ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - مال حلال به فرزندان خود بخورانيد
رضايت قلبى صاحبان نان
امتناع اسبان از خوردن جو
در دوره ى قاجاريه، زمانىكه «ايران» دستخوش آشوبهاى داخلى بود، وقتى حسام السّلطنه از طرف حكومت مركزى مأمور سركوب تركمنها شد، در «سبزوار»، حوالههايى براى تأمين هزينه سپاهيان و اسبان به آنها داده شد و مالكان شهر و روستاهاى اطراف، مسئول تهيه آنها شدند، در راه يكى از مأموران به حكيم سبزوارى كه براى تدريس به مدرسه مىرفت، برخورد كرد. او حواله سه خروار جو را كه به نام حاج عبدالوهّاب صادر شده بود، به او نشان داد و جوياى آدرس منزل او شد. ملّاهادى چون نمىخواست واسطه ظلم قرار گيرد، مىگويد: حواله به نام او صادر شده است. پس سه خر وار جو را به آنها تحويل مىدهد.
مأموران، جوها را بين سپاهيان تقسيم مىكنند تا به اسبانشان بدهند. صبح روز بعد خبر مىدهند كه هيچ اسبى لب به جو نزده است. اين خبر به گوش حسام السّلطنه مىرسد. پس از تحقيق معلوم مىشود كه جوها از آنِ حكيم سبزوارى است و چون راضى نبوده، اسبها لب به آن نزدهاند. حسام السّلطنه بلافاصله به مدرسه ملّا هادى رفته و پس از اتما م درس از او عذرخواهى نموده و اجازه مىخواهند كه جوها را از جلو اسبان جمع كرده و بازگردانند. حكيم مىفرمايد: لازم به باز گرداندن نيست. انشاءالله اسبان جوها را خواهند خورد.
پس از مدّتى خبر مىرسد كه اسبان مشغول به خوردن جوها شدند.[١]
مال حلال به فرزندان خود بخورانيد
آيتالله العظمى سيد محمّد كاظم يزدى، مرجع بزرگ عالم تشيع، در اواخر عمر با بركت خويش، روزى عدّهاى از بزرگان نجف را در جلسهاى گرد هم آورد و چهار نفر را به عنوان وصى براى خود معين نمود تا پس از مرگش، مقدارى از وجوهات شرعيه را كه نزد ايشان بود، به مجتهد بعد از وى تحويل دهند.
در همين حال، يكى از نوادگان ايشان به نام حاج حاجى آقا رضا، صاحب كتاب «بزم ايران» به سيد عرض كرد: بعضى از نوادگان شما يتيم هستند و تا به حال تحت سرپرستى شما بودهاند. خوب است چيزى از اين اموال را هم براى آنها تعيين كنيد.
سيد با آن حال كسالتى كه داشت، فرمود: نوادگان من اگر متدين هستند، خدا روزى آنها را مىرساند وگرنه، چگونه از مالى كه از آن من نيست، به آنها كمك كنم؟
بدين ترتيب حاضر نشد از اموال بيت المال استفاده شخصى نمايد و به فرزندانش بخوراند و همين امر سبب شد كه در آينده، فرزندان و نوادگان ايشان جزو ستارگان علم و انديشه و از فقها و صاحبنظران طراز اوّل عالم اسلام گردند.[٢]
علىبن موسى معروف به سيدبن طاووس در زهد و پارسايى زبانزد خاصّ و عام و صاحب كرامات فراوان بود. تا جايىكه نوشتهاند جنّها از دستور او سر باز نمىزدند. ايشان غذايى كه براى غير خدا و ريا ترتيب داده مىشد، پرهيز مىكرده است.[٣]
كسى كه بدون توجّه، مال حرام مىخورد مانند چهار پايى است كه هرجا علفى ببيند، برايش فرقى نمىكند كه از آن صاحبش است يا صغير و رعيت يا مُعَمّم و ....
حافظ، مال حرامخور را صرفنظر از هر پست و مقامى كه داشته باشد، به حيوان خوش خوراك تشبيه مىكند و مىگويد:
|
مفتى شهر بين كه چون لقمه شبهه مىخورد |
پاردمش دراز باد آن حيوان خوش علف |