ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ايران يك معجزه است
نگاه نمىكنيم؛ به كليساها به عنوان وسيله رقابت نگاه نمىكنيم بلكه كليساها را مساجد بالقوّه مىدانيم.
برخى كشيشهاى مسيحى از بهترين دوستان من هستند چون در سالهاى زندان با هم بوديم و آنها كشيش شدند و من مسلمان. من در كليساهاى شهرمان سخنرانى مىكنم. همه مرا مىشناسند. آنها اسلام را دوست دارند. مىگويند اسلام والاست چون كسى كه مسلمان مىشود مواد مخدّر مصرف نمىكند، كار خلاف نمىكند. آنها اسلام را براى من دوست دارند. از هر سياهپوست آمريكايى سؤال كنيد مىبينيد مخالف اسلام نيست. اگر اخبار آمريكا را بخوانيد، مىبينيد چند مسجد مورد حمله قرار گرفته امّا نه در محله سياهپوستان. اگر الآن با حجاب اسلامى به محله سياهپوستان برويد هيچكس، ابداً هيچ كس به شما دست نمىزند. هيچ كس! چون آنها به اسلام احترام مىگذارند و مىدانند حجاب چيست. چون همه سياهپوستان، خويشاوند، دوست، پدر يا مادرى دارند كه اسلام را پذيرفته باشد.
مىدانيد در جامعه سياهپوستان آمريكا چه ديدى نسبت به اسلام وجود دارد؟ از نظر آنها اسلام «راه انسان شدن» است. هر كسى كه اسلام را مىپذيرد متحولّ مىشود، تغيير مىكند. من قبل از اينكه مسلمان شوم، زمانى كه در جاهليّت به سر مىبردم، جنايتكار بزرگى بودم. بله بزرگترين و ثروتمندترين جنايتكار شهرمان بودم.
بحث جنايت با نژاد هم ارتباط دارد. حتماً درباره جنبش آزادىهاى مدنى و دكتر مارتين لوتركينگ و مالكوم ايكس شنيدهايد. آن روزها [دهه ١٩٦٠] دو جريان وجود داشت: يكى جريان جنبش مدنى و مارتين لوتركينگ كه به حل شدن در نظام آمريكا و داشتن مدارس مختلط سفيدپوستان و سياهپوستان، داشتن حقّ رأى و ... معتقد بود. جريان ديگر به نمايندگى مالكوم ايكس به جدا ماندن از نظام آمريكا عقيده داشت، نه شركت در آن. او مىگفت اين نظام يك نظام جنايتكار است و هر چه بيشتر از آن دورى كنيد به نفعتان است. گروه ديگرى هم وجود داشتند كه هيچ وقت دربارهشان چيزى نمىشنويد. آنها ما بوديم. ما مافياى سياه نام داشتيم. مافياى سياه، جوانان سياهپوستى بودند كه اغلب يا كلّاً شامل مردان مىشد. ما عقيده داشتيم با داشتن حقّ رأى و حقوق مدنى هيچگاه به آزادى نمىرسيم. هدف ما ايجاد امپراتورى جرم و جنايت در آمريكا بود؛ عقيده داشتيم سياهپوستان فقط نبايد قدرت سياسى را در دست داشته باشند بلكه بايد در همه چيز قدرتمند باشند، از جمله در جرم و جنايت. جرم و جنايت در ميان سياهپوستان بسيار مورد توجّه بود. بنابراين من سالها يكى از بزرگترين جنايتكاران شمال كاليفرنيا بودم. من بزرگترين سازمان جنايى را ايجاد كردم و ما بسيار ثروتمند و قدرتمند شديم. امّا بعد اسلام آمد و ما را متحوّل كرد. حال ديگر مبارزه ما در آمريكا مبارزه سياهپوست نيست، مبارزه اسلام و مسلمانان است.
جنبش اسلامى در آمريكاى شمالى در حال رشد است. ما مساجد زيبايى در سراسر آمريكا داريم. در نمازهاى عيد در شهرهاى مختلف دو هزار، پنج هزار، بيست هزار نفر به نماز مىايستند. مسلمانان اكثريت قشر متوسط را تشكيل مىدهند؛ از جمله سياهپوستان را. چون سياهپوستان ممكن است جزء قشر پايين باشند امّا هنگامى كه مسلمان مىشوند ديگر پولشان را اسراف نمىكنند و مديريت بهترى روى آن مىيابند و ديگر آن را خرج مواد مخدّر و قمار نمىكنند. در نتيجه به پدران و مادران بهترى تبديل مىشوند. به همين دليل اسلام براى ما عامل تحوّل اساسى در كلّ زندگىمان است.
بايد بگويم اكنون وظيفه ما در آمريكا حتّى بسيار سنگينتر از گذشته است. جامعه مسلمان آمريكا تا حدّ مرگ ترسانده شده است. ترس مانع پيشرفت است. در اين وضعيّت ديگر قادر نيستيد به هويت واقعى خود پى ببريد. مسلمانان اجازه دادهاند رسانهها برايشان تصميم بگيرند. با آنكه آمريكا و اسرائيل برجهاى دوقلو را منهدم كردند امّا تقصير آن را به گردن مسلمانان انداختند و بسيارى از مسلمانان آنچه را رسانهها مىگويند، باور دارند. اكنون بسيارى از مسلمانان مىخواهند جزئى از آمريكاى كبير باشند و بسيارى از آنها آنقدر ديوانهاند كه فكر مىكنند اوباما آدم خوبى است. اوباما بزرگترين جنايتكار آمريكاست. فكر مىكنيد صهيونيستها اجازه مىدهند يك سياهپوست رئيس جمهور شود؛ مگر اينكه با آنها باشد. غير ممكن است! آمريكا اجازه نمىدهد انسان خوب رئيس جمهور شود. آنها اصلًا آدم خوب ندارند. اين مغاير نظام آمريكاست و هيچ وقت اتّفاق نمىافتد. چرا؟ چون