ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - نذر و توسّل به امام زمان (ع) جهت گشايش كارها
را مىگشايند، امّا با كمال تعجّب كسى را نمىيابند. بعد از اين اتّفاق، خواب از چشم ايشان پريده و ديگر خوابشان نمىبرد، بنابراين به نظرشان مىرسد كه در اين شب نيمه رمضان به حمام رفته و غسل مستحبّى آن شب را به جا بياورد. به نيّت حمام از خانه خارج مىشود. وقتى وارد حمام مىشوند مىبيند آب خزينه اوّل خيلى كثيف است، ولى خزينه دومى آب بسيار پاكيزهاى دارد، امّا خيلى گرم و سوزان است تا آنجا كه امكان ورود در آب ميسّر نيست.
مرحوم فقيه ايمانى در اين حال حيران مىمانند كه چه كنند؟ ناگهان ملاحظه مىكنند آقاى بزرگوارى وارد حمام شده و به راحتى وارد همان خزينه آب گرم و سوزان شده و آبتنى مىكنند. ايشان هم به دنبال آقا، وارد خزينه مىشود ولى اين بار بر خلاف نوبت پيش احساس گرماى ملايم و مطبوعى مىنمايند، امّا در آن حال متوجّه اين تغيير دماى آب نمىشوند.
بارى، پس از مدّتى آن آقاى بزرگوار از خزينه خارج مىشوند كه در اين حال مرحوم فقيه ايمانى احساس سوزش و گرماى شديدى كرده، با سرعت از خزينه خارج مىشوند و به سوى رختكن حمام مىروند و از استاد حمامى سراغ آن شخص را مىگيرند. حمامى در پاسخ مىگويد: كسى غير از شما وارد حمام نشده و كسى هم خارج نگرديده است. در اين حال مرحوم فقيه ايمانى قصه و قضيه را با خود مرور مىنمايند و ملتفت مىشوند به صدا در آمدن در خانه در نيمه شب و انديشه رفتن به حمام و انجام غسل مستحبّى، ملايم و مطبوع شدن آب سوزان خزينه با ورود آقا و همچنين گرم و جوشان شدن آن پس از خروج ايشان همه غيرعادى بوده است و اين مقدّمات براى اين بوده كه امام مىخواستهاند مضمون اين شعر را ملموسانه به ايشان بفهمانند و ظاهراً رفع استبعاد نمايند كه وجود (حاضر غايب) چگونه تحقّق مىيابد آرى:
لا يسّما امامنا الثانى عشر
من حاضر فينا و عنا مستتر
اين بيت در منظومه «مطلع الانوار» صفحه ٢٣٥، سطر هفتم آمده است![١]
به مردم بگوييد توبه كنند و براى تعجيل در فرج و ظهور دعا كنند
مرحوم آيت الله ميرزا محمّد باقر فقيه ايمانى رفاقت ديرينه و عميقى با مرحوم آيت الله شهيد سيّد محمّدتقى موسوى اصفهانى صاحب «مكيال المكارم» داشت. مرحوم موسوى اصفهانى اين رؤياى صادقه را از آن عالمِ ايمانى و مؤيّد به تأييدات سبحانى در بخشنهم كتاب خود در «نتايج دعا براى فرج» چنين آورده: دعا، وسيله تأييد خداوند در عبادت است و مداومت در دعا براى مولايمان صاحب الزّمان (ع) سبب مىشود كه خداوند متعال انسان را در عبادت تأييد كند و او را از اولياى خود قرار دهد و شكّى نيست كه ارزندهترين و عظيمترين انواع دعا آن است كه براى كسى باشد كه خداوند حقّش را بر تمام خلايق واجب ساخته و به بركت وجود او فيض به همه موجودات رسيده است بنابراين بر اهل ايمان لازم است كه در هر زمان و مكان به اين امر اهتمام ورزند.
مرحوم علّامه فقيد شهيد سيّد محمّدتقى اصفهانى (ره) در ادامه در تأييد و تسديد گفتار خود اين رؤياى صادقه را از مرحوم آيت الله فقيه ايمانى چنين نقل مىكند: برادر عزيز ايمانى، فاضل مؤيّد به تأييدات سبحانى، آقا ميرزا محمّد باقر اصفهانى- كه خداوند بر بزرگىاش بيفزايد و آرزوهاى او را برآورده كند- همين روزها برايم نقل كرد كه: شبى از شبها در خواب يا- ميان خواب و بيدارى- مولايم حضرت امام حسن مجتبى (ع) را ديدم كه نزديك به اين تعبير فرمود: «بر منبرها به مردم بگوييد و به آنها امر كنيد كه توبه كنند و براى فرج و تعجيل در ظهور حضرت حجت (ع) دعا نمايند و اين دعا مثل نماز ميّت نيست كه واجب كفايى باشد و با انجام آن از سوى بعضى مكلّفين از ديگران ساقط گردد. بلكه مانند نمازهاى يوميّه است كه بر تمام مكلّفان واجب است آن را انجام دهند.[٢]
نذر و توسّل به امام زمان (ع) جهت گشايش كارها:
چنانچه در زندگانى نورانى ايشان اشاره رفت يكى از شيوههاى آن مرحوم در توجّه دادن افراد به امام زمان (ع) اين بود كه هر كس دچار هر گونه گرفتارى يا مشكل مادّى و معنوى مىشد. قبل از هر چيز او را به نوعى از توسّلات به امام عصر (ع) رهنمون مىشد و توصيهاى در توجّه به آن حضرت و قرار دادن نذرى براى آن بزرگوار مىكرد. در كتاب «شيفتگان حضرت مهدى (ع)» اين حكايت از زبان فرزند برومند مرحوم آيت الله فقيه ايمانى شنيدنى است:
مرحوم آيت الله شهيد سيّد محمّد تقى موسوى اصفهانى (ره) صاحب «مكيال المكارم» مشتاق زيارت خانه خدا بودند و قطعه زمينى موروثى براى فروش در اختيار داشتند. امّا مشتريان- با توجّه به تمايل سيّد جهت فروش- مىخواستند آن زمين را به قيمتى كمتر از ارزش واقعى آن بخرند. به همين علّت هزينه آن سفر روحانى فراهم نمىشد تا اينكه سيّد شهيد به دوست صميمى خود مرحوم فقيه ايمانى برخورد مىنمايد و چاره كار را از ايشان جويا مىشود. مرحوم فقيه ايمانى در پاسخ مىفرمايند: شما خود استاد و راهنماى اين طريق هستيد. در اين حال سيّد شهيد اصرار مىكند و مىفرمايد: مىخواهم شما راهى را بگوييد.
مرحوم فقيه ايمانى بعد از درنگى مىفرمايند: به نظرم مىرسد نيّت كنيد و تصميم بگيريد كه پس از تشرّف به خانه خدا، اهمّ دعاها و حوايج شما، دعا درباره فرج آقا امام زمان (ع) باشد.
مرحوم سيّد شهيد در اين لحظه به شدّت دگرگون مىشوند و انقلاب درونى خاصّى در ايشان ايجاد مىشود و مىفرمايند: عجب پيشنهاد جالب و خوبى است.
پس از چند روزى مشترى خاصّى پيدا شده و آن قطعه زمين را به قيمتى بيش از ارزش واقعى آن خريدارى مىكند، آن چنان كه همه هزينه سفر حجّ سيّد شهيد به شكل آبرومندانهاى تأمين شده و به خانه خدا مشرّف مىشوند و ظاهراً در همين سفر معنوى است كه مأموريّت