شوم.
من هم به حرم حضرت معصومه (س) رفتم و براى نجات او دعا كردم.
شبانگاه خواب ديدم كه جوان ياد شده به اتاق من آمده و به سينه مىزند و حسين، حسين مىگويد.
خواب را براى مرحوم آيتالله آقاى حجّت نقل كردم.
ايشان چنين تعبير فرمود: اين شخص مضطرّ است بيشتر درباره او دعا كنيد.
من هم اجابت كرده و بيشتر دعا كردم. تا آنكه شبى مجدّدا در عالم خواب به من گفتند: ما رفتن به سربازى را از او بر مىداريم به شرط آنكه او نماز بخواند و هر گاه در نماز كوتاهى كند، دوباره او را مبتلا مىكنيم.
من پس از بيدار شدن از خواب بسيار تعجّب كردم و همان طور كه در خواب شرط شده بود، دستورى را طى نامه براى او نوشتم.