ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - ٢ دجّال در روايات
هنگامى كه از تشهّد پايانى فارغ شديد، بايد كه از چهار چيز [به خدا] پناه بريد: از عذاب جهنّم، از عذاب قبر، از فتنه زمان زندگى و مرگ و از شرّ مسيح دجّال».[١] در برخى روايات نيز توصيههايى براى در امان ماندن از شرّ فتنه دجّال شده است، از جمله در يكى از روايات نبوى مىخوانيم: «هر كس ده آيه ابتدايى سوره كهف را حفظ كند، از فتنه دجّال در امان مىماند.»[٢]
ه) ويژگىهاى دجّال: پيش از بررسى ويژگىهايى كه در روايات براى دجّال برشمرده شده، لازم است يادآور شويم كه در منابع روايى شيعه برخلاف منابع اهل سنّت، كمتر به موضوع دجّال پرداخته شده است تا آنجا كه در كتابهايى مانند «الكافى» ثقةالاسلام كلينى (ره)، كتاب «الغيبة» نعمانى (ره) و «الإرشاد» شيخ مفيد (ره) كه در آنها روايات فراوانى در مورد نشانههاى ظهور نقل شده، حتى يك روايت هم درباره دجّال نيامده است و مجموع رواياتى كه در «كمالالدّين و تمام النّعمه» شيخ صدوق (ره) و كتاب «الغيبة» شيخ طوسى (ره) دراينباره نقل شده است، به ده مورد هم نمىرسد. افزون بر اين، بيشتر روايتهايى كه از طريق اهل سنّت درباره دجّال و ويژگىهاى او نقل شده گرفتار ضعف سند يا افسانه پردازى و بيان مطالب عجيب و غريب و دور از ذهن است.
با توجّه به مطالب ياد شده، برخى از نويسندگان معاصر، در اصل وجود دجّال يا ويژگىهاى او ترديد كرده و در نهايت معتقد به رمزى و كنايهاى بودن ويژگىهاى دجّال و انطباق نداشتن اين ويژگىها بر شخص يا موجود معين و مشخص شدهاند. سيد محمّد صدر، پس از آنكه دوازده ويژگى دجّال را با استفاده از روايات برمىشمارد، در بررسى اين ويژگىها مىنويسد: «بىترديد در اينكه اگر از مفاهيم رمزى و كنايى اين عبارات صرف نظر كنيم هيچ يك از آنها را نمىتوانيم بپذيريم و نمىشود آنها را صحيح دانست؛ زيرا از نظر ضوابط سندى اكثر آنها اخبار واحدى مىباشند كه قابل اعتماد نيستند و اگر از ضوابط سندى نيز صرف نظر كنيم مىبينم كه در اين روايات مطالبى اعجاز آميز به دجال نسبت داده شده است. با اينكه وى شخصى كافر و سركش و طاغى است و قبلًا گفتيم كه صدور معجزه از يك شخص كافر ممكن نيست .... با وجود اين نقاط ضعف، امر از دو حال خارج نيست يا بايد تمامى اين اخبار را مردود بدانيم يا اينكه بر يك معناى رمزى و كنايى برخلاف معناى ظاهرى حمل كنيم و روشن است كه حمل بر معناى رمزى از كنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است».[٣]
يكى ديگر از نويسندگان معاصر نيز پس از بيان روايات دجّال، درباره آن ترديد كرده و مىنويسد: «ريشه داستان دجّال را بايد در كتاب مقدّس و در بيان نصارى پيدا كرد. بعد از آنكه، اكثر احاديث آن و تفصيلاتش در كتب اهل سنّت و به طرق آنهاست. به هر حال، اصل قضيه دجّال به طور اجمال، بعيد نيست صحت داشته باشد، ليكن تعريفات و توصيفاتى كه دربارهاش شده مدرك قابل اعتمادى ندارد. پس بر فرض اينكه اصل قضيه دجّال صحت داشته باشد، اما بدون ترديد با افسانههايى آميخته شده صورت حقيقى خود را از دست داده است».[٤]
نويسنده كتاب «يوم الخلاص» (روزگار رهايى) نيز پيش از بررسى روايات مربوط به دجّال مىنويسد: «نگارنده در مورد دجّال به نتيجه قطعى نرسيده است؛ زيرا رواياتى كه در مورد دجّال نقل شده، غالباً مورد اعتماد نيستند و در ضمن آنها مطالبى هست كه يقيناً جعلى هستند و متن آنها گواه است بر اينكه سخن معصوم نيست. در اين حديثها ذوق و قريحه جاعلين اثر گذاشته، طبق سليقه و ذوق آنها جعل شده است و آنچه از رسول گرامى اسلام (ص) نقل شده در ميان احاديث جعلى دستگاه خلافت گم شده است و تشخيص آنها بسيار دشوار مىنمايد».[٥]
پس از اين مقدّمه به بررسى مهمترين ويژگىهاى ظاهرى و رفتارى دجّال مىپردازيم. براساس روايات، كافر بودن، ادّعاى پروردگارى كردن، درنورديدن سراسر جهان، عمر طولانى داشتن، يك چشم بودن و ... از مهمترين ويژگىهاى دجّال است. براى روشنتر شدن اين ويژگىها، چند روايت را كه در اين زمينه وارد شده است، بررسى مىكنيم.
در يكى از احاديث نبوى، دجّال اينگونه توصيف شده است: «من درباره دجال با شما سخن گفتم و بيم آن دارم كه شما آن درك نكنيد. مسيح دجّال مردى كوتاه قد با پاهايى فاصلهدار و مويى پيچان (مجعّد) است، يك چشم بيشتر ندارد و چشم ديگر او به طور كلّى محو شده و هيچ برآمدگى و فرو رفتگى از آنان باقى نمانده است. اگر [امر او] بر شما مشتبه مىشود بدانيد كه پروردگار شما يك چشم نيست و شما هرگز پروردگار خود را نمىبينيد تا اينكه از دنيا برويد».[٦]
دراينباره همچنين از پيامبر اعظم (ع) نقل شده است كه فرمود: «دجّال كسى است كه چشم چپ او نابيناست و در ميان پيشانى او نوشته شده است: كافر. بر چشم او ناخنكى[٧] بزرگ است».[٨] در روايت نبوى ديگرى كه در منابع روايى شيعه نيز نقل شده است، درباره ويژگىهاى دجّال چنين مىخوانيم: «اى مردم! خداوند پيامبرى را به رسالت مبعوث نكرد جز آنكه قومش را از دجّال ترسانيد و خداى تعالى آن را تا به امروز بر شما تأخير انداخته است»