ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - مصاحبه با حجّت الاسلام سيدهادى صالحى، متخصّص اديان و فرق حوزه علميه قم
خود احمدبن حنبل چه نگاهى به تشيع و اهل بيت (ع) داشت؟
احمد بن حنبل به لحاظ شخصيتى و تفكّر، نزديك ترين تفكّر را به شيعه دارد؛ امّا به لحاظ عملكرد حديثى و فقهى نه. اگر تشيع يعنى كسى كه سينه چاك اهل بيت (ع) است، من مىتوانم به شما بگويم كه احمدبن حنبل از همه سينه چاكتر است. تا به امروز هيچ فقيه شيعهاى فتاواى تند ايشان را به نفع تشيع نداشتهاند. او پايه گذار مكتب «حنبلى» است كه وهّابيت و سلفىگرى از شكم آن بيرون آمده؛ امّا او در تفكّرات به اميرالمؤمنين (ع) بسيار نزديك بوده و پاى عقيدهاش، مبارزات بسيارى داشته است؛ به عنوان نمونه، يكى دو تاى آن را نقل مىكنم. احمدبن حنبل در زمانى زندگى مىكرد كه اعتقاد داشتند خلفاى پيامبر سه نفرند، نه چهار نفر. او به شدّت با اين تفكّر مبارزه مىكند و در پى اثبات آن است كه بگويد خلفاى پيامبر (ص) چهار نفر بودند و الآن كه همه اهل سنّت خلفاى پيامبر (ص) را چهار نفر مىدانند، نتيجه زحمتها و مبارزههاى احمدبن حنبل است. به استناد يك حديث كه گفتهاند پيامبر (ص) مىفرمايند: خلافت بعد از من سى سال است و بعد از آن تبديل به پادشاهى مىشود. احمدبن حنبل مىگويد با سه خليفه يك مقدارى از آن ناقص مىشود وهر كس در اين مدّت سى سال حكومت كرد، خليفه پيامبر (ص) محسوب مىشود و بعد از آن ديگر خليفه نيست و سلطنت مىشود. جالب اينجاست كه اين سى سال شامل خلافت امام حسن (ع) هم مىشود كه اسم آن را نمىآورند و مىگويند ايشان با صلح حكومت را واگذار كرد. بنابراين بر اساس اين سخن پيامبر (ص)، كسى نمىتواند به معاويه بگويد: خليفه و اميرالمؤمنين؛ بلكه بايد بگويد: ملك (پادشاه). در اين راستا احمدبن حنبل فتاواى خيلى تندى دارد؛ مثلًا روزى گفت: چه حرف زشتى است كه كسى بگويد على خليفه رسول الله (ص) نيست و در برهه اى فتوا داد كه هركس خلافت را براى علىبن ابى طالب (ع) ثابت نداند، از الاغ گمراهتر است. يكبار ديگر هم تا آخر كار را رفته و مىگويد: هر كس خلافت على (ع) را قبول نداشته باشد، به او دختر ندهيد و از او دختر نگيريد و با او هم كلام نشويد. بايد ببينيم معناى اين حرف چيست؟ ما با اهل كتاب ازدواج مىكنيم، امّا با كفّار و مشركان، هندوها و بودايىها، ازدواج نمىكنيم؛ پس معلوم مىشود كه نظر احمدبن حنبل اين است كه كسى كه خلافت امام على (ع) را قبول نداشته باشد، در حكم كافر و مشرك است و نمىشود با او ازدواج كرد! جالب اينجاست كه هرچند ما با كفّار و مشركان ازدواج