ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ميهمان ماه
سياستهاى ارائه شده از سوى سازمان ملل و ساير مراجع بينالمللى در زمينه كنترل جمعيّت در كشورمان هم قدرى بپردازيم. چرا كه امروزه همان سياستها، همان مواضع، همان شعارها بدون هيچ گونه تأمّل و دقّتى در اهداف و انگيزههاى طرّاحان اوّليه و مناديان آن، عيناً در كشور ما هم تكرار مىشود و حتّى براى جا انداختن اجبارى آن، اصرار چندشآورى صورت مىگيرد.
آيا كشور ما واقعاً با مشكل انفجار جمعيّت به آن صورت اغراقآميزى كه ابعاد آن ترسيم مىشود، مواجه است؟ آيا راه حلّ تمامى مسائل و مشكلات امروز در برنامهريزى و اجراى طرحها، كنترل جمعيّت است؟ يا آنكه مشكل امروز ما، عمدتاً ناشى از به هم خوردن «توازن جمعيّت» و تغيير تراكم جمعيّت در نقاط مختلف شهرى و روستايى است؟
امروزه ما در بسيارى از روستاها و حتّى شهرهاى كوچك با مشكل مهاجرت مواجهيم و حال آنكه برخى از شهرها به لحاظ برخوردارى از امكانات نسبى خدمات بهداشتى، خدمات شهرى، درآمد بيشتر و ... با مشكل افزايش سرسامآور جمعيّت شهرى مواجه است كه اين مشكل عمدتاً به ضعف در برنامهريزىها و اجرا باز مىگردد و باعث مهاجرت «جمعيّت مولّد» به سوى مراكز شهرى و تبديل آنها به «جمعيّت سربار» و «غير مولّد» مىشود.
به عبارت ديگر، آن روستايى كه در روستا به عنوان نيروى كار تلقّى مىشود، بر اثر اعمال سياستهاى غلط و نارسا، خود را ناچار به مهاجرت به سوى شهر مىبيند و با مهاجرتش، دو زيان ايجاد مىشود: نخست كاهش نيروى كار در روستا كه مىتواند به خشك شدن و رها شدن زمينهاى قابل كشت منجر شود. دوم افزايش جمعيّت غير مولّد در شهر كه فرصتهاى شغلى را محدودتر مىكند و باعث گرايش نيروهاى مهاجر به سمت مشاغل كاذب و حتّى بزهكارى مىشود.
كاملًا روشن است كه اگر اين بحران ناشى از مهاجرت را از ديد تنگ و محدودى بنگريم و همه را يك سره به حساب افزايش جمعيّت بگذاريم و صرفاً همان چيزى را تكرار كنيم كه بانك جهانى و صندوق بينالمللى پول و سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانى مىگويند، نه تنها به حلّ مسئله كمك نكردهايم؛ بلكه با انحراف افكار عمومى و اتلاف سرمايهها و امكانات باز هم به بيراهه رفتهايم.
تكرار و تبليغ آنچه ديگران از خارج مرزها مىخواهند، گرهى از مشكلات امروز ما باز نخواهد كرد و هرگز نمىتواند بر مشكل اصلى كه ناشى از مهاجرت بىرويه جمعيّت به سوى شهرهاى بزرگ است، سرپوش بگذارد و بالاتر از آن، ضعف برنامهريزى، مديريت و اجرا در مرحله ارائه خدمات جدّى و مؤثّر به روستاها را به طورى كه متناسب با ابعاد عظيم نيازها و كمبودها باشد، از ديدها محو نخواهد كرد.
چه بسيارند كسانى كه چندين فرزند شايسته و نامآور را در دامان خود پرورش دادهاند و در عوض چه بسيارى ديگر كه حتّى شايستگى و لياقت تربيت صحيح حتّى يك فرزند را هم نداشتهاند. معنى صريح اين عبارت اين است كه نمىتوان با مردم به صورت گله گوسفند برخورد كرد و قابليتها، مهارتها و شايستگى افراد و خانوادهها براى تربيت صحيح فرزندان صالح و كارآمد را يكسره ناديده گرفت و براى خوشايند گردانندگان مراجع بينالمللى كه امروز دروغ بودن حرفشان را خودشان هم اعتراف دارند، يكسره، همه چيز را زير پا گذاشت و چنين وانمود كرد كه گويا انفجار جمعيّت، همه سرمايهها، ثروتها و امكانات كشور را مىبلعد.
پىنوشتها:
[١]. سوره ق (٥٠)، آيه ٣٦.
[٢]. اين آيه در دو جاى قرآن كريم است. اوّل: آيه ١٨٢؛ سوره آل عمران و دوم آيه ٥١، سوره انفال.
ميهمان ماه
محمّد على مجاهدى (پروانه)
تاريخ تولّد ٢/ ١/ ١٣٢٢، محلّ تولد: قم.
پدرم مرحوم آيت الله ميرزا محمّد مجاهدى تبريزى، از اساتيد طراز اوّل دوره سطح و خارج «حوزه علميه قم» بود كه بيش از ٨٠% از اساتيد و بزرگان فعلى حوزه يا مستقيماً از ايشان تلمّذ كردهاند يا با واسطه از شاگردان ايشان بودهاند. جدّم، مرحوم حجّت الاسلام و المسلمين حاج ميرزا على اكبر مجاهد، از علماى با نفوذ و طراز اوّل «تبريز» در اواخر دوره احمدشاه و از پيشقراولان نهضت مشروطيّت در «آذربايجان» به حساب مىآيند و در زمان رضاخان به دليل آزادمنشى بارها تبعيد و به زندان افتاده است. مدركم ليسانس حقوق قضايى است. در حال حاضر مسئوليّت سه انجمن ادبى: «حرم»، «محيط» و «كوثر» در قم و مسئوليّت شوراى شعر استان قم را بر عهده دارم. اغلب شعراى امروز قم، از پرورش يافتگان انجمن ادبى محيطند و خود نيز به اين موضوع اذعان دارند.
آثارى كه تاكنون از من به چاپ رسيده است، عبارتند از:
١. «فغان دل»: ديوان خطّى شرر بيگدلى، فرزند آذر بيگدلى، با تصحيح و مقابله سه نسخه خطّى؛
٢. «گنجينة الاسرار و غزليّات وحدت كرمانشاهى»، كه تاكنون هجده بار تجديد چاپ شده است؛
٣. «تذكره سخنوران قم»، ج ١، حاوى شرح احوال و آثار ١١٠ تن از شعراى قديم قم؛
٤. «در محفل روحانيان»: حاوى شرح احوال و آثار ٣٦ تن از علماى شاعر؛
٥. «خوشههايى طلايى»: گردآورى اشعارى در مناقب حضرت ولى عصر (عج)؛