ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - شاخص هاى مفهوم سرمايه دارى
از ٢٥ كتاب در زمينه تاريخ و فرهنگ نوشته و همواره مشاور برخى مديران فرهنگى نظام بوده، در زمينه سياسى هم البتّه به اتّكاى مبانى نظرى مورد نظرش، تحليلهايى دارد كه خودش نام «تاريخى- فرهنگى» را براى آن مى پسندد. يكى از شبهاى كوتاه ماه رمضان سال جارى پس از افطار تا پاسى از شب گذشته فرصت خوبى بود كه با ايشان به گفت و گو بنشينيم؛ در اين ميان كسالت و بيمارى مانع از انجام اين گفت و گو نشد و در فضايى صميمانه به پرسش و پاسخ نشستيم و آنچه در پى مىآيد حاصل اين گفتوگوست كه تقديم شما خوانندگان عزيز موعود مىگردد.
\* با تشكّر از وقتى كه در اختيار ما گذاشتيد، لطفاً براى شروع گفتوگو بفرماييد: تفاوت ميان سرمايه و ثروت چيست؟
\* من هم از شما و ديگر دست اندركاران موعود متشكّرم كه اين وقت را در اختيار من قرار داديد. بحث تفاوت ثروت و سرمايه بحث بسيار بسيار مهمّى است. خلط مفهوم اين دو واژه باعث مىشود كه ما نتوانيم مرزبندى مشخّصى با نظام سرمايهدارى داشته باشيم. سرمايه(capital) مفهومى كاملًا مدرن است و پيش از آن سابقه و مصداقى نداشته است. آنچه در دورههاى قبل با عنوان ثروت و كنز شناخته مىشده، از حيث مشخّصات و شاخصها با سرمايه كاملًا متفاوت است. سرمايهسالارى كه وجه غالب آن را در نظامهاى سرمايهدارى مىتوان ديد به نظامهايى اطلاق مىشود كه بر پايه مفهوم سرمايه بنا شدهاند و نظام اقتصادى عصر مدرن به شمار مىآيد. اين مفهوم در دورههاى قرون وسطاى غرب و پيش از آن و نيز تمدّنهاى ممسوخ شرقى در «چين»، «ايران» و «بين النّهرين» باستان، مصداقى نداشته است.
شاخصهاى مفهوم سرمايهدارى
١. سرمايه به سمت سودجويى نامحدود و نامشروط در حركت است و چيزى آن را محدود نمىكند. هايبرونر، اقتصاددان معاصر آمريكايى، به اين مطلب تصريح مىكند كه در دورههاى قبلى، حتّى دوره كاتوليكى يا دوره يونان باستان، انسان به دنبال سودجويى نامحدود و نامشروط نبود و اين انسان، محصولدوران مدرن است. ارسطو كه به غرب يونانى تعلّق دارد و فاقد تفكّر دينى است، سودجويى و ربا را محكوم مىكند. سود مشروط و محدودى كه در غرب، پيش از دوره مدرن مطرح بوده، به مقدار معقول و محدودى است كه قوت يك فرد را به اندازه نياز غير تجمّلاتىاش فراهم كند؛
٢. مهمترين شاخص سرمايهدارى اين است كه سرمايهدارى پروسه، رابطه و نسبتى است از انباشت مداوم، پيگير و خودافزايانه سرمايه كه مرتّب براساس سودافزايى در حال حركت و افزايش مىباشد. در حالى كه ثروت پس از افزايش جمع مىشد و حركتى نداشت؛ امّا سرمايه، اتمسفر و مدار در اطراف خود به وجود مىآورد. اگر شاهى در قديم كوهى از طلا هم داشت، اين كوه طلا، زندگى و فرهنگ زندگى كسى را عوض نمىكرد؛ چنان كه در طول هزاران سال، همه طلاهاى پادشاهان هند، باعث بروز تغيير در تمدّن هندى نشد، امّا سرمايه ثروتى است كه با محرّك سودجويى نامحدود و نامشروع به سمت خود افزايى، ايجاد تحرّك و فضاى جديد براى سودجويى و انباشت بيشتر حركت مىكند و اين روند پايانى ندارد و در طول اين حركت، مرتّب ايجاد تغيير مىكند. اين مطلب به تصريح اقتصاددانان غربى نيز رسيده است: مانند هايبرونر، ماركس، سومبارت (جامعهشناس و اقتصاددان آلمانى)؛ به همين دليل است كه نظمى پر از دگرگونى را در اين جريان مىبينيم كه البتّه جريانها و رسانههاى غربى، عنوانى ارزشى به آن داده و نام پويايى بر آن نهادهاند.
شما نگاه كنيد از قرن ١٧ م. كه نظام سرمايهدارى به اروپا مسلّط مىشود و بعد از آن در قرن ١٨ م. كه انقلاب صنعتى شروع مىشود، چقدر در دنيا شاهد تغيير و تحوّل بودهايم و همه حالات و مناسبات زندگى و مولّدها تغيير كردهاند. از ١٨٥٠ تا ١٩٧٠ م. ما سه موج انقلاب صنعتى و تحوّل در تكنيك را شاهد بودهايم: انقلاب بخار، انقلاب الكتريسيته و نهايتاً انقلاب الكترونيك. از سال ١٩٨٠ م. تاكنون تغييرات به سرعت رخ دادهاند. در نظام جهانى امروز اين تغييرات را به عنوان يك ارزش معرفى مىكنند، ولى هر نوع حركت را كه نمىتوان ارزش دانست؛ چرا كه ارزش به سمت كمال و كمال بخشيدن است و از اين رو ارزش دارد، به خصوص كه اين تغيير و تحوّلات، ما را از كمال و ارزشها دور مىكند. ما متوجّه ساحت دنيايى شدهايم و دائم به سمت پايين در حال حركتيم. مهم اين است كه در حال حركتيم و اين حركت نزولى ارزش سرمايهدارى است؛
٣. نكته ديگر اينكه، سرمايهدارى در غرب بدون يهود قابل تصوّر نيست و پديدآورنده سرمايهدارى خود يهوديان بودهاند. سومبارت مفصّل در اين باره تحقيق كرده و توضيح داده كه چرا يهوديان توانستهاند اين سيستم را در جهان پياده كنند: اوّل اينكه، آنان در جاى مشخّصى تمركز ندارند و در تمام اروپا و جهان پراكندهاند؛ دوم اينكه، به رغم اين پراكندگى، آنان در تمام جهان با هم در ارتباط بودهاند؛ مثلًا خاندان روچيلدها را نگاه كنيد، يكى از آنها در «هلند» بود، يكى در انگليس؛ در دورهاى كه ارتباطات امروزى وجود نداشته، اينها با هم در ارتباط بودهاند و به سبب بستگى قومىاى كه داشتهاند، اين ارتباطات بروز ويژهاى پيدا مىكرده،