ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ايران اسلامى، كانون عنايت الهى
ايران اسلامى، كانون عنايت الهى
على ابوالحسنى (منذر)
انقلاب اسلامى ايران، به رهبرى امام خمينى (ره) از حوادث كمنظير تاريخ اين مرز و بوم است كه توانست رژيم پهلوى را، كه قدرتهاى بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بنِ دندان، مسلح بود، به گورستان تاريخ فرستد و بساط كهنه شاه و شاهبازى را براى ابد از اين كشور بيرون بريزد.
درباره علل و عوامل ظاهرى و مادى انقلاب اسلامى، تاكنون فراوان سخن گفتهاند؛ اما جا دارد درباره ابعاد ناشناخته و پنهان اين جنبش تاريخساز، كه رهبر فقيد انقلاب، آن را انفجار نور و معجزه الهى عناميدنيز، تحقيقات شايستهاى انجام گيرد. شواهد و دلايل بسيارى وجود دارد كه نشانمىدهد در طول اين انقلاب عظيم، امدادهاى غيبى به گونهاى شفاف و اطمينانبخش، پشتيبان ملت و كشور ايران بوده و آن تحرّك عظيم و بىسابقه را موجى از الطاف بىكران خداوند و اولياى معصوم (ع) به ويژه حضرت امام مهدى (ع) حمايت مىكرده است.
مكاشفات، رؤياها و پيشگويىهاى شگفت، كه در طول سالهاى سرد و سياه ستمشاهى براى اهل دل، رخ مىداد، به ويژه تحوّل روحى شگرفى كه در دوران نهايى انقلاب، يعنى سال ١٣٥٦ به بعد، بين اقشار گوناگون ملت ايران پديد آمد، همگى كاشف از آن است كه عوامل غيبى و نهانى، همپاى علل و اسباب ظاهرى- بلكه مقدم بر آن- نقش مهمى را در پيشبرد جنبش انقلابى، ايفا كرده است.
در برخى نوشتههاى امام راحل (ره) در سالهاى خفقانبار شاهنشاهى، آثار اميد به فرج در آيندهاى نزديك را مىتوان ديد. نامههايى كه امام در ١٩ خرداد ١٣٤٥ (١٩ صفر ١٣٨٦ ق) به شهيد آيتالله سعيدى و ديگران نگاشت، شاهد روشن اين مدّعاست.
با همين نگاه و نگرش بود كه رهبر فقيد انقلاب، ماهها پيش از بهمن سال ٥٧، اطمينانى عجيب به پيروزى جنبش و سرنگونى رژيم داشت و به اين و آن مىفرمود: «شاه رفتنى است. به فكر روزها و اقتضائات پس از پيروزى باشيد» و اين در حالى است كه هنوز هيبت و هيمنه رژيم شكسته نشده بود و كسانى مانند مهندس