ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - در آستانه تاريكى
گلستانه
تولّد دوباره
بيا كه آمدنت
تولّد دوباره زمين است
و طلوع گامهايت،
مرگ تمام كوچههاى بُن بست.
بيا و در آسمان نگاه زمستانى ما
خورشيدى بيافرين
بگذار
شبهاى بىچراغ تنهايىمان را
در صبح صادق چشمهايت گم كنيم.
اى قاصد مهربانىها!
طلسم آينههاى دروغگو را بشكن
تا خوشبختى
ميان دستهاى مظلوم گل كند
و فاصلهها به زانو در آيند
بيا
تا پرندهكوچك انتظارمان
پرواز را بياموزد.
مينا دادگر
تا ظهور آن موعود ...
|
نشستهام به گذرگاه ناگهانى سرخ |
در انتظار خطر، زير آسمانى سرخ |
|
|
نشستهام كه بچينم عبور توفان را |
ز جادّههاى اساطيرى زمانى سرخ |
|
|
بر آن سرم كه بخوانم نمازى از آتش |
اگر كه شعله بگويد، شبى اذانى سرخ |
|
|
تمام هستى من، دفترى غزل- آتش |
و سهم من ز تمام جهان، زبانى سرخ |
|
|
خدا كند دلِ من، در صف خطر باشى |
شبى كه واقعه مىگيرد امتحانى سرخ |
|
|
در انتهاى حماسىترين شب تاريخ |
ظهور مىكند آن مرد آسمانى، سرخ |
|
|
به قاف خوف و خطر، تا ظهور آن موعود |
خدا كند دلِ من، منتظر بمانى سرخ |