ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - شاخص هاى مفهوم سرمايه دارى
آن است. امروز يك رنگ يا فرم دارد و فردا رنگ و فرمى ديگر. ويژگى مهمّ مد اين است كه با ارزشهاى پايدار و معنوى و انسانى، اخلاقى و دينى كارى ندارد كاملًا به سطح حيات حيوانى، ناسوتى و غريزى ما معطوف است. وجه ديگر مد اين است كه عمق ندارد؛ زيرا اگر عمق داشته باشد، نمىتواند سريع عوض شود. مد نيازمند تغيير دائمى است، در طول چند سال يا چندماه بايد تنگ يا گشاد و ... شود. روزى اين ماشين مد مىشود و روزى ديگر آن ماشين.
مد براساس فرهنگ سرمايه و پولدارى بنا مىشود والّا يك آدم فقير كه نمىتواند مدگرا شود و خود را براساس مد تغيير بدهد. در فضاى سرمايهدارى، يك انسان فقير هر چقدر هم صاحب فضايل انسانى باشد، بىارزش است؛ چون پولى ندارد كه بتواند خود را با ظواهر مد رنگارنگ كند.
با مد، رذايل به فضايل تبديل مىشوند و انسان هويّت باخته به راحتى آن را مىپذيرد؛ چون تابع شرايط و القائات محيط است. نيروهاى پشت صحنهاى كه اين جريان را اداره مىكنند، سرمايهداران، ماسونها و صهيونيستها هستند كه به دنبال منافع اقتصادى، سياسى و ... خود هستند. با گسترش مدپرستى هر نوع تفكّر، تعمّق و تذكّر، توجّه به ميراث حكمى و دينى و آرمانى بىمعنا مىشود و هر چيزى ارزشمند زندگى انسانى از دست مىرود و انسان هويّت مبتنى بر فطرت خود را از دست مىدهد. يعنى شخصيّت اصيل انسان مضمحل مىشود و يك خودِ كاذبِ تابعِ القائات رسانهها و جامعه به وجود مىآيد. انسان مدپرست انتخابهاى اصلى زندگىاش را هم بر اساس مدپرستى انجام مىدهد: رشته تحصيلى، ازدواج و انتخاب همسر و ... ببينيد اين نگاه در جامعه، چه تبعاتى را به دنبال مىآورد.
\* مد و تبليغات در جامعه امروز ايران چه وضعى دارد؟
\* وقتى انقلاب اسلامى در ايران پيروز شد، نظام سرمايهدارى درجه سومى در ايران وجود داشت كه اصطلاحاً به آنها جهان سومى گفته مىشد. از آن دست كشورهايى كه در جهان تنها غارت مىشوند و هيچ استقلال اقتصادى، فكرى و سياسى واقعى ندارند. از مشروطه به بعد جريان سرمايهدارى در ايران اوج گرفته بود. در اصل بانى جدّى سرمايهدارى در ايران را بايد رضا شاه بدانيم. با طى مراحلى در مقطع پيروزى انقلاب، سرمايهدارى انديشه حاكم بر فرهنگ ايران بود و همه عناصر و مؤلّفههاى اقتصاد سنّتى ما از بين رفته و با يك اقتصاد غير مولّد ذاتاً بحران زده و وابسته جابهجا شده بود.
انقلاب اسلامى به نبرد با فرهنگ سرمايهدارى برخاست. ساختار سياسى را كاملًا دگرگون كرد و در عرصه فرهنگى هم اين نبرد شروع شد؛ ليكن متأسّفانه در دولتهاى پس از انقلاب از سال ١٣٦٠ ش. به بعد حتّى آن دولتهايى كه از آنها به سوسياليستى تعبير مىشود، هم سرمايهدارى بودند و با سوء استفادهها و شكلگيرى طبقه تكنوكراتهاى بوروكرات در لايههاى دولتى، جريان سرمايهدارى در ايران ادامه پيدا كرد. اين حلقه از فرايند خصوصىسازى به رغم آنكه در لايههاى قدرت حضور داشتند، صاحب سرمايه هم شدند. به اين ترتيب نوعى سرمايهدارى ليبرال مسلك و نئو ليبرال و تكنوكرات بوروكرات در ايران شكل گرفت. پس از بازسازىها، فرهنگ سرمايهدارى هم به طور كامل وارد ايران شد. وجه غالب اين فرهنگ در اين دوره، فرهنگ مصرفى و مدگرايى و تهى شدن از معنا و ارزشهاى دينى و رنگ باختن آرمانگرايى، به ويژه انقلابى و معنوى و دينى، اصالت پيدا كردن زندگى روزمره، تقليل بشر به ساحت غريزى و ناسوتى حيات است كه به طور تدريجى پيش آمدو امروز هم خود اينها و هم عوارض و تبعات آن را حس مىكنيم؛ مثل اينكه شهرهاى بزرگ ما دچار انفجار خودرو شدهاند؛ از پر مصرفترين كشورهاى دنيا در عرصه لوازم آرايش هستيم، بازار پررونق پزشكان جرّاح زيبايى و ... همه از اين تبعات است. انسانى كه فقط از پول نفت خرج مىكند، متوقّع است و از ايثار و حسّ ملّى و همدردى دينى و ملّى بىبهره است و كعبه آمالش آمريكا و اروپاست و اگر بتوانند به آنجا فرار و اگر نتوانند همان مدل را در اينجا پياده مىكنند. پيدايى انواع مراكز و پاساژهاى لباس، گسترش فرهنگ فست فود، پارتىهاى متعدّد و متنوّع شبانه، ول انگارى و بىمسئوليّتى نظام بوروكرات كشور، رواج فرهنگ مد، بدحجابى و بىحجابى، همه از نتايج ظهور اين طبقه و پيوند آن با طبقه سرمايهدارى سكولار است كه آنها توانستهاند فرهنگ خود را ترويج، تحميل و آن را به فرهنگ غالب تبديل كنند.
\* تبعات مدپرستى در جامعه چيست؟
\* مدپرستى، جامعه را دچار بحرانهاى متعدّدى مىكند كه برخى از آنها عبارتند از: آسيب زدن به اقتصاد ملّى، هدر رفتن سرمايهها و امكانات جامعه و انرژى مولّد جامعه و از بين رفتن توازن بخشهاى غير مولّد اقتصاد. امّا آسيب اصلى مدگرايى اين است كه انسان را از هويّت انسانىاش تهى مىكند؛ يعنى يك بشر مسخ شده تنزّل يافته تا حدّ حيوان را پديد مىآورد. به دنبال آن، فرهنگ تأييد طلب و به دنبال تأييد ديگران رفتن و فراموش كردن مسئله حقّ و باطل و ناديده گرفتن آرمانها و ارزشها را در جامعه بروز مىدهد. تبعيّت از مد در اين فرهنگ در سرمايهدار و پولدار بودن، ماشين كذايى داشتن و لباس مارك دار پوشيدن و ... خودش را نشان مىدهد. چيزهايى در جامعه ارزش مىشود كه با فداكارى، ايثار، اخلاق، عفّت، عدالت و آرمانگرايى، معنويّتگرايى و خلاصه امور انسانى هيچ نسبتى ندارد.
\* وضعيّت جوانان ايران در حال حاضر چگونه است؟
\* الآن الحمدلله مدپرستى هنوز به طور كامل در ميان جوانان ايران حاكم نشده است و الّا جامعه ما از هم مىپاشيد. البتّه جامعه امروز ما