ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - آغاز و انجام قيام مردم ايران
است به نام مسجد سليمان كه نبىالله سليمان آن را ساخت و در فصل زمستان در آن به سر مىبردند و علّت نام اصطخر به خاطر جنگى است كه بين لشكر سفيانى و اهل خراسان (ايران) در اين منطقه اتّفاق مىافتد.
در رواياتى آمده كه لشكر ايران در منطقهاى به اسم منطقه اصطخر سفيد جمع شدهاند و در نزديكى مسجد سليمان كوهى است كه او را كوه سفيد مىنامند كه مكان جمعآورى سپاه ايران مىباشد و اين جنگ در زمان ظهور امام زمان (ع) اتّفاق خواهد افتاد.
روايتى در كتابى قديم از ابن حماد (صفحه ٨٦) به نقل از امام على (ع) آمده است كه: لشكر سفيانى براى جنگ به كوفه خروج مىكند و از اهل خراسان (ايران) طلبجنگ مىكنند. اهل خراسان حضرت مهدى (ع) را طلب مىكنند و لشكر سفيانى با لشكرى كه برچمهايش سياه است (سپاه خراسانى) و در مقدّمه آنها شخصى به اسم شعيب ابن صالح است، به جنگ برمىخيزند و اهل خراسان و لشكر سفيانى در منطقهاى به اسم اصطخر به نبرد برمىخيزند و در اين جنگ ملحمه و خونريزى عظيمى اتّفاق مىافتد مىشود، كه لشكر سفيانى فرار مىكند و اهل خراسان آرزوى حضرت مهدى را مىكنند و ايشان را مىطلبند.
شايد همپيمانان لشكر سفيانى همان آمريكا و بريتانيا و ... باشند كه به هر صورتى مىخواهند به ايران حمله كنند. هم اكنون بسيارى از كشتىهاى جنگى آمريكايى و بريتانيايى در منطقه خليج فارس جمع شدهاند كه همه آنها با نيروى اتمى كار مىكنند؛ مانند ناوهاى يو اس اس تئودور روزفلت و رافال و شارل ديغول و اميتيست واتش ام اس ارك رويال و .... چرا بايد اين همه ناوها و كشتىها يك جا جمع شوند. تا به حال نه در جنگ جهانى اوّل و نه دوم اين اتّفاق افتاده است (!)
پىنوشتها:
[١]. از ضميمه معجم البلدان.
[٢]. به نقل از: قاموس الاعلام تركى.
[٣]. ر. ك: به مرآت البلدان، ج ١، ص ٦٩ و فهرست تاريخ مغول تأليف اقبال و المعرب جواليقى، ص ٢٥، س ١٥ و فهرست فارسنامه ابن البلخى، چ بريل و فهرست تاريخ سيستان و اخبار الدولة السلجوقية، ص ٤١ و سبك شناسى، ج ٣، ص ٢٥٢ و فهرست مزديسنا و فهرست عقدالفريد و تاريخ اسلام، صص ١٢٨- ١٣٥ و ١٥١ و ايران باستان، ج ١، ص ١٠٢ و ج ٣، ص ٢٥٤١ و فهرست حبيب السير، چ خيام و فرهنگ ايران باستان، ص ٦٧ و فتوح البلدان بلاذرى، چ قاهره، ص ٣٩٦ و مسالك الممالك اصطخرى، چ ليدن، ص ١٢٢ و ١٢٣ و فهرست نزهةالقلوب، مقاله ٣ و فهرست عيون الاخبار و كتاب التاج، ص ١٥ و وفيات الاعيان، ص ١٤١ و فهرست تاريخ گزيده و ترجمه تاريخ يمينى، ص ٢٩٠ و قاموس الاعلام تركى، ج ٢، ص ٩٩٠ و فهرست مجمل التواريخ والقصص و فهرست شدالازار و فهرست تاريخ عصر حافظ، ج ١ و فهرست شرح احوال رودكى، و استخر و ستخر و سطخر و صطخر و فارس.
آغاز و انجام قيام مردم ايران
نعمانى در كتاب «غيبت» خود، در مورد خروج كسانى كه از مشرق قيام مىكنند و خواستار حقاند ولى حق را به آنها نمىدهند و آنها مىجنگند تا اينكه پيروز مىشوند و سپس زمام امور خود را به دست حضرت صاحب الامر (ع) مىسپارند، سخن گفته است. وى در روايتى از ابى خالد كابلى از حضرت ابوجعفر امام محمدباقر (ع) چنين نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «گويى هماكنون من گروهى را با چشم خود مىبينم كه از مشرق (خاور) قيام كرده اند و خواستار حقاند ولى آن را به آنها نمىدهند، سپس باز حقّشان را مىطلبند ولى به آنان داده نمىشود و چون چنان ديدند اسلحههاى خود را بر مىگيرند و بر گردنهايشان مىگذارند، اين وقت آنچه را كه مىخواستند به آنها داده مىشود ولى آن طايفه ديگر نمىپذيرند تا اينكه قيام مىكنند و كارشان رونق مىگيرد، و آنان آن را به كسى نخواهند داد مگر به صاحب شما (يعنى: حضرت صاحب الامر (ع)) و كشته شدگانشان شهيدند. آگاه باش كه اگر من آن روز را درك مىنمودم خود را براى صاحب اين امر (يعنى حضرت ولى عصر (ع)) نگه مىداشتم.
ناظم الاسلام كرمانى، در كتاب «علائم الظهور» (صفحه ٩٧) پس از آنكه حديث مزبور را از ابى خالد كابلى نقل و با كمال صراحت، لفظ مشرق را به «ايران» ترجمه كرده است به دنبال آن چنين مىگويد: «در اين خبر، لفظ مشرق را به ايران ترجمه نمودم به علت آنكه امام (ع) مىفرمايد آنچه از اين گروه كشته مىشوند، شهيد شدهاند و اين جمله قرينه، و بلكه صريح است به آنكه مراد از مشرق آن مشرقى است كه شيعيانش در آنجا مىباشند و همچنين اطلاق لفظ مشرق در اخبار بر مشرق فرات بسيار شده است».
پىنوشت:
(١). غيبت نعمانى، ص ٢٧٣، ح ٥٠؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٤٣، ح ١١٦.