ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - پديد آوردن نژاد برتر ژنتيكى
پديد آورد.
انقلاب سبز مدّعى حل مسئله گرسنگى در مكزيك، هندوستان و تعدادى از كشورهاى انتخاب شدهاى كه راكفلر در آن فعاليت داشت، گرديد. نورمان بورلاگ[١] متخصّص كشاورزى بنياد راكفلر به دليل فعاليتهايى مشابه فعاليتهاى هنرى كيسينجر، جايزه صلح نوبل را دريافت كرد.
پروژه انقلاب سبز، با هدف ايجاد يك تجارت جهانى كشاورزى انحصارى، همانند انحصارى ساختن نفت دنيا در ٥٠ سال پيش، طرحى روشن از جانب خاندان راكفلر است. كشاورزى تجارت و انقلاب سبز راكفلر در فرايندى تودرتو شكل گرفت؛ هر دوى آنها نيز بخشهايى از استراتژى بزرگى بودند كه از طرف بنياد راكفلر و با هدف فراورى مهندس ژنتيكى در خصوص حيوانات و گياهان طى سالهاى بعد مورد حمايت مالى قرار گرفتند. جان داويس[٢] معاون وزير كشاورزى دولت آيزنهاور در اوايل دهه ١٩٥٠ بود و در سال ١٩٥٥ وارد مدرسه اقتصاد هاروارد گرادويت[٣] شد- در سال ١٩٥٦ در مجله «هاروارد بيزينس ريوايو»[٤] مقالهاى منتشر نمود و نظريهاى را به شرح ذيل در آن عنوان نمود: «تنها راه حلّ نهايى و هميشگى مشكل كشاورزى و راه خلاصى از برنامههاى خستهكننده حكومت، گذار از كشاورزى سنّتى به كشاورزى تجارى است». در حالى كه در آن روزگار در اذهان بعضى از افراد، تنها گمانهايى در اين رابطه وجود داشت امّا داويس در اين خصوص به قطع و يقين رسيده بود: «سلب كنترل موجود بر روى زنجيره غذايى توليدات كشاورزى كه به صورت سنّتى در اختيار مزرعهداران خانوادگى سنّتى قرار دارد و در اختيار شركتهاى چند مليتى گذاشتن آن، يك انقلاب است».[٥]
يكى از راههاى سودافزايى مهمّ بنياد راكفلر و شركتهاى كشاورزى تجارى آمريكايىالاصل، فراگير شدن ابتياع بذرها و تخمهاى دو رگه غير قابل بذرگيرى مجدّد حاصل از انقلاب سبز بود. يكى از ويژگىهاى زيستى بذرها و تخمهاى دو رگه، غير قابل بذرگيرى مجدّد بودن آنها بود كه از مكانيزم دفاعى و مقاومى در برابر بذرگيرى مجدّد برخوردارند. آنها برخلاف خانوادههاى طبيعى و مقاوم در مقابل تلقيح باز، در نسلهاى بعدى كشت خود محصولشان كمتر و كمتر مىگردد. خصوصيت افت باردهى بذرها و تخمهاى دورگه براى كشاورزانى كه در پى به دست آوردن محصول بيشتر بودند، به طور طبيعى به مفهوم نياز خريد هر ساله اين بذرها و تخمهاى دورگه بود. روى هم رفته، كاهش محصولدهى نسل دوم تخمها و بذرهاى دورگه، امكان خريد و فروش بذر بدون اجازه توليدكنندگان آن را غير ممكن مىساخت. در عين حال امكان عرضه مجدّد آنها از جانب واسطهها را نيز مانع مىشد. اعمال كنترل بر نهادها و مراكز نگهدارى اعقاب و نسلهاى پيشين بذر و دانه توسّط شركتهاى پديد آمدن انقلاب بعدى مربوط به بذرها و دانههاى ژنتيكى را موجب گرديد.[٦]
در حقيقت با ورود تكنولوژى كشاورزى مدرن آمريكايى و كودهاى شيميايى بذرهاى اصلاح شده تجارى، تمامى كشاورزان بومى كشورهاى در حال توسعه به ويژه توانمندان آنها، به شركتهاى خارجى
- غالباً آمريكايى- تجارى و پتروشيمى وابسته گرديدند.