ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - پايان دادن به حاكميّت
عبوديّت بنگرد و فرياد «هل من محيص»[١] وى از سويداى دلش برآيد و راه چارهاى هم نباشد؛ زيرا خداوند مىفرمايد:
«ذلِكَبِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ؛[٢] آگاه باشيد كه اين نتيجه، به واسطه آن كارهايى است كه خودتان انجام دادهايد و تحقيقاً خداوند نسبت به بندگان خود ستمگر نمىباشد.»
بارى، در اينجا كه مىخواهيم مطلب يازدهم را كه راجع به آمار مساعدتهاى سازمان ملل متّحد به كشور ايران و ساير ممالك اسلامى مىباشد، خاتمه دهيم، چقدر مناسب است، مقالهاى را كه در روزنامه «جمهورى اسلامى» اخيراً آورده است، ذكر كنيم. اين مقاله مشتمل است بر آنكه سازمان ملل متّحد الآن اعتراف نموده، آمارهاى رشد جمعيّت كه مىداده و توصيه بر كنترل جمعيّت كه تا به حال مىكرده است، همگى غلط و خطا بوده است و اين ناشى از سياستهاى سوء انگلستان و آمريكا بوده است كه آمارى خلاف واقع و دهشتانگيز براى ابقاى سلطه خود بر جهان سوم مىدادهاند و سازمان ملل متّحد را با غلطاندازى خود رهبرى مىنمودهاند.
اين مقاله چون اوّلًا بسيار مستند و صحيح بوده و ثانياً حاوى مطالبى است كه همه و همه تأكيد و تأييد گفتار ما از اوّل مقاله تا اينجا مىباشد. بنابراين شايسته است ما آن را به تمام و كمال ذكر كنيم:
روزنامه «جمهورى اسلامى» در مورّخه ١٥ صفر ١٤١٥ (٣ مرداد ١٣٧٣) تحت شماره ٤٣٨٧ آورده است: مشكل امروز ما به هم خوردن «توازن جمعيّت» است، نه «افزايش جمعيّت».
انتشار نتايج بررسى اقتصادى- اجتماعى سازمان ملل در سال جارى، حاوى اعترافات تكاندهندهاى بود كه بسيار جاى توجّه دارد. در گزارش اين بررسى تصريح شده است كه پيشبينىهاى قبلى در مورد رشد جمعيّت جهانى و مسائل مربوط به آن نادرست بوده و حتّى نتيجهگيرىها و جمعبندىهاى مربوط به آن هم بر اساس پيشداورىهاى غلط استوار بوده و از جمله اين ادّعا كه رشد جمعيّت منجر به كاهش توليد موادّ غذايى مىشود، يك استدلال مردود است. اين گزارش سازمان ملل تصريح دارد كه با پيشرفت تكنولوژى در عرصه توليد موادّ غذايى، ميزان رشد اين موادّ، بيش از رشد جمعيّت خواهد بود.
اينكه يك مرجع جهانى به اشتباه خود در محاسبه و جمعبندى گذشته خود اعتراف كند، بسيار مقبول و پسنديده است؛ ليكن بايد به بررسى علل و عوامل مؤثّر در آن اشتباهات در محاسبه و جمعبندى پرداخت تا مشخّص شود كه دستهاى پشت پرده در القاى اين شبههها، چه كسانى بودهاند و چه اهدافى را دنبال مىكردهاند.
در اين زمينه لازم است قبل از هر چيز به نقش كشورهايى بپردازيم كه گرداننده اصلى اين قبيل مراكز هستند و با ارائه اطّلاعات و آمار غلط و اغراقآميز، باعث مىشوند كه گزارش يك مرجع بينالمللى اين گونه خدشهدار شود. آمريكا، انگليس و برخى از كشورهاى اروپايى با اعمال نفوذ در اين زمينه سعى دارند، اهداف و برنامههاى دراز مدّت خود را دنبال كنند و از جمله با اعمال سياستهاى ضدّ جهان سومى، چنين وانمود كنند كه گويا علّت اصلى معضلات امروز جامعه بشرى، افزايش جمعيّت در جهان سوم است كه منابع غذايى را محدود مىكند، امكان شغليابى را به حدّاقل مىرساند، رفاه را به صفر مىرساند و انسانها را به خطّ فقر مىكشاند. حال آنكه امروزه بهتر مىتوان دريافت كه اين تبليغات مبتنى بر آمار و اطّلاعات غلط و اغراقآميز بوده كه يكى از عمدهترين اهداف آن، ايجاد انحراف افكار عمومى جهان از جريان غارت منابع و ثروتهاى جهان سوم توسط قدرتهاى سلطهگر و افزايش سياستهاى نظامىگرى در جهان است كه باعث شده ملّتها ناچار شوند، بخش عمدهاى از ثروتها، منابع و درآمدهاى خود را به تأمين نيازهاى نظامى خود بپردازند تا بتواند آنها را در قبال بحرانهاى غيرقابل پيشبينى و در شرايط ناخواسته حفظ كند.
اكنون خوب است به انعكاس مواضع و