ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - آقا كدام جشن را مى پسندند
خوبى داشته باشد. پس از سلام و عليك گرم با او و معرفى خودم و نشريه، متوجّه مىشوم كه نشريه موعود را خوب مىشناسد و با فعّاليتهاى مهدوى مراكز مختلف هم آشناست. از موضوع مصاحبه و گفتههاى ديگران كه برايش مىگويم، سرى تكان مىدهد و مىگويد: باور كن آقا محسن همه اين آدمها به نسبت، از من كه طلبه امام زمان (ع) هستم، بهتر و بيشتر موضوع و آنچه را كه به آن آسيب مىزند، شناختهاند. من نمىخواهم گفتههاى آنها را تكرار كنم، امّا در تكميل آنها چند جمله مىگويم: به نظر من بد عمل كردن ما درباره موضوع مهدويّت، بدترين آسيبها را به اين موضوع مىزند. مثلًا در برگزارى جشنهاى نيمه شعبان از حدّ اعتدال خارج مىشويم، اصراف و ندانمكارى ما الآن معضل اصلى برگزارى برنامههاى نيمه شعبان در مراكز مختلف شده است.
جشنى مورد قبول آقاست كه از رياكارى، اصراف، بريز و بپاشهاى بىمنطق، حرام كردن پول بيت المال و مردم و ... به دور باشد. همايشها و دكترينهاى مختلف كه با هزينههاى ميليارد ريالى و در ساختمانها و مراكزى كه جنبه عمومى ندارند و با كورباش، دورباشهاى غير قابل قبول در سيره ائمه معصومان (ع) برگزار مىشوند، چطور مىتوانند مقبول طبع حضرت باشند؟ اين حرف خود مردم است.
پيرزن مؤمنهاى كه سرپرستى چند بچّه يتيم را به عهده داشت و به فقر و فلاكت وحشتناكى دچار بود، سال پيش نزد من آمد و گفت: حاج آقا! آيا از اين برنامهها، آقا راضىاند؟ پرسيدم چطور؟ گفت: مگر نه اينكه امام زمان (ع) مىآيند تا مستضعفان را وارث زمين كنند؟ مگر نه اينكه آقا براى مبارزه با فقر و ندارى و ظلم ظالمان مىآيند، پس چرا بايد عدّهاى كارى كنند كه نه تنها در جهت خواست ايشان نيست، بلكه با هدف ايشان هم سازگارى ندارد؟ نوه كوچك من كه از پسر جوانمرگ شدهام جا مانده، از يك هفته قبل از نيمه شعبان مىگويد: مادربزرگ غصّه نخور، روز نيمه شعبان كه امام زمان (ع) مىآد، همه چيز براى ما مىآرند. آن وقت من هم شمشيرم را دستم مىگيرم و مىرم كمكش مىكنم. ببينيد به خدا قسم كه خواسته، نگاه و تعريف اين پيرزن مؤمنه و نوه كوچكش از بسيارى از ما صحيحتر است.
من از جمع اين آقايان سؤال مىكنم: آيا تا به حال كارى كردهايد كه شيرينى نيمه شعبان در كام يتيمان و مستضعفان كه آقا براى احقاق حقّ آنها قيام مىكنند، بماند تا به اين وسيله امام هم از شما راضى شوند؟ جواب آن از قبل معلوم است، آيا آنها كه يك قلم از كارهايشان ساختن كيك چند طبقه است، يا آنها كه برنامههاى آن چنانى با عناوين دهان پر كن برگزار مىكنند، هيچ فكر كردهاند كه اگر اين پولها را در اين روز به چند خانواده مستحق به نام مبارك آقا بدهند، چقدر نزديكتر به عمل و خواست مولا شدهاند؟ اينجاى گفتوگو كه رسيديم هم او زار گريست و هم من ...
چشمها: پُرسشِ بىپاسخِ حيرانىها
دستها: تشنهى تقسيمِ فراوانىها!
با گُلِ زخم، سرِ راهِ تو، آذين بستيم
باغهاى دلِ ما: جاى چراغانىها.
حاليا: دستِ كريمِ تو، براى دلِ ما-
سرپناهىست؛ در اين بىسر و سامانىها![١]
تا گزارش بعدى على يارتان
پىنوشتها:
[١]. اين كتاب از منشورات نشر موعود عصر (عج) است.
[٢]. قسمتى از شعر «تقسيم فراوانىها» از مرحوم قيصر امينپور.