ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - ٢ دجّال در روايات
خود را براى پوشاندن عيوب آنها با ماده سياهرنگى به نام قطران مىپوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن كامل بدن شتر با اين ماده «تَدجيل» مىگفتند. از آنجا كه دجّال نيز چون قطران سراسر زمين را مىپوشاند، از او با اين عنوان ياد مىشود.
ب) واژه ياد شده از «دَجْل» به معناى «دروغ» و «فريب» مشتق شده و دليل نامگذارى دجّال به اين نام اين است كه او ادّعاى پروردگارى مىكند و اين كار از بزرگترين دروغهاست.
ج) ريشه لغت دجّال، «دَجْل»، به معناى «در نورديدن» است و از اين رو اين نام به دجّال اطلاق مىشود كه او بيشتر مناطق جهان را درمىنوردد و تحت سلطه خود درمىآورد.
د) دجّال از «تَدجيل» به معناى «پوشاندن» ريشه گرفته است و به اين دليل دجّال را با اين نام مىخوانند كه او با كفرش مردم را مىپوشاند يا زمين را با فراوانى لشكريانش مىپوشاند يا اينكه حق را با باطل مىپوشاند.
ه-) اين واژه از «تَدجيل» گرفته شده كه به معناى «زراندود كردن» براى فريب است. بنابر اين قول، دليل نامگذارى دجّال به اين نام اين است كه او با دروغ و نيرنگ خود و همچنين با بيان كردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه مىدهد و موجب فريب مردم مىشود.
و) لغت دجّال از «دُجال» به معناى «طلا» يا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا كه قدم مىگذارد گنجهاى طلا نيز با او همراه است.
ز) ريشه اين لغت «دَجّاله» به معناى «گروه بزرگ همسفران» است و به اين دليل دجّال را به اين اسم نامگذارى كردهاند كه او سراسر زمين را با هواداران فراوان خود مىپوشاند.
ح) اين واژه از لغت «دَجال» به معناى «سرگين»، گرفته شده است؛ زيرا دجّال نيز مانند سرگين گستره زمين را با اعمال خود آلوده مىكند.[١]
مؤلف لغتنامه «تاج العروس» پس از نقل اقوال ياد شده مىنويسد: «مصنّف همه وجوه محتمل را به خوبى بيان كرد، ولى درستترين و بهترين وجه آن است كه گفت: دجّال به معناى بسيار دروغگوست و دروغ او سحر، فريب، تهمت، حقپوشى و اظهار مطالبى است كه در دل او وجود ندارد».[٢] گفتنى است، نويسنده كتاب اعلام قرآن وجه ديگرى براى ريشه كلمه دجّال بيان كرده كه قابل تأمّل است. او دراينبارهمىنويسد: «در نظر نگارنده دجّال كلمهاى است مركّب و الف و لام آن همان الف و لامى است كه در نامهاى دانيال و حزقيال هم وجود دارد و به معنى خدا است. جزء اوّل آن هرچه باشد به معنى ضدّ و خصم و دشمن است و دور نيست كه با «دژ»، «دشمن» و «دشوار» همريشه باشد».[٣] اگرچه در اين وجه، نكات بديعى وجود دارد، ولى به دشوارى مىتوان در ميان اهل لغت مؤيدى براى آن پيدا كرد.
٢. دجّال در روايات
با نگاهى اجمالى به مجموعه روايتهايى كه در زمينه خروج دجّال و رويدادهاى وابسته به آن نقل شده است، با موضوعها و سرفصلهاى متعدّدى روبهرو مى شويم كه بررسى كامل همه آنها نيازمند پژوهشى ژرف و گسترده است. در اين مجال اندك، برخى از اين موضوعها و سرفصلها را بررسى مىكنيم.
الف) حتمى بودن خروج دجّال: در روايات متعدّدى بر گريزناپذير بودن خروج دجّال، به عنوان يكى از رويدادهاى آخرالزّمان يا نشانههاى قيامت، تأكيد شده است. از جمله در روايتى كه اميرمؤمنان على (ع) از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل مىكند، مىخوانيم: «پيش از ساعت [قيامت] ده رويداد گريزناپذير است: [خروج] سفيانى، [خروج] دجّال و ...».[٤]
در برخى روايات حتمى بودن خروج دجّال به مانند حتمى بودن ظهور امام مهدى (ع) دانسته شده و انكار آن كفر به شمار آمده است. از آن جمله مىتوان به روايت نبوى زير اشاره كرد: «هر كس خروج مهدى را منكر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، كافر شده است و هر كس نزول عيسى را منكر شود كافر شده و هر كس خروج دجّال را انكار كند، كافر شده است».[٥]
ب) بزرگى فتنه دجّال: در بسيارى روايات بر اين موضوع تأكيد شده كه فتنه دجّال، فتنهاى بزرگ و بىمانند است. براساس يكى از اين روايات، پيامبر اعظم (ص) در يكى از خطبههاى خود مىفرمايد:
«اى مردم! بر روى زمين فتنهاى بزرگتر از فتنه دجّال نبوده است، خداى تعالى هيچ پيامبرى را برانگيخته، مگر اينكه امّتش را از او برحذر داشته است».[٦] در روايت ديگرى، در همين زمينه از پيامبر (ص) چنين روايت شده است: «از آفرينش آدم- درود خدا بر او باد- تا برپايى قيامت، امرى بزرگتر از دجّال نبوده است».[٧]
ج) هشدار همه پيامبران درباره خروج دجّال: خطر دجّال براى جوامع بشرى چنان گسترده و ويرانگر است كه همه پيامبران الهى درباره آن هشدار داده و پيروان خود را از او برحذر داشتهاند. پيامبر گرامى اسلام در اين زمينه مىفرمايد: «هيچ پيامبرى نبوده است مگر اينكه پيروانش را از دجّال بر حذر داشته است».[٨]
د) ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ دجّال: در روايات فراوانى بر ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ فتنه دجّال سفارش شده است. از جمله در روايتى، از پيامبر گرامى اسلام (ص) چنين نقل شده است: «هر يك از شما