ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - كسانى كه هميشه در محضر آن حضرتند
سيّد در طلب زيارت صاحب صدا به داخل اتاق برمىگردد تا كفش به پا كند و به صحن مسجد برود، امّا چون باز از اتاق خارج مىشود، همه مسجد را در تاريكى مىيابد و چون ساعت خويش را مىنگرد، درمىيابد كه تازه دو ساعتى از نيمه شب گذشته است؛ پس با افسوس به اتاق خويش برمىگردد و پى مىبرد كه آن شخص، ولىعصر، حضرت حجّت (ع) بودهاند.
اين حكايت همچون صدها واقعه ديگر، نشانگر علاقه خاصّ آن حضرت به محبّان و شيعيان خود است و بيانگر اينكه اگر لياقت ملاقات، هر چند در لحظاتى كوتاه حاصل شود، آن حضرت فرد لايق را از اين فيض محروم نمىسازند.
برخورد با مدّعيان تشرّف و ارتباط
با اين همه امّا اگر كسى ادّعاى تشرّف به محضر آن حضرت كرد، وظيفه شرعى همه مسلمانان است كه او را تكذيب كنند و از اين سخنان باز دارند. آنچه امروزه در جامعه ما شايع شده كه هر از چندگاه، گروهى خيالپرداز و گروهى ديگر كه مفاهيم مذهبى را وسيله اشتهار خود كردهاند، امروزه در كارند تا مردم را به جاى آنكه به سوى آن حضرت بخوانند، به بهانه تشرّف و حتّى ارتباط دائمى، قلوب مردم را به سوى خود جذب كنند.
متأسّفانه شمارى از كسانى كه بدون ارتباط با استاد، مداومت بر ذكرهاى خاصّى مىكنند و پس از مدّتى دچار توهّمات و خيالات عجيب مىشوند نيز، به چنين ادّعاهايى دست مىبرند.
اينان بدون آنكه تحت نظر استاد فن قرار گيرند و با ملاحظه استعداد و توان خود، به قرائت اذكار بپردازند، ذكرى را انتخاب مىكنند و بر عددى خاص از آن مداومت مىنمايند و سرانجام همچون روانپريشان به حالاتى عجيب مبتلا مىشوند و در خيال خود ادّعاهايى عجيبى پيدا مىكنند.
اينان، گاه مدّعى تشرّف به محضر آن حضرت يا رؤيت جبرائيل يا ورود به بهشت و سير در عوالم آخرت و ... مىشوند و خطرناكتر آنكه در مراحل روانى سخت، اين ادّعاها را به ديگران نيز منتقل مىكنند و بدين ترتيب حتّى خود را از سوى آن حضرت مأمور به انجام بعضى از كارها نشان مىدهند.
گذشته از اينان، هميشه گروهى تجارتپيشه هم در جوامع اسلامى حضور داشتهاند كه مفاهيم مذهبى و اعتقادات مردمان را وسيله كسب و تجارت خود قرار مىدادهاند. اينان با سوءاستفاده از قلبهاى ساده بعضى از معتقدان به مبانى تشيّع، خود را نايبان آن حضرت مىخواندهاند و به وضوح از اينگونه اعتقادات انسانها بهرهبردارى مادّى مىكردهاند. از همين روست كه در احاديث اهل بيت (ع)، به وضوح مردم را از پذيرش سخن اينان باز داشتهاند و تمامى كسانى را كه مدّعى تشرّف به محضر آن حضرت هستند، دروغزن و عوامفريب خواندهاند.
كسانى كه هميشه در محضر آن حضرتند
گذشته از همه اينها امّا، مىخواهيم به نكتهاى ديگر اشاره كنيم؛ و آن اينكه بسيارى از كسانى كه ادّعاى تشرّف به محضر آن حضرت را داشتهاند و گاهگاه واقعاً از فيض آن حضرت نيز برخوردار شدهاند، نه [خود] ايشان، بلكه يكى از ياران خاصّ ايشان را زيارت كردهاند؛ چه، همواره پنج گروه از اوليا در محضر آن ولى مطلق به سر مىبرند و در خدمت ايشان از جان و دل مىكوشند. اينان اوتاد، نجبا، نقبا، رجالالغيب و صلحا هستند كه اگرچه از جنس ديگر مردمانند، امّا به مراتبى از تهذيب نفس و جلاى باطن نايل شدهاند كه مىتوانند در محضر آن حضرت به سر برند. خلاصه آنكه غير از طبقه صلحا، گويا بقيه اين طبقات داراى تشرّف اختيارى هستند و مىتوانند در هر لحظهاى كه طلب كنند، به محضر ايشان بار يابند.
اگرچه شماره اينان به درستى بر ما معلوم نيست، امّا گويا جمعيّت حاضر در محضر آن حضرت، بيش از پانصد نفر هستند. اينان دائماً تحت فرمان آن حضرتند و حوائج شيعيان و محبّان ايشان را به فرمان آن حضرت روا مىدارند؛ از اين روست كه شمارى از كسانى كه ادّعاى تشرّف به محضر آن حضرت را دارند، هر چند واقعاً مورد نظر و فيض خاصّ آن حضرت واقع شدهاند، امّا نه خود ايشان كه يكى از ياران خاصّ ايشان را زيارت كردهاند؛ امّا با اصرار، مدّعى مىشوند كه خود آن حضرت را ديدهاند. بايد از اينان پرسيد: آيا پيش از اين ايشان را ديدهاند كه از چگونگى چهره ايشان آگاه باشند تا بتوانند آن حضرت را بازشناسند؟
ياران آن حضرت و به ويژه طبقه رجال الغيب، همواره به امر آن حضرت در ميان مردم رفت و آمد مىكنند و حوائج آنان را برطرف مىسازند. بدين ترتيب، اگر كسى با يكى از مردان الهى روبهرو شد كه پس از انجام حوائج مادّى و معنوى او، از ديده نهان گشت، نبايد بپندارد كه خود آن حضرت را ديده است؛ چه بسا يكى از ياران خاصّ آن حضرت را كه سر در فرمان ايشان دارند، ديده است.
يكى از دوستان ما كه جلسات متعدّدى با هم داشتيم، مرحوم حاج مؤمن بود. او مردى صالح و از محبّان واقعى آن حضرت بود و در شمار دوستان نزديك شهيد آيتالله دستغيب شيرازى نيز قرار داشت؛ آن شهيد والامقام حكاياتى را از او در كتاب داستانهاى شگفت خود نقل كرده است. حاج مؤمن آنگونه كه خود نقل مىكرد، مرتبهاى به فيض تشرّف در خيمهگاه حضرت ولىعصر (ع) نايل شده و سه روزى را در آن محيط به سر برده بود. او خود نقل مىكرد كه: هفت يا هشت صف پشت سر آن حضرت نماز مىخواندند و مرا در سويه راست صف سوم جماعت جاى دادند. در آن جماعت، هر كس جايى مشخّص داشت و در مكان خاصّ خود از فيض جماعت آن حضرت بهرهمند مىشد.
پىنوشتها:
برگرفته از: آب حيات؛ مجموعه سخنرانىهاى حضرت آيتالله ناصرى، صص ٣٥٢- ٣٥٩.
١. بنگريد: وسائل الشّيعه، ج ١٦، ص ٩٤، ح ٢١٠٧٣؛ بحارالانوار، ج ٦٨، ص ١٧٣؛ ارشاد القلوب، ج ١، ص ٨٧.