ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ٣ برداشت رمزى و كنايى از دجّال
كنايى حمل كرده و دجّال را سمبل پديدهاى دانستهاند كه در آخرالزّمان ظهور مىكند و موجب گمراهى گسترده مردم مىشود.
براى روشنتر شدن اين برداشت، بيان يكى از نويسندگان معاصر در اين زمينه را نقل مىكنيم: «مهمترين و همگانىترين نشانهاى كه مىبايست مورد توجّه قرار گيرد، همان مفهوم دجّال بود كه سمبلى از حركتهاى ضدّ اسلامى در دوران غيبت كبرا، يعنى دوران فتنهها و انحرافات است و آن عبارت است از تمدّن جديد اروپايى كه چهرهاى فريبنده و چشمگير و خيرهكننده دارد و افكار و انديشه عمومى مردم دنيا را متوجّه خود ساخته و پيامدهاى ناگوارى را به دنبال داشته است. همچون خروج بسيارى از مسلمانان از اسلام، گردن نهادن آنها به مذاهب و فلسفههاى منحرف ديگر و فسادها و تباهىها و ستمهايى كه در جوامع بشرى ايجاد كرده است و لذا مىتوان گفت كه از آغاز آفرينش حضرت آدم تا روز قيامت مخلوقى بزرگتر از لحاظ انحراف و كژى همچون اين دجّال وجود نداشته است؛ زيرا هيبت و شكوه تمدّن اروپايى و عظمت مادّى و اختراعات و سلاحهاى نابودىآفرين آن و وادار كردن انسانها را به اينكه قدرت خداوندى را انكار كنند؛ تاكنون در تاريخ ديده نشده و سابقه نداشته است و در آينده نيز همچون او ديده نخواهد شد، زيرا آينده در اختيار طرفداران حق و عدالت خواهد بود. مؤيد اين برداشت فرمايش حضرت رسول (ص) در آن روايت است كه فرمود: «ما بين خلقت آدم تا روز قيامت امر بزرگتر از دجّال نيست». تعبير به «امر» گوياى آن است كه دجّال يك شخص نيست، بلكه يك حركت فكرى متمدّن است كه با اسلام دشمنى دارد!»[١]
با توجه به مجموعه مطالبى كه در اين مقاله بيان شد، درمىيابيم كه فتنه دجّال فتنهاى سهمگين، پيچيده و بسيار گمراه كننده است كه بايد براى در امان ماندن از آن تنها به خداى بزرگ پناه برد.[٢]
پىنوشتها:
[١] ر. ك: معجم أحاديث الإمام المهدى (ع)، ج ٢، ص ١٣٧- ٥؛ لطفالله صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ج ٣، صص ١٠٣- ١١١.
[٢] «قطران» ماده رقيق و چسبنده و سياه رنگى است كه با جوشاندن چوب و زغال و مانند آن به دست مىآيد و براى نگهدارى چوب از پوسيدگى به كار مىرود. (فرهنگ لاروس، ج ٢، ص ١٦٤٩).
[٣] ر. ك: سيّد محمّد مرتضى الزبيدى، تاج العروس من جواهر القاموس، ج ١٤، ص ٢٢٨، ماده «دجل»؛ سعيد الخورى اشرتونى، اقرب الموارد فى فصح العربيه و الشوارد، ج ١، ص ٣٢٠؛ فخر الدّين الطريحى، مجمع البحرين، بيروت، مؤسسة الوفا، ١٤٠٣ ق.، ج ٥، ص ٣٦٩؛ علىاكبر دهخدا، لغتنامه، ج ٧، ص ١٠٤٨١.
[٤] تاج العروس، ج ١٤، ص ٢٢٨.
[٥] محمّد خزائلى، اعلام قرآن، تهران، اميركبير، ١٣٧٨، ص ٤٧٩.
[٦] شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص ٤٣٦، ح ٤٢٦؛ محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٠٩، ح ٤٨.
[٧] فرائد السمطين، ج ٢، ص ٣٣٤، ح ٥٨٥.
[٨] ابن حماد، الفتن، ج ٢، ص ٥١٧، ح ١٤٤٦.
[٩] همان، ص ٥١٨، ح ١٤٥٠.
[١٠] احمد بن حنبل، مسند، ج ٥، ص ٢٢١.
[١١] همان، ج ٢، ص ٢٣٧. محمّد بن مسلم، صحيح، ج ١، ص ٤١٢، باب ٢٥، ح ٥٨٨.
[١٢] صحيح مسلم، ج ١، ص ٥٥٥، ح ٨٠٩
[١٣] سيد محمد صدر، تاريخ غيبت كبرا، ترجمه سيّد حسن افتخارزاده، صص ٦٤٢- ٦٤٣.
[١٤] ابراهيم امينى، دادگستر جهان، صص ٢٢٥- ٢٢٦.
[١٥] كامل سليمان، روزگار رهايى، ترجمه علىاكبر مهدىپور، ج ٢، ص ١١٤٣.
[١٦] الفتن، ج ٢، ص ٥١٩، ح ١٤٥٤.
[١٧] «ناخنك» يك ضايعه گوشتى مثلثى شكل است كه از سفيدى چشم «ملتحمه» روى سياهى چشم «قرنيه» كشيده مىشود. اين ضايعه در طرف بينى است.
ر. ك:http ://www .daneshnameh .roshd .ir
[١٨] الفتن، ج ٢، ص ٥١٩، ح ١٤٥٥.
[١٩] شيخ صدوق، كمالالدّين و تمام النّعمه، ترجمه منصور پهلوان، ج ٢، ص ٣١٩، بحارالانوار، ج ٥٢، صص ١٩٣- ١٩٤.
[٢٠] كمالالدّين و تمام النّعمه، ج ٢، صص ٣١٣- ٣١٤.
[٢١] «طيلسان» جمهاى است كه بدن را احاطه ميكند و براى پوشيدن ميبافند عارى از تفصيل و دوزندگى و آن پوششى است مدور و سبز بدون دامان كه تار يا پود آن از پشم است و خواص از علما و مشايخ آن را پوشند و آن پوشش پارسيان بوده است. (لغتنامه دهخدا)، ج ١٠، صص ١٥٦٠٣- ١٥٦٠٤.
[٢٢] در لغتنامه دهخدا آمده است كه «افيق» اسم چند محل است: ا. اسم شهرى بود كه در مرز و بوم يهودا و بن يامين به طرف شمال غربى اورشليم در نزديكى سوكوه واقع بود و الان آن را «بلند الفوقه» گويند كه در آنجا اسرائيليان از فلسطينيان شكست يافته ... تابوت عهد نيز از ايشان گرفته شد و .... (ر. ك: لغتنامه، ج ٢، ص ٣١٠٧.
[٢٣] بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٩٤.
[٢٤] همان، ص ٣٠٨، ح ٨٤.
[٢٥] «لدّ» روستايى در نزديكى بيتالمقدس، در سرزمين فلسطين است. دروازه لد (باب لد) در برخى روايات محل فرود آمدن حضرت عيسى (ع) معرفى شده است. مراصدالاطلاع، ج ٣، ص ١٣٠٢.)
[٢٦] صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢٥٠، ح ٧.
[٢٧] صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢٥٨، باب ٢٣، ح ٢٩٤٠؛ مستند احمد، ج ٢، ص ١٦٦.
[٢٨] الفتن، ج ٢، ص ٥١٩، ح ١٤٥٥.
[٢٩] صحيح مسلم، ج ١، ص ١٢، ح ٧.
[٣٠] مسند احمد، ج ٥، ص ٢٧٨.
[٣١] براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: معجم احاديث الامام مهدى (ع)، ج ٢، صص ٤٣- ٣٢.
[٣٢] تاريخ غيبت كبرى، ص ٦٦٢.
[٣٣] براى مطالعه بيشتر در زمينه موضوع دجال ر، ك: سعيد ايوب، عقيدة المسيح الدجال فى الاديان (قراءة فيالمستقبل)، چاپ اول: بيروت، دارالهادى، ١٤١١ ق؛ ابن كثير دمشقى، المسيح الدجال، تحقيق: ابومحمد اشرف ابن عبدالمقصود، چاپ اول: بيروت، مؤسسة الكتب الثقافيه، ١٤١٩ ق.