ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و پنجم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
استراتژى ناامن سازى و تغيير
٤ ص
(٤)
چشم در راه
٧ ص
(٥)
احياگرى زمان و زمين
٧ ص
(٦)
گزيده اى از اخبار جهان اسلام
٨ ص
(٧)
آموزش آموزه هاى مذهبى بودايى در تهران
٨ ص
(٨)
موساد و عربستان به دنبال امام زمان (عج)
٨ ص
(٩)
تقدير صالح از كمك هاى رياض
٨ ص
(١٠)
طرح جديد رژيم صهيونيستى براى نفوذ در ايران
٩ ص
(١١)
افزايش نوزادان ناقص الخلقه در فلوجه
٩ ص
(١٢)
جاسوسان بهائى فعال شده اند
٩ ص
(١٣)
آرمگدون بيوتكنولوژيك
١٠ ص
(١٤)
غول هاى مواد غذايى و نادانسته هاى ما
١٢ ص
(١٥)
بيلگيتس كيست؟
١٢ ص
(١٦)
انبار تخم و بذر روز قيامت
١٢ ص
(١٧)
نقش CGIAR در پروژه
١٣ ص
(١٨)
پديد آوردن نژاد برتر ژنتيكى
١٣ ص
(١٩)
ايران يك معجزه است
١٦ ص
(٢٠)
تبلور اسلام شيعى
٢١ ص
(٢١)
نقش ايران در نقشه ظهور
٢٢ ص
(٢٢)
خراسان، ديار زمينه سازان
٢٦ ص
(٢٣)
قيام خراسانى در آستانه ظهور
٢٨ ص
(٢٤)
جنگ اصطخر
٣٠ ص
(٢٥)
آغاز و انجام قيام مردم ايران
٣١ ص
(٢٦)
سلمان؛ صحابى پيامبر (ص)، ياور امام زمان (ع)
٣٢ ص
(٢٧)
1 در محضر نور
٣٢ ص
(٢٨)
2 آزادى روزبه
٣٢ ص
(٢٩)
3 سلمان پس از پيامبر (ص)
٣٣ ص
(٣٠)
طالقان، گنج هاى نهان
٣٥ ص
(٣١)
موقعيّت جغرافيايى طالقان
٣٥ ص
(٣٢)
وضع طالقان از گذشته تا امروز
٣٦ ص
(٣٣)
چگونگى ورود تشيّع و رسوخ آن در طالقان
٣٦ ص
(٣٤)
طالقان جايگاه فرهنگ شيعى
٣٧ ص
(٣٥)
فرق دو طالقان ايران و افغانستان
٣٨ ص
(٣٦)
طالقان در آخرالزّمان
٣٨ ص
(٣٧)
مردم طالقان در مسير ظهور
٣٩ ص
(٣٨)
پرسش شما، پاسخ موعود
٤٢ ص
(٣٩)
پرچم خراسانى
٤٣ ص
(٤٠)
شعيب بن صالح
٤٣ ص
(٤١)
شهر قم؛ مركز انقلاب
٤٤ ص
(٤٢)
تحليل روايات مربوط به قم
٤٥ ص
(٤٣)
گلستانه
٤٩ ص
(٤٤)
فصل غزلخوانى
٤٩ ص
(٤٥)
تبر گمشده
٥٠ ص
(٤٦)
توهُّم
٥٠ ص
(٤٧)
عشق بِوَرزيم و بگذريم
٥١ ص
(٤٨)
اى پاسخ گرامى امّن يجيب ها
٥١ ص
(٤٩)
دلم ديوانه كيست؟
٥١ ص
(٥٠)
امام رضا (ع)، قلب ايران
٥٢ ص
(٥١)
يك جرعه آفتاب
٥٣ ص
(٥٢)
در پرتو كلام نورانى حضرت جواد الائمه (ع)
٥٣ ص
(٥٣)
سومين حرم اهل بيت (ع)
٥٤ ص
(٥٤)
سوء تفاهم شيعيان درباره امامت حضرت احمد بعد از امام موسى كاظم (ع)
٥٥ ص
(٥٥)
معرفى كتاب
٥٥ ص
(٥٦)
امامت، شرط توحيد
٥٦ ص
(٥٧)
ايران اسلامى، كانون عنايت الهى
٥٨ ص
(٥٨)
تشرّفات در ايران
٦٠ ص
(٥٩)
حكايت مسجد امام حسن مجتبى (ع) در شهر مقدّس قم
٦٢ ص
(٦٠)
پيام ها و نكته ها
٦٥ ص
(٦١)
بزرگ ترين فتنه آخرالزّمان
٦٨ ص
(٦٢)
1 معنا و مفهوم دجّال
٦٨ ص
(٦٣)
2 دجّال در روايات
٦٩ ص
(٦٤)
3 برداشت رمزى و كنايى از دجّال
٧١ ص
(٦٥)
سيماى دجّال در ادب فارسى
٧٣ ص
(٦٦)
ايران هراسى
٧٤ ص
(٦٧)
محورهاى ايران هراسى
٧٤ ص
(٦٨)
تاكتيك ها و تكنيك هاى ايران هراسى
٧٤ ص
(٦٩)
امواج ايران هراسى
٧٥ ص
(٧٠)
موج دوم ايران هراسى
٧٥ ص
(٧١)
موج سوم ايران هراسى
٧٥ ص
(٧٢)
اهداف پيدا و پنهان ايران هراسى
٧٥ ص
(٧٣)
مأخذشناسى دجّال
٧٧ ص
(٧٤)
اشاره
٧٧ ص
(٧٥)
الف- كتب مستقل درباره دجّال
٧٧ ص
(٧٦)
ب- كتبى كه فصل يا صفحاتى از آنان به موضوع دجّال اختصاص يافته است
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - تحليل روايات مربوط به قم

خدا بر آنان باد، آنان اهل ركوع و سجود و خشوع و نماز و روزه‌اند. آنان فقيهان، عالمان و هوشمندان‌اند، آنان دين‌دار، دوستدار خاندان پيامبر (ص) و اهل عبادت‌هاى شايسته‌اند؛ درود خدا و رحمت و بركات او بر آنان باد». امام صادق (ع) نيز فرمودند: «آنگاه كه بلاها و دشوارى‌ها به شما رسيد، به شهر قم روى آوريد كه قم جايگاه امن فرزندان فاطمه (س) است».[١] امام صادق (ع) در كلام ديگرى فرمود: «بدانيد كه شهر قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است».

امام رضا (ع) فرمود: «بهشت را هشت در است كه يكى از آن درها از آنِ مردم قم است، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان».[٢] امام صادق (ع) فرمود: «خاك قم مقدّس است و مردم آن از ما خاندان پيغمبر (ص) هستند و ما نيز از آنان هستيم، هيچ ستمگرى قصد آزار قم نمى‌كند جز آنكه به زودى عقوبت مى‌شود، مادامى كه مردم قم به برادران خود خيانت نكنند. كه اگر خيانت را پيشه خود سازند، خداوند جبّاران و ستمگران زشتكار را بر آنان مسلّط مى‌گرداند، بدانيد كه آنان ياران قائم ما و مبلّغان حقّ ما هستند».[٣]

امام موسى بن جعفر (ع) فرمود: «قم خانه آل‌محمّد (ص) و جايگاه پيروان آنان است، ليكن گروهى از جوانان آنان به خاطر نافرمانى از پدران و مسخره كردن و سبك گرفتن سالخوردگان و بزرگانشان هلاك مى‌شوند، امّا با وجود اين‌گونه مسائل، خداوند شرّ دشمنان را از شهر قم كوتاه مى‌كند و هر بدى را دور مى‌سازد».[٤] امام رضا (ع) فرمود: «اگر مردم قم نباشند دين اسلام از بين مى‌رود يا كهنه شده و فراموش مى‌گردد».[٥] امام صادق (ع) فرمود: «قم را به اين جهت قم ناميدند كه مردم آن در كنار قائم آل محمّد (ع) گرد مى‌آيند و در راه او استقامت مى‌ورزند و او را يارى مى‌كنند».[٦]

چه بايد كرد كه قم مركز اجتماع مؤمنان باشد، خوش‌گذران‌ها و بى‌بند و بارها آنجا را مركز فساد قرار ندهند و هر كسى قصد اقامت در قم را نكند؟ امام صادق (ع) پاسخ مى‌دهند كه: «با اراده الهى، دين و اهل دين در قم به ظاهر ذليل و خوار قرار گرفتند [هم از نظر سياسى و هم از نظر بهداشتى و بدى آب و هوا] كه اگر چنين نبود [و داراى آب و هواى خوش و خرّم بود] مردم از همه جا براى خوش‌گذارى به آنجا كوچ مى‌كردند و آنجا را به فساد مى‌كشيدند، كه ديگر قم فاسد شده و به فساد كشيده شده، نمى‌توانست الگو و حجّت بر ساير نقاط دنيا باشد و اگر قم حجّت بر ساير بلاد نمى‌شد، آسمان و زمين به هم مى‌ريخت و نظام هستى در نابودى دين خدا نابود مى‌گشت».[٧]

امام صادق (ع) فرمود: «وقتى كه بلاها و فتنه‌ها همه‌جا را فراگيرد، به كوفه و اطراف آن و سپس شهر قم روى بياوريد، كه محلّ امن است و خوب جايى است شهر قم، براى كسى كه مى‌ترسد از بلاها و قصد زندگى دارد».[٨]

مضمون روايت بالا در روايات متعدّدى نقل شده است. امام صادق (ع) از رسول اكرم (ص) نقل مى‌كند كه فرمود: «سرزمينى سبز و نورانى را در دشت كنار كوه كه در بهترين رنگ جلوه مى‌كرد، مشاهده كردم، از جبرئيل پرسيدم، گفت: از آنِ شيعيان وصى تو اميرالمؤمنين (ع) مى‌باشد». سپس رسول اكرم (ص) به شيطان كه در كنار آن سرزمين نشسته بود نهيب زد: «برخيز اى ملعون و در مال و زنان كسانى كه از دين خدا برگشتند شركت كن و شهر قم را رها كن كه اهل قم از پيروان من و على (ع) مى‌باشند».[٩]

تحليل روايات مربوط به قم‌

در روايت شماره يكم، امام صادق (ع) نكات مهمّى را مطرح مى‌فرمايد كه در بررسى و تحليل روايت نقش فراوانى دارد، مانند:

١. مركزيّت علم و حوزه‌هاى علميّه، از كوفه و نجف منتقل مى‌شود و عراق در حوادث ناگوار نمى‌تواند پاسدار حوزه‌هاى علميّه و سنگرهاى ايدئولوژيك باشد. اين حقيقت در حكومت بعثى‌هاى كافر ديده شد كه شيعيان را اخراج كردند و علماى عراق به ديگر بلاد اسلامى متوارى شدند و گروهى به زندان و دسته‌اى تبعيد و ديگران به شهادت رسيدند و حوزه هزار ساله نجف را ويران كردند و مركزيّت علوم اسلامى دست‌خوش حوادث ناگوار گرديد.

٢. در آينده «آخرالزّمان» شهر قم، اين مسئوليّت بزرگ را بر عهده مى‌گيرد و مركزيّت علوم اسلامى در آن تحقّق مى‌يابد و پاسدار دين و كانون فضل و علوم اسلامى مى‌شود. كه اين سخن گرانقدر امام صادق (ع) با تأسيس حوزه علميّه قم لباس واقعيّت پوشيد.

٣. آنگاه كه قم مركز علوم اسلامى شد، طى تحوّلات حيرت‌انگيزى [وقوع انقلاب اسلامى و رهبرى امام خمينى (ره)] علم و دين به دنيا منتشر مى‌شود و مردم دنيا از زبان اهل قم، علم و دين مى‌آموزند، آن‌گونه كه در زمين، مستضعف دينى وجود نداشته باشد، يعنى همه مردم دنيا اسلام را مى‌شناسند و روشن است صدور اسلام به همه جهان، در شرايط عادّى ممكن نيست و مقدّماتى را لازم دارد از قبيل:

الف- بايد قيامى تحقّق پذيرد و حكومت طاغوت را نابود كند.

ب- بايد حكومت اسلامى استقرار يافته، با قدرت و امكانات جهانى، اسلام را به گوش جهانيان برساند.

ج- و لازمه صدور و انتشار اسلام اين است كه انقلاب اسلامى شكست نخورد