ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و چهاردهم
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
از بلنداى برج ها
٤ ص
(٤)
گلستانه
٨ ص
(٥)
تولّد دوباره
٨ ص
(٦)
تا ظهور آن موعود
٨ ص
(٧)
در آستانه تاريكى
٨ ص
(٨)
كى مى آيى؟!
٩ ص
(٩)
بگذار تا مقابل روى تو بگذرم
٩ ص
(١٠)
امتداد خدا در خاك
٩ ص
(١١)
چرخ كج رفتار
١٠ ص
(١٢)
در ظهر يك نماز شكسته، تو مى رسى
١٠ ص
(١٣)
اى علت شكفتن گل در بهارها!
١٠ ص
(١٤)
چشم در راه
١١ ص
(١٥)
از ميان اخبار
١٢ ص
(١٦)
با وجود بحران اقتصادى ثروت ميلياردرهاى جهان در سال 2009 ميلادى 50 درصد افزايش يافت
١٢ ص
(١٧)
توزيع فيلمى با عنوان تغيير جنسيّت در ايران
١٢ ص
(١٨)
كشورى با يك ميليون بيوه
١٢ ص
(١٩)
غزّه تا ده ها سال قربانى موادّ سمّى ناشى از جنگ 22 روزه است
١٢ ص
(٢٠)
انگليس، مهد تروريست هاى بين المللى
١٣ ص
(٢١)
زنان محجبّه فرانسوى جريمه مى شوند
١٣ ص
(٢٢)
ميسيونرهاى مسيحى در كمين مسلمانان
١٣ ص
(٢٣)
مؤسّس «فارسى 1» به دنبال «فارسى نيوز»
١٣ ص
(٢٤)
جاهليت مدرن قسمت اوّل
١٤ ص
(٢٥)
مرگ جاهلى
٢٢ ص
(٢٦)
1 مفهوم جاهليّت
٢٢ ص
(٢٧)
2 شماى كلّى دوران جاهليّت
٢٣ ص
(٢٨)
3 شاخصه هاى دوران جاهلى
٢٤ ص
(٢٩)
الف) شاخصه هاى فرهنگى و اجتماعى
٢٥ ص
(٣٠)
يك- نگاه اعراب جاهلى به زن
٢٥ ص
(٣١)
دو- وضعيت اخلاقى زنان
٢٥ ص
(٣٢)
سه- حقوق فردى و اجتماعى زنان
٢٥ ص
(٣٣)
عدالت؛ آرمان پيامبران بزرگ
٢٨ ص
(٣٤)
عدالت در جامعه يا جامعه عادل؟!
٢٨ ص
(٣٥)
عدالت در عصر ظهور
٢٨ ص
(٣٦)
گسترش عدالت
٢٩ ص
(٣٧)
عدالت در حكومت واحد جهانى
٣٠ ص
(٣٨)
مهدويّت رو در رو با جاهليّت!
٣٢ ص
(٣٩)
انديشه مهدويّت و منزلت شيعه
٣٥ ص
(٤٠)
وقتى كه او بيايد!
٣٦ ص
(٤١)
مقدّمه
٣٦ ص
(٤٢)
آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى
٣٨ ص
(٤٣)
1 حضرت آدم ابوالبشر (ع)
٣٨ ص
(٤٤)
2 حضرت نوح (ع) (ابوالبشر دوم)
٣٩ ص
(٤٥)
3 حضرت ابراهيم (ع)
٣٩ ص
(٤٦)
4 حضرت موسى (ع)
٤٠ ص
(٤٧)
5 حضرت عيسى (ع)
٤٠ ص
(٤٨)
6 حضرت ايّوب (ع)
٤٠ ص
(٤٩)
7 حضرت محمّد مصطفى (ص)
٤١ ص
(٥٠)
عصاره فضايل
٤٢ ص
(٥١)
يوسف آخرالزّمانى ام!
٤٢ ص
(٥٢)
نجوا با يار غايب از نظر
٤٢ ص
(٥٣)
پناهگاه پنهاهم!
٤٣ ص
(٥٤)
نازنين پرده نشينم!
٤٣ ص
(٥٥)
عوامل پيروزى حضرت مهدى (ع)
٤٤ ص
(٥٦)
محبوبيّت كثرت مسلمانان و موحّدان
٤٨ ص
(٥٧)
حلّ مشكل كنترل جمعيّت در اسرائيل در كدام سو؟!
٥٢ ص
(٥٨)
طرح نظم نوين جهانى بوش منجر به هلاكت، فقر، نابودى و قحطى جهان سوم مى شود
٥٤ ص
(٥٩)
حمله به جمعيّت
٥٤ ص
(٦٠)
پايان دادن به حاكميّت
٥٦ ص
(٦١)
ميهمان ماه
٥٨ ص
(٦٢)
چشم به راه
٥٩ ص
(٦٣)
دل ما را درياب!
٥٩ ص
(٦٤)
كاغذهاى سفيد
٦٠ ص
(٦٥)
آقا كدام جشن را مى پسندند
٦٤ ص
(٦٦)
قحطى در آخرالزّمان
٦٨ ص
(٦٧)
ريشه هاى قحطى
٦٩ ص
(٦٨)
راه حل بحران خشكسالى
٧٢ ص
(٦٩)
امان از غفلت!
٧٢ ص
(٧٠)
پيروزى نهايى حق بر باطل
٧٤ ص
(٧١)
عوامل حاكميت اهل باطل
٧٥ ص
(٧٢)
عامل اوّل ظهور باطل در چهره حق
٧٥ ص
(٧٣)
عامل دوم وحدت و انسجام اهل باطل
٧٦ ص
(٧٤)
با خوانندگان
٨٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - عوامل پيروزى حضرت مهدى (ع)

دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگيرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمين مى‌گذارند و با بلندكردن پرچم سفيد، تسليم مى‌شوند و از پيشاپيش لشگر او مى‌گريزند.

در تاريخ از اين گونه پيروزى‌ها ديده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب شده و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم مى‌كردند.

پيامبر اسلام (ص) طبق شواهد تاريخى و آيات قرآن از اين موهبت برخوردار بوده و در مواردى صلابت و ابهّت آن حضرت و تصميم و اراده شكست‌ناپذير او دل‌هاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پريشان ساخته است و پيش از درگيرى و يا به مجرّد رويارويى، شكست خورده و پا به فرار نهاده يا تسليم شده‌اند.

پيامبر اسلام (ص) در «غزوه بدر» با اقليّتى غير مجهّز و بسيار كم در برابر سپاهى مجهّز و چندين برابر، نه تنها ايستاد؛ بلكه به پيروزى جالبى هم رسيد و اين خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پيامبر اسلام (ص) توسط خداوند افتاد و با دادن بيش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا به فرار گذاشت. ابوسفيان در اين باره مى‌گويد: به محض رساندن كاروان به مكّه به سرعت به بدر مراجعه كردم، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مى‌گفتم: بايست! مى‌گفت: على (ع) سوار بر اسب مرا تعقيب مى‌كند.

در جنگ خندق پس از محاصره مدينه توسط نيروهاى قريش و احزاب و عبور عمرو بن عبدود و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهره‌اى بين مسلمانان رخ داده بود كه به تعبير قرآن‌ «وَزُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً»[١] و فرياد «متى نصرالله» سر مى‌دادند.

آنگاه كه حضرت على (ع) عمرو را با يك ضربت از پا درآورد و پيامبر (ص) فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثّقلين» ترس و رعب عجيبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.

و نيز در جنگ با يهود بنى‌نظير و بنى قريظه، ترس و نگرانى به حدّى بود كه به تعبير قرآن:

«وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ؛[٢]

و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دست‌خود و به دست مؤمنان خانه‌هاشان را ويران كردند.»

در فتح مكّه هم زمينه چنان فراهم مى‌شود و به گونه‌اى مرعوب مى‌گردند كه جرئت هر گونه مقاومت و رويارويى از لشكر جرّار قريش و ابوسفيان سلب مى‌گردد و همه طوعاً و كرهاً تسليم مى‌شوند و شعار «لا اله الا الله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الاحزاب وحده» تحقّق مى‌يابد.

باز در انقلاب اسلامى، ديديم كه دشمن با همه قوا و توان و سلاح‌هاى مدرن، چگونه صحنه را خالى مى‌كرد، مخصوصاً در آخرين روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى شاهد بوديم كه در پى فرمان حضرت امام (ره) و ريختن همه مردم به خيابان‌ها با