ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - جنگ اصطخر
جنگ اصطخر
سيد حميد بحق
در لغتنامه دهخدا ذيل واژه «اصطخر» آمده است: «كوره يا شهرستان اصطخر از مهمترين و بزرگترين شهرستانهاى فارس به شمار مىرفت و مركز آن شهر اصطخر بود و شهرها و قراى بسيارى داشت كه مشهورترين آنها عبارت بودند از: بيضاء، مايين، نيريز، ابرقو، يزد و جز آنها».[١]
و صاحب «قاموس الاعلام» درباره اصطخر گفته است: «در ٦٠ هزارگزى شمال شرقى شيراز واقع است، دير زمانى پايتخت سلاطين ايران بوده و در اوايل اسلام نيز از شهرهاى آباد و بزرگ به شمار مىرفته و بعداً خراب شده است ولى آثار خرابه آن همچنان پايدار است. يونانيان آن را پرسپوليس مىخواندند يعنى «مدينه فارسى»، در جلگهاى بسيار حاصلخيز به نام مرودشت كه در دامنه كوهى است، ديده مىشود و نهر بند امير از پهلوى آن مىگذرد. روى اين نهر پل بسيار بزرگى بر طريق خراسان وجود داشته كه آن را با هنرمندى ساخته بودند و محلهاى نيز در پيرامون پل واقع بوده است. اصطخرى گويد: سور بزرگى گردا گرد
اين شهر را احاطه كرده و از اين رو هوايش سنگين است ولى هواى بيرون حصار و ييلاقات اطراف شهر بسيار لطيف و دلكش است. و نيز گويد: اين شهر يك ميل طول و عرض دارد، خرابههاى معروف به تخت جمشيد و چهل منار در خارج شهر بر كوهى ديده مىشوند، اينها ويرانههاى كاخهاى پادشاهان قديم ايراناند، ستونها و هياكل باعظمتى كه دست هنر آنها را مايه حيرت جهانيان قرار داده است، هنوز پاى برجاست. محيط دايره كاخ به ٤٢٠٠ پا مىرسد و خرابه آتشكده عظيمى هم در اين جايگاه ديده مىشود كه عامه آن را مسجد سليمان مىنامند. در اواخر قرن چهارم هجرى در روزگار صمصامالدوله از خاندان بويه، اين شهر در معرض هجوم امير قلتمش واقع گرديد و آنچنان ضربتى بر شهر وارد آورد كه به ويرانهاى مبدّل شد و بر همان حال بماند. ياقوت گويد: در جوار اصطخر كانهاى زيبق و آهن يافت شود و مردم آنها را استخراج مىكنند».[٢]
پايتخت باستان ايران كه بر روى خرابههاى پرسپوليس بنيان نهاده شده بود و مركز دينى و پايتخت ساسانيان به شمار مىرفت. ابوموسى اشعرى و عثمان بن عاص (٦٤٣ م.) آن را گشودند و به وجود آمدن شيراز (٦٨٤ م.) بسى از رونق اصطخر كاست.[٣] بسيارى از ايرانىها براى زيارت به آنجا سفر مىكنند چون كه در آن منطقه مسجدى