ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - چگونگى ورود تشيّع و رسوخ آن در طالقان
باقى مانده است. وجود اين قلاع در زمان جنگهاى داخلى اهميت زيادى مىيافته است. ساخت اكثر اين قلعهها به زمان اسماعيليان بر مىگردد كه حسن صباح- رئيس اسماعيليان- براى مبارزه با حكومت سلجوقى اين قلعهها را بنا نهاد. دژها و كيفيت جنگى قلعهها، اسماعيليان را براى نيل به مقاصد و اهدافشان يارى كرد و جاى آنان را از حكام عصر، محفوظ نگاه داشت.[١]
از ١٠٥ قلعه تسخير شده توسط اسماعيليان، ٣٥ قلعه در بخشهاى طالقان، الموت، رودبار و طارميين و ٧٠ قلعه در بخشهاى قومس و قهستان قرار داشته است.[٢] در كتاب «هفت اقليم» در ذكر طبرستان از اين كوه به نام كوهستان رى بدينگونه ياد شده است: «از حوالى جرجان و حدود دامغان تا كوهستان رى و طالقان همه طبرستان است.[٣] در منابع، آبادىهاى ديگرى نيز به نام طالقان در گوزكانان و طخارستان و اصفهان درج شده است.[٤]
در «معجم البلدان» نيز اينگونه آمده است كه، آشب بخشى از ناحيه طالقان رى بود و فضل بن يحيى بدانجا در آمد. سرماى آنجا شديد و برفش زياد بوده است».[٥] در «حدود العالم» نيز آنجا كه آبادىهاى رى شرقى ثبت شده، به بزرگى و آبادانى آنها اشارت شده است، چنانكه ذكر طالقان و خوار و ساوه و آوه و بوسنه و روده درج گرديد. مرحوم عبدالمجيد درويش مهرانى، طالقان را از نظر پيدايش به سه دوران تقسيم نموده است: دوران قديم را طالقان دوره اوّل، زمان سلاطين مغول را طالقان دوره دوم، از آن پس تا كنون را طالقان دوره سوم ناميده است.
در «تاريخ طالقان»، نوشته غفارى آمده است: «تا قبل از اسلام در اين ناحيه بين دو رشته كوه البرز و صاد و كوههاى طالقان هفت قريه دائر بوده و مردم آن به شغل گلهدارى با مذهب زردشتى در پناهگاههاى طبيعى به حال آرامش مىزيستهاند». غفارى در تاريخ طالقان مىگويد: «آنچه مسلم است، از سال ٦٣ هجرى تا سال پانصد هجرى به تدريج طالقان داراى ٣٦٠ قريه كوچك و بزرگ آباد و با صفا گرديد».[٦] طالقان رى كه امروز نيز به همين نام به جاست، در قديم شهركى آبادان بوده و ذكر آن در «حدود العالم» چنين آمده است: «طالقان، شهركى است از رى به ديلمان نزديك». طالقان در «الممالك اصطخرى» و «صورة الارض» و «معجم البلدان» از توابع قزوين و در «الانساب سمعانى» بخشى از قزوين و قسمتى از توابع رى به حساب آمده است.[٧]
هماكنون طالقان از نظر مردم آنجا به سه بخش تقسيم مىشود: ١. پايين طالقان ٢. ميان طالقان ٣. بالاطالقان. تحت همين تقسيمات مردم، بخشدارى طالقان شامل سه دهستان فوق است. درباره خوى و احوال آماردها گواهىهايى از مورخان باخترى براى ما مانده است، مثلًا ژوستن آنان را نيرومند و شجاع خوانده است. آريان مىگويد كه «آماردها مردمى بودند بىبضاعت ولى در كشيدن بار فقر و قحطى، دلير». آنها غارهايى در كوه مىكندند و در آنجا با عيال و اطفالشان زندگى مىكردند.
وضع طالقان از گذشته تا امروز
وضع كنونى مردم طالقان را اوّل بايد از رسالههاى مختلف با مضمون دارالامن و الامان بودن طالقان جستوجو كرد. هر مكان يا سرزمينى كه مردم آنجا با عنصر محبت زندگى كردند از آن خاك مردمان معنوى و اثر گذار ظهور كرده اند و اين مرهون آرامش و محبّت در يك محيط است كه روح انسان را به تعالى و تكامل سوق مىدهد. فرازى از يك رساله را ذكر مىكنيم: «به خدا سوگند آن كس كه شراب ناب انصاف را از دستهاى لطف و مهر نوشيد، تصديق نمايد كه الان خطّه طالقان من حيث الامن و الامان چشم و چراغ محروسه ايران و رشك روضه رضوان و محلّ نزول حضرت رحمان گشته و چه مشكات با بركات «اللَّهُنُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» مشتعل و روشن شد».
چگونگى ورود تشيّع و رسوخ آن در طالقان
يكى از مهمترين عناصر انتقال فرهنگ، خود انسانها هستند كه حامل عناصر اصلى فرهنگ هستند و بايد توجّه داشت كه تشكيل مدنيّت شيعى، نوعى ثبات ريشهدار را در فرهنگ شيعى را ايجاد نموده؛ خصلتهاى زير مبتنى بر اين اصل، موجب ظهور و بروز ويژه فرهنگ شيعى در طالقان بوده است: ١. جنگ و گريزهاى علويان با دشمنان، حركت به طرف كوهها و قرار گرفتن در آنجا، ٢. علاقه باطنى و قلبى مردم طالقان به ائمّه (ع) كه از ديرباز به دليل ايرانىالاصل بودن و نيز وجود عنصر مينوى محبّت به آدمهاى آسمانى صفت در طالقانيان