ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - تأثير نان بر رفتار آدمى، حدّ و مرز و فرقه و آيين ندارد
«از آنچه خدا روزى حلال و طيب شما قرار داده است، تناول كنيد.»[١] و در جاى ديگر مىفرمايد:
«از اين رزق پاك و پاكيزه كه نصيبتان كرديم، تناول كنيد.»[٢]
در اسلام، به كسب روزى حلال تأكيد شده و از قول پيامبر (ص) آمده است:
«بر هر مسلمانى به دست آوردن روزى حلال واجب است.»[٣] و در جاى ديگرى آمده است:
«كسى كه تا چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قلب او را نورانى گرداند و چشمههاى حكمت از قلبش به زبانش جارى مىگرداند.»[٤]
يا كسى كه در راه كسب حلال جهت به دست آوردن ارتزاق خانوادهاش از راه حلال بميرد، در صنف شهدا محشور مىشود.
شخصى از پيامبر اكرم (ص) در خواست نمود تا مستجاب الدّعوه گردد. آن حضرت فرمودند:
«طعامت را از حرام پاك گردان تا دعايت مستجاب شود.»
در تعاليم اسلامى، از خوردن طعام حرام منع شده و طعام حرام را در مقابل طعام حلال قرار داده است. به عبارت ديگر، خوردن بعضى چيزها به دليل ناپاك بودن آنها از نظر شرع مقدّس اسلام، حرام است؛ مثل خوردن گوشت خوك يا حيواناتى كه ذبح شرعى نشده باشند و بعضى چيزها به دليل اينكه مال غير است و اگر بدون اذن صاحب اصلىاش مصرف شوند، حرامند؛ مانند خوراكىهاى دزدى.
«قرآن كريم» در اين مورد مىفرمايد:
«اى اهل ايمان! مال يكديگر را به ناحق نخوريد!»[٥]
و نيز در آثار سوء طعام حرام از پيامبر (ص) منقول است كه:
«خداى تعالى فرشته اى در بيت المقدّس دارد كه هر شب ندا مىكند: هر كس حرام بخورد، هيچ عملى از او قبول نمىشود.»
محدّث كاشانى گويد: هر گوشتى كه از حرام روييده شود، به آتش دوزخ سزاوار تر است.
در مورد غذاى حلال آمده است:
پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«كسى كه گوشت بدنش از غذاى غير مشروع روييده باشد، داخل بهشت نمىرود.»
«بندگى كسى كه با غذاى حرام ارتزاق مىكند، مانند كسى است كه ساختمانى روى ماسه يا آب بنا مىكند.»
«بهشت براى كسى كه از غذاى حرام تغذيه مىكند، حرام است.»
«كسى كه يك لقمه حرام بخورد، نماز او تا چهل شب مستجاب نمىشود.»
«كسى كه ناخوانده بر سر طعامى مىرود، رفتن او مانند دزدان است و بيرون آمدنش مانند غارتگران.»
«كسى كه غذا و لباس او از حرام باشد، دعاى او مستجاب نمىشود، اگر صدقه بدهد از حرام است و اگر روزه بگيرد به حرام افطار مىكند و اگر ازدواج كند، به حرام ازدواج كرده است.»
حضرت على (ع) فرمودند:
«كسى كه مالى را از راه غير حلال به دست آورد، در محلّى غير از محلّ حقيقىاش مصرف مىكند.»
زمانىكه شيخ مرتضى انصارى مرجع بود، براى خانوادهاش از بيتالمال مقرّرى معين كرده بود؛ به قدرى كه كفاف مخارج خانه را نمىكرد. خانواده او يكى از علماء را كه نزد او مقام و منزلتى داشت، واسطه قرار مىدهند تا مقدارى بر مقرّرى شهريه بيفزايد. شيخ در برابر تقاضاى او سكوت مىكند (نه تأييد و نه نفى مىكند). وقتى شيخ به خانه مىآيد، به همسرش مىگويد: لباسهاى كثيف مرا بشوى؛ ولى آب چركآلود آن را دور نريز و در ظرفى نگه دار. چون همسرش چنان مىكند، به زنش مىگويد: آن آب را بياور، بخورم. وقتى زنش جوياى علّت مىشود، مىگويد: اموالى را كه به عنوان بيتالمال مردم به من سپردهاند، از آن فقيران و مستمندان است و فرقى بين تو و ساير مستمندان نيست و خوردن اين آب چركين از خوردن آن مال براى من بهتر است.
|
دلا معاش چنان كن كه گر بلرزد پاى |
فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد |