ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - ٣ حضرت ابراهيم (ع)
اوّلين فرد مصرّح و ياد شده در قرآن كريم است.
علّامه محدّث جزايرى در كتاب «النور المبين فى قصص الانبيا و المرسلين» (معروف به قصص الانبياى محدّث جزايرى) از كتاب اكمال الدّين شيخ صدوق از حضرت صادق (ع) و او از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه فرمود: «آدم ابوالبشر ٩٣٠ سال عمر كرد.»
اكنون ملاحظه و مقايسه[١] مىشود كه ما فعلًا و تا اين تاريخ كه در سال ١٤٣١ ق. هستيم و امام زمان (ع) ما در سال ٢٥٥ ق. ولادت يافته است. پس عمر مبارك ايشان تا اين تاريخ به ١١٧٦ سال مىرسد.
حال نمىخواهيم بگوييم طول عمر مهدى (ع) از عمر آدم (ع) گذر كرده و افزون شده است؛ با اينكه چنين است؛ زيرا تشبيه ميان آدم و مهدى (ع) اجمالًا از جهت اصل درازى عمر است نه از جهت تطابق دقيق عمر هر دو. منظور امام چهارم (ع) اين است كه آدم ابوالبشر هنگامى كه عمر او به بالاى ٩٠٠ يا پايين هزار سال (يا بالاى هزار سال) رسيد و هر كس آن را شنيده يا خوانده، تعجّب نكرده، چگونه است كه عمر طولانى حضرت مهدى (ع) را مورد استنكار يا استعجاب قرار مىدهند؟
٢. حضرت نوح (ع) (ابوالبشر دوم).
[٢]
او نيز نخستين پيامبر اولوالعزم و از رجال دراز عمر بوده است كه تنها مدّت پيامبرى و رسالت او ٩٥٠ سال بوده كه قرآن كريم مىفرمايد: «فَلَبِثَفِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً[٣]؛ پس در ميان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ كرد.» مكث نوح در ميان امّت خود و مدّت تبليغ و ارشاد وى به نهصد و پنجاه سال بالغ گرديد و امّا مدّت كلّ عمر وى طبق روايت شيخ صدوق از حضرت صادق (ع) از رسول اكرم (ص) ٢٤٠٠ سال بوده است.[٤] طبق روايت ديگر صدوق از امام ششم (ع) ٢٥٠٠ سال بوده بدين شرح كه ٨٥٠ سال قبل از بعثت و ٩٥٠ سال دوره ارشاد و تبليغ و ٢٠٠ سال اشتغال به ساختن كشتى و ٥٠٠ سال پس از پياده شدن از كشتى و ساختن شهرها و سكونت و اشتغال در آنها سپرى گرديده است.[٥]
چنان كه گفتيم: هم اكنون ١١٧٦ سال از عمر شريف مهدى موعود (ع) مىگذرد كه تنها با مقايسه با عمر حضرت نوح ١٣٢٧ سال ديگر باقى مانده كه اين رقم بيش از رقمى است كه از عمر مبارك امام تا حالِ حاضر، مىگذرد.
البتّه اين محاسبه و مقايسه با عمر حضرت نوح تنها براى رفع استعجاب از يك عمر طولانى و دراز است؛ وگرنه ما دعا مىكنيم (و بايد دعا كنيم) كه خداوند متعال هر چه زودتر و زودتر فرج آقا و مولاى ما را نزديك فرمايد و از خود آن وجود اقدس روايت شده كه: «اكثروا الدّعاء بتعجيل الفرج فإن ذلك (فى ذلك) فرجكم.»[٦]
در اينجا يك سؤال به ذهن خطور مىكند و آن اينكه، با توجّه به مشخّص بودن دوران امامت و ظهور آن حضرت (٧ سال يا ٩ سال يا ٢٠ سال بر حسب روايات گوناگون) آيا دعا براى تعجيل فرج و ظهور مصلح جهانى كه طبعاً به معنى زودتر آمدن او مىباشد، اين جريان مستلزم كوتاه شدن عمر حضرت بقيّة الله (ع) نيست؟ زيرا هنگامى كه امام زمان (ع) زودتر ظهور فرمايد و مدّت امامت او نيز محدود و معيّن است، پس خود به خود مقدارى از عمر امام عصر (ع) كم مىشود و اين معلول دعاهاى ما نخواهد بود؟
پاسخ اين است كه:
اوّلًا: ما هرگز در مقام دعا براى كم شدن عمر امام زمان (ع) نيستيم و ابداً براى چنين چيزى دعا نمىكنيم. ما فقط تعجيل ظهور او را مىخواهيم و براى آن دعا مىكنيم.
ثانياً: يقين قطعى نداريم؛ هرچند اميدواريم و خداوند متعال تعجيل در ظهور او را فقط در مقابل دعاهاى ما انجام مىدهد و مقرّر مىفرمايد. چه بسا تعجيل در ظهور دولت حقّه در مقابل مصالح و مقدّرات معلوم نزد خداوند انجام شود.
ثالثاً: يكى از فوايد دعا، تذكّر خود دعا كننده، آماده شدن او، ابراز احساسات به مقام مقدّس مهدوى، هميشه به ياد امام زمان بودن و امثال اين مسائل است.
رابعاً: چنان كه دانستيم خود حضرت حجّت (ع) دستور فرمودهاند: «براى تعجيل فرج من دعا كنيد؛ زيرا فرج شما در همين است.» (فرج شما در دعا كردن يا دعا كردن عين فرج شما خواهد بود.)
ما انشاءالله پس از ظهور دولت حقّه و تشريففرمايى آن عزيز گرامى، باز دعا خواهيم كرد كه خداوند بر عمر پر بركت امام ما بيفزايد و آن را طولانىتر فرمايد و دولت حقّه او را ادامه و استمرار بخشد.
٣. حضرت ابراهيم (ع)
«و سنّه من ابراهيم تا آنجا كه فرمود: «و امّا من ابراهيم فخفاء الولاده و اعتزال النّاس ...» يادگارى كه از ابراهيم خليل الرّحمن (ع) در وجود امام زمان (ع) هست: يكى استتار و پنهانى ولادت او و ديگرى جدا كردن و دور نگه داشتن او از مردم بود كه اين هر دو در مورد امام عصر (ع) نيز تجلّى خواهد يافت.
توضيح اينكه در زمان نمرود، فرزندان پسر را نابود مىنمودند (به دليل اينكه كاهنان به او خبر داده بودند كه هلاكت وى به دست يكى از افراد ملّت او خواهد بود) و از سوى ديگر مادر ابراهيم كه باردار بود، حمل خود را مخفى نگه مىداشت و به هنگام زايمان به مغاره كوهى رفت و در آنجا ابراهيم متولّد شده و مادر تخته سنگى در دهانه غار گذاشته و خود به شهر برگشت و بدين سان مخفيانه به سراغ ابراهيم مىرفت تا اين فرزند به ١٣ سالگى رسيد و با اصرار و سماجت، با مادر خود به منزل بازگشت.[٧]
امام مهدى (ع) نيز طبق صراحت تاريخ و روايات به صورت مخفيانه ولادت يافت و تا شب تولّد هم كسى از باردار بودن حضرت نرجس خاتون (س) مطّلع نبود و حتّى حضرت حكيمه (س)، عمّه امام عسكرى (ع)، نيز كه در آن شب ميهمان امام بود از اين موضوع بىخبر بود و بالأخره امام ولادت يافت و از آن پس پدر بزرگوارش او را از همه كس مخفى نگه داشت و از مردم جدايش نمود و جز اندك افرادى از خواص و رازداران حضرت عسكرى (ع) از وجود اين فرزند خبر نداشتند. تا آنجا كه برادر امام يازدهم (ع)، به نام جعفر كذّاب مدّعى و