ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - آفت هاى عارض شده بر زندگى
آفت هاى عارض شده بر زندگى
محمد شجاعى
خانواده، مهمترين و اساسىترين نهاد براى ساخت يك جامعه است. خانواده مهمترين باشگاه انسانسازى و خودسازى است. سعادت و شقاوت يك جامعه به كيفيت خانوادههاى آن بستگى دارد. به همين دليل، نقش اساسى و بىبديل اين نهاد مقدّس هميشه مورد توجّه و طمع دشمنان اسلام و «ايران اسلامى» بوده است.
مراجعه به اسناد و آمار جنايتها و توطئههاى استكبار جهانى عليه اسلام و ايران نشان مىدهد كه آنها همواره تلاش نمودهاند كه دو آسيب جدّى و بزرگ را به خانوادههاى ما وارد كنند:
١. كاهش جمعيت؛
٢ اضمحلال خانواده و بالا بردن آمار طلاق به روشهاى گوناگون.
اين تلاش حتّى قبل از انقلاب نيز وجود داشته است. بعد از انقلاب اسلامى تا پايان دوران دفاع مقدّس، كشور ما تحت تأثير موج انقلاب و انفجار نور الهى و شرايط حماسه و معنويت در بين ملّت از اين آسيبها تا حدود زيادى در امان ماند؛ ولى پس از پايان جنگ و شروع جريان به اصطلاح سازندگى، اين دو آسيب با قدرت و شدّت زيادى بر پيكره خانوادهها وارد شد؛
البتّه اين موضوع تنها به دليل قدرت دشمن در تهاجم و شبيخون فرهنگى عليه ملّت ما نبوده است؛ بلكه عامل اصلى، بىتوجّهى مسئولان، به ويژه مسئولان نهادهاى فرهنگى نسبت به اين فاجعه عظيم بوده است. تذكّرها و هشدارهاى نخبگان و دلسوزان نيز در آهن سرد آنان تأثير چندانى نداشت. اگر به عملكرد دولتها، نهادهاى تصميمگيرنده و دستاندركاران امور فرهنگى بعد از دوران دفاع مقدّس توجّه كنيم، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه نداشتن درك درست از فرهنگ و تعاريف غلط و غربزده از آن، همچنين خودباختگى و شيفتگى در برابر فرهنگ منحطّ دشمن، آنها را به نوعى بىاعتقادى به انجام فعّاليتهاى فرهنگى مؤثّر و سازنده رسانده است. بنابراين شيوع فساد و انحراف در بين جوانان و خانوادههاى ما، صرفاً به دليل بىتوجّهى مسئولان نبوده است؛ بلكه در بسيارى از موارد، بىاعتقادى به فرهنگ اسلام ناب محمّدى (ص) و خودباختگى قلبى در برابر فرهنگ منحطّ دشمن، آنها را به نوعى تقابل و تلاش عمدى براى آسيب ديدن خانوادهها كشانده است.
اين مسئله، بارها مورد اعتراض رهبرى نظام، مراجع تقليد، نخبگان و دلسوزان فرهنگى قرار گرفته است تا جايى كه مقام معظّم رهبرى در سفر به «خراسان شمالى»، بيست آفت خطرناك و شايع را در كشور را كه ناشى از سبك زندگى غلط مردم مىباشد، برشمردند و در پايان سال ٩٢ نگرانى عميق خويش را از اوضاع فرهنگى كشور ابراز داشتند. ايشان سال ٩٣ را نيز سال اقتصاد و فرهنگ نامگذارى كردند. قطعاً اگر عملكرد مسئولان و دستگاههاى فرهنگى مثبت و مناسب بود، نبايد بعد از سى و پنج سال، اين بيست آفت خطرناك، از جمله افزايش وحشتناك آمار طلاق و كاهش وحشتناكتر رشد جمعيت در كشور اتّفاق مىافتاد.
دشمنان ما بارها نيت شوم و خطرناك خويش را بدون هيچ نوع مخفىكارى و واهمهاى، مبنى بر ضرورت كاهش جمعيت ايرانيان و نابودى نهاد خانواده در