ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - استراتژى ناامن سازى و تغيير
استراتژى ناامن سازى و تغيير
سردبير
شايد شما هم مثل من يا مثل بسيارى از مردم كه از صبح علىالطلوع تا انتهاى شب در كوى و برزن در رفت و آمد هستند، احساس بدِ «ندانم به كجايى»، «بلاتكليفى» و «تغيير» اوضاع و احوال و شرايط پيرامونى را تجربه كرده باشيد. بيمارى مزمنى كه مثل زخمِ پاى مبتلا به ديابت، آرامش، ثبات و قرار را از آدمى مىگيرد و به جاى آن «غلق و بىقرارى» را مىنشاند، آسودگى خيال و ذهن را مىسوزاند و مجال تصميمگيرى، برنامهريزى و مديريت زمان را از بين مىبرد.
مطالعه دقيق و دوباره اين بند، خواننده را متذكر جريانى مىكند كه، اگرچه جماعتى نادانسته بدان دامن مىزنند امّا، به عنوان اتّفاقى ساده نمىتوان بدان نگريست. چنانكه دامنه و ژرفاى تأثير آن هم كم نيست.
«استراتژى ناامنسازى» جريان پيچيدهاى است كه استعمار نو آن را براى ساكنان كشورهاى غيرغربى (آسيا، افريقا، شبه قاره هند ...) رقم مىزند و مناسبات فردى و اجتماعى آنها را آلوده مىسازد، تا هيچگاه مجال پرسش از خصم، تجربه ثبات و سيرى رشد يابنده در مناسبات مادى و فرهنگى را نيابند. از همين روست كه كشمكش و بحران، روزى دايمى مردم آفتزده و مبتلاى- به اصطلاح غربىها- توسعهنيافتگى، جهان سومى شده است.
در طول تاريخ، هيچ كلاهى به بزرگى و گشادى «كلاه دموكراسى و ليبراليسم ملحدانه» بر سر مردم جهان نرفته است. ديوى كه در صورت يك پرىرو جلوه كرد تا تغيير، جنجال و هيجان در مناسبات اجتماعى و سياسى چشمها را بر سكانداران پشت پرده سازمانهاى مخفى و استعمارى ببندد؛ همآنان كه در كار و انديشه قدرت بلامنازعه و حكومت جهانى حتى براى لحظهاى، همان به اصطلاح دموكراسى، تساوى آراء و حتى جمهوريت را پذيرا نيستند.
كدام انسان منصفى مىتواند بر سلطه بلامنازعه، مستمر، قدرتمند و نسل در نسل اليگارشى زرسالاران يهودى بر مقدورات و