ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
امّا اميدواريم شاهد جنگ با «ايران» نباشيم. ايالات متّحده و اسرائيل، اين پليس مجرى اوامر آمريكا و برخوردار از كمكهاى مالى سخاوتمندانه آمريكا در «خاورميانه»، به جنگ كلامى خطرناك خود با ايران ادامه مىدهند. اين رجزخوانىهاى همراه با تهديدات مكرّر، بىوقفه و تقريباً به طور روزانه تداوم دارد. اين وضعيّت به شدت ناپايدار، مىتواند هر آن به يك جنگ تمام عيار در خاورميانه تبديل شود.
به نظر مىرسد كه پرزيدنت اوباما يكى از عناصر كليدى اين رمان را كه «تفكّر دوگانه» است، به كار گرفته باشد. اين كلمه به معناى «قدرت در سر داشتن دو باور به كلّى متضاد با يكديگر و پذيرش همزمان آنها» است. ما شاهد بودهايم كه همزمان با دريافت جايزه صلح نوبل از سوى آقاى اوباما، او در حال به پيش بردن دو جنگ نيز بوده است؛ وى اندكى پس از دريافت جايزه خود، گامهايى را براى گسترش دامنه جنگ در افغانستان و آغاز جنگى اعلام نشده در پاكستان برداشت. اين نمونهاى كلاسيك از «تفكّر دوگانه» است كه در اين مورد، بايد آن را تحت عنوان «جنگ صلح است»، تعريف كرد.
بنابراين آيا ايالات متّحده را مىتوان در قالب تعريفى جاى داد كه در «١٩٨٤» از كشورى درگير در جنگهايى هميشگى توصيف شده است؟ متأسّفانه بايد گفت كه اين كشور به پوشيدن اين كسوت بسيار بسيار نزديك شده است.
كنترل افكار عمومى
اين ايده كه ما تمام اين جنگها را براى تضمين آزادىها و دمكراسى خود به راه انداختهايم و از اين رو جنگهايى «عادلانه» هستند، در طول چندين دهه، هم از سوى دولت ما و هم رسانههاى سرسپرده و تحت كنترل شركتى ملّى ما در اذهان آمريكاييان جا انداخته شده است.
بعد از حملات يازده سپتامبر به مركز تجارت جهانى، مردم آمريكا با سيلابى مهيب از هشدارهاى مربوط به تروريستهايى كه آماده حمله دوباره به آمريكا در هر زمانى بودند رو به رو شدند و تسليم اين هشدارها گرديدند. «جنگ با ترور» توسط محفل دو نفره بازهاى جنگى، يعنى بوش، چنى براى تعبيه هراس و تشويش در دل آمريكايىها به راه انداخته شد. رسانههاى ملّى ما كه هر روز انباشته بودند از هشدارهاى موحش، اخبار فورى درباره تهديدات بالقوّه و گزارشهاى اجتماعى توسط كارشناسان نظامى بازنشسته و مواجب بگيرى كه با زيركى بذر هراس بيشترى را در دل مردم آمريكا مىكاشتند، آنها و اين ايده آنها را تقويت كردند.
به اين ترتيب بود كه اكثريّتى از آمريكايىها تحت تأثير اين تبليغات قرار گرفتند، گمراه شدند و اين دروغها را راست پنداشتند. گفته شد كه بعد از حملات يازده سپتامبر، آمريكا ديگر هرگز آن آمريكايى كه تا قبل از اين حملات بود، نخواهد شد. گفته شد ما چيزى را تجربه كرده ايم كه هرگز همانندى در تاريخ ما نداشته است و بايد اين حادثه را در لحظهلحظه زندگيمان به ياد آوريم، يك يادآور هميشگى براى مسيرى كه بايد بپيماييم، امّا به لطف خدا، دست كم ما بوش و چنى را داشتيم كه از ما در برابر تروريستها محافظت كنند.
دولت همه جا حاضر و ناظر و سلب حقوق مدنى
كاشته شدن اين هراس در دل آمريكاييان، آنچه را كه به دنبال آن آمد، سهلالوصول كرد؛ يعنى وضع قوانين جديد به منظور محافظت از آمريكايىها در مقابل تروريستهايى كه براى به زانو درآوردن بزرگترين قدرت نظامى جهان در تمام طول تاريخ قدرت لازم را داشتند. به اين ترتيب بود كه قوّه مجريّه و كنگره آمريكا وارد عمل شدند و پيامد آن، وضع قوانينى بود كه محدوديّتهاى تازهاى را بر مردم آمريكا تحميل كرد كه تا قبل از آن، هرگز در تاريخ كشورمان شاهد نبوديم. اين محدوديّتها را در «قانون پاتريوت» و متمّمهايى كه بر «قانونFISA » سال ١٩٧٨ م. زده شد، مىتوان مشاهده كرد.
تصويب قانون پاتريوت علاوه بر آنكه تخلّفى آشكار از قانون اساسى است، دههها تلاش براى تثبيت حمايتهاى لازم در برابر دستدرازىهاى دولت در حقوق شهروندان آمريكايى را خدشهدار مىكند و اختيارات سازمانهاى مجرى قانون را براى شنود تلفنها و كنترل ايميلها و سوابق پزشكى و مالى و ديگر سوابق شخصى بسط مىدهد.
بندهاى قانون پاتريوت و قانونFISA (قانون نظارت بر اطّلاعات خارجى) در مجموع، تخلّفى آشكار از متمم چهارم قانون اساسى آمريكا است كه اشعار مىدارد: «حقوق مردم در امور شخصى، خانهها و مدارك آنها در برابر تجسّس و ضبط غير قانونى تضمين مىشود، جز به حكم قانون.»
قانونFISA ، رويّههايى را براى نظارت فيزيكى و الكترونيكى و گردآورى «اطّلاعات خارجى» بين «قدرتهاى خارجى» و «عوامل قدرتهاى خارجى» (كه مىتواند شامل شهروندان آمريكايى و افراد مقيم دائمى كه مظنون به دست داشتن در جاسوسى و تخلّف از قوانين ايالات متّحده در قلمروهاى تحت كنترل آمريكا هستند، نيز شود) تجويز مىكند. اين قانون در جولاى سال ٢٠٠٨ م. به اجرا گذاشته شد و اجراى آن نيز به سازمان امنيّت ملّى واگذار شد كه اختيارات لازم را براى جاسوسى بر تماسهاى تلفنى بينالمللى و ايميلهاى شهروندان آمريكايى بدون اخطار و فقط با نظارت محدود قضايى مىدهد.
زمانى كه آمريكا به نقطهاى برسد كه قوانين كشور به سازمانهاى دولتى اجازه بدهند، مكالمات تلفنى را استراق سمع كنند، ايميلها و پيامهاى كوتاه و مطالب فيس بوك يا هر شكل ديگر ارتباطات شهروندان را كنترل كنند، در اين صورت ما وارد دوران «برادر بزرگه» شدهايم. بنابراين ما به زودى به شاهدى زنده از انديشههاى پيشگويانه اورول تبديل خواهيم شد. عبارت «برادر بزرگه داره تماشا مىكنه» هميشه به عنوان يك شوخى مطرح مىشد، امّا بايد گفت كه ديگر شوخى نيست، اين امر در آمريكا در حال تبديل شدن به يك واقعيّت است. بنابراين زمانى كه داريد نقطه نظراتتان را در ايميلها، مكالمات تلفنى يا فيس بوك مطرح مىكنيد، مراقب باشيد كه چه مىگوييد، چون كسى در جايى دارد به حرفهايتان گوش مىكند و از روى آنها يادداشت برمىدارد.
پىنوشت:
[١].Michael Payne ، مايكل پين در نوشتههايش عمده تلاش خود را بر روى مسائل اجتماعى و سياست داخلى، سياستهاى خارجى آمريكا و تغييرات آب و هوايى متمركز كرده است. مقالات او در «آنلاين جورنال»، «اينفورميشن كليرينگهاوس»، «پيك اويل»، «گوگل نيوز» و بسيارى سايتهاى ديگر منتشر مىشود.