ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - از بلنداى برج ها
از بلنداى برجها
بناهايى برآمده از خانهى سياه معماران فراماسون
مطلب حاضر براى بسيارى از افراد، غريب و احتمالًا قابل انكار مىنمايد و اگر برخى آن را حاصل توهّم توطئه فرض نكنند، دستِ كم سودا و ماليخوليا را در آن بىتأثير نمىشناسند و البته خودم به صاحبان اين گونه آراء حق مىدهم. دشمنان ما سالهاست كه مىخواهند ما با ساده لوحى، بىخيالى و در بىوضعى از كنار همه چيز بگذريم؛ همه چيز و همهى آمد و شدها و ساخت و سازها را حاصل اتّفاق و حادثه بشناسيم؛ آن هم در عصر و زمانى كه نظام پيچيده، تو در تو، كنترل شده و البتّه مدرن، رخصت از كنترل خارج شدن هيچ يك از مناسبات و معاملات را نمىدهد؛ زيرا در اين صورت، مدرنيته، فرهنگ و اقتصاد و سياست مبتنى بر مدرنيته و از همه مهمتر سيستم سازان همهى معنى و هويّت خود را از دست داده و مجال طىّ مراتب تا آخرين مرحله را كه چيزى جز جهان تك حكومتى نيست، از دست خواهند داد.
زمانى نه چندان دور، چرچيل، نخست وزير اسبق «انگلستان»، گفته بود:
ما شهرها را مىسازيم و شهرها نيز ما را مىسازند.
در عبارتى ساده، اين سخن بدين معناست كه شهرها پرورشگاه مردم، مطابق طبع و ارادهى شهرسازانند، اين شهرها هستند كه در سكوت، ارادهى معماران و شهرسازان را در تربيت و ساخت جماعت انسانها به هر نوع و گونه كه مطلوب بشناسند، در خود متجلّى كردهاند. به عبارت ديگر كافى است بناى شهر را بر مدارى استوار كنيد كه خودجوش و خودكار، در خود و با خود، انسانها را آن گونه كه شما مىخواهيد، پرورش دهند.
شهرسازى، كاملترين عنصر تمدّنى در همهى ادوار تاريخ، مطابق ساختار فرهنگى و اعتقادى اقوام بوده و هست. در گذشتههاى نه چندان دور، هر يك از اقوام، متناسب و هم نوا با دريافتهاى كلّى و فرهنگ مطلوب خود، شهرهاى خود را به گونهاى مىساختند