ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - پيشينه اعتقاد به ضدّمسيح
و ضدّيت مىكند و مدّعى جايگاه اوست.[١]
محتواى مكاشفات يوحنّا را مىتوان بر اساس هر يك از رؤياهاى اصلى يوحنّا به چهار قسمت تقسيم نمود:
١. رؤياى اوّل: كه مسيح را در حال سخن گفتن با كليساها مىبيند؛
٢. رؤياى دوم: مسيح بر كائنات تسلّط مىيابد؛
٣. رؤياى سوم: طى آن مسيح بر همه قدرتهاى شرير پيروز مىشود؛
٤. رؤياى چهارم: كه در آن شاهد سلطنت مسيح در كره زمين است.
آنچه در اين تقسيم بندى مشخّص مىشود، اين است كه بيشتر رؤياهاى يوحنّا مربوط به آينده است؛ با اين سخن روشن مىشود كه چرا بيش از هر جايى ردّپاى ضدّمسيح را بايد در مكاشفات يوحنّا جست. با اين حال بايد توجّه داشت كه ادبيّات يوحنّا، استعارى و سمبوليك است كه بسيارى براى فهم آن به استفاده از عهد عتيق روى مىآورند.[٢]
در رساله اوّل يوحنّاى رسول آمده است: اى بچّهها، اين ساعت آخر است و چنان كه شنيدهايد دجّال مىآيد، اكنون هم دجّالان بسيار ظاهر شدهاند و از اين رو مىدانيم كه ساعت آخر است.[٣]
بر اين اساس يكى از نشانههاى ساعت آخر يا به تعبير اسلامى آن، آخرالزّمان، ظهور دجّال است؛ اگر چه در ادامه به اين مطلب اشاره شده كه در هر زمان دجّال مىتواند مصداقى پيدا كند؛ با اين بيان مىتوان اين طور نتيجه گرفت كه دجّال ممكن است فرد خاصّى نباشد؛ بلكه مىتواند جريان خاصّى باشد، چنانچه در ادامه نامه تعريف دقيقى از دجّال ارائه مىشود: دروغگو كيست؟ جز آنكه مسيح بودن عيسى را انكار كند. آن دجّال است كه پدر و پسر را انكار مىنمايد، كسى كه پسر را انكار كند، پدر را هم ندارد و كسى كه اعتراف به پسر نمايد، پدر را نيز دارد.[٤]
فرد يا جريان خاصّ دجّال در پى انكار حضرت عيسى (ع) هستند كه بر اساس آموزههاى «انجيل» چنين شخصى از خدا نيست و هر روحى كه عيسى مسيح مجسّم شده را انكار كند، از خدا نيست و اين است روح دجّال كه شنيدهايد كه او مىآيد و الآن هم در جهان است.[٥]
به اين ترتيب در موارد مختلفى در ملحقات اناجيل شاهد منكران حضرت عيسى (ع) با عنوان دجّال هستيم؛ زيرا گمر اه كنندگان بسيار پديد آمدند كه عيسى مسيح ظاهر شده در جسم را اقرار نمىكنند. اينانند گمراه كننده و دجّال.[٦]
تقريباً همه مفسّران اناجيل به دجّال در ضمن استفاده از مكاشفه يوحنّا اشاره مىكنند؛ با اين حال اختلاف اصلى آنان را بايد در مورد باب خاصّى كه در آن از وى ياد شده، دانست كه نظرات آنان به قرار زير است:
١. برخى به وحش؛
٢. برخى به اژدهاى آتشگون؛
٣. برخى به وحشى كه ده شاخ و هفت سر دارد؛
٤. بسيارى از محققان، دجّال را بر وحشى كه دو شاخ مثل شاخهاى برّه داشت و مانند اژدها سخن مىگفت يا بز وحشى قرمزى كه «هفت سر و ده شاخ داشت» يا در پايان به شيطانى كه از زندان خود خلاصى خواهد يافت و امّتها را گمراه خواهد كرد، منطبق مىدانند.[٧]
پولس نيز درباره ظهور آنتى كرايست خبر داده است، امّا تعبير او مرد شرير و فرزند هلاكت است؛ بدين ترتيب براى رسيدن به روز مسيح اين مرد ظاهر مىشود و گروهى را مرتد مىكند.[٨]
ظهور ضدّمسيح حدّاقل با سه رويداد در ملحقات اناجيل ترسيم مىشود كه به شرح زير است:
١. سرّ بى دينى كه حمايتكننده اصلى قدرتهاى شرير در حال حاضر در سرتاسر جهان است، آشكار مىشود.[٩] اوج اين حركت در بى حرمتى به معيارهاى مقدّس كلام الهى است؛ اگر چه عدّهاى وفادار باقى مىمانند؛[١٠]
٢. در روزهاى آخر، بسيارى از مدّعيان كليسا از حقيقت كتاب مقدّس دور شده و مرتد خواهند شد؛
٣. برداشته شدن يك مانع يا شخصى است كه با اين اتّفاق، روز خدا آغاز مىگردد.[١١]
بنا بر نظر برخى، طرح اعتقاد به ضدّمسيح را بايد همزمان با زندگى حضرت عيسى (ع) دانست؛ مذهبى كه مقارن ظهور اين پيامبر خدا پديد آمد، «گنوسى» يا «عرفان ثنوى» نام داشت. گنوس از كلمه گنوسيس، گرفته شده كه واژهاى يونانى و به معناى عرفان و معرفت و دانش است. دوره شكوفايى اين مذهب از قرن اوّل تا سده سوم ميلادى است؛ گنوسىها در درون خود دانشمندان كلامى در «فلسطين»، «سوريه»، «بين النّهرين» و «مصر» را پرورش دادند. برخى عرفان يهودى را در پيدايش اين مكتب بى تأثير نمىدانند.[١٢] بيشتر پيروان فرق گنوسى از پيروان حضرت عيسى (ع) بودند و او را منجى بشر مىدانستند؛ آنان بر اين باور بودند كه حضرت عيسى (ع)، شيطان را از اين جهان رانده و در دايره آتش سياه به زنجير كشانده است ولى شيطان در آخرالزّمان فرزندى از زنى ناپاك به وجود خواهد آورد كه دشمن عيسى (ع) است و دجّال نام دارد. او نژاد بشر را يكسره به ژرفناى سقوط رهبرى خواهد كرد، ولى سرانجام عيسى (ع) بر دجّال پيروز خواهد شد.[١٣]
پولس رسول كه از افراد مورد نظر كليساست به آنتىكرايست