ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - قيام خراسانى در آستانه ظهور
حال حضرت باقر و صادق (ع) فرمودند: «خروج اين سه- سفيانى، خراسانى و يمانى- در يك روز، يك ماه و يك سال خواهد بود».[١] حضرت صادق (ع) فرمود: «يمانى و سفيانى مانند دو اسب مسابقه است (چون در يك روز خروج مىكنند و هر دو به جانب كوفه مىشتابند)».[٢] و اميرالمؤمنين (ع) فرمود: «يمانى و خراسانى مانند دو اسب مسابقه بر يكديگر سبقت گيرند، تا در كوفه با بر لشكر سفيانى بتازند و بر وى ظفر يابند».[٣] سيّد خراسانى از خراسان خروج مىكند. به او سيّد خراسانى مىگويند و سابقاً از بعد از تهران تا آن طرف بلخ و بخارا را خراسان مىگفته اند حالا اينكه او از كدام قسمت خراسان خروج مىكند، نمىدانيم.
سيّد حسنى هم كسى است كه از اولاد امام حسن مجتبى (ع) است، البتّه سيّد حسينى هم گفتهاند. ممكن است از طرف پدر حسينى و از طرف مادر حسنى باشد. همچنين شخص مورد بحث ممكن است هم سيّد حسنى باشد و هم حسينى و هم خراسانى اكثر ساداتى كه اهل خراسان هستند همين طورند يعنى هم سيّد حسنى هستند، هم حسينى و هم خراسانى.
البتّه خروج او از علائم حتمى نيست كه فكر شود حتماً بايد سيّد حسنى يا حسينى يا خراسانى خروج كند تا امام زمان (ع) ظهور نمايد. او قبل از ظهور هم هست. منتها وقتى ظهور مىشود بروز مىكند يعنى حركت مىكند و با جمع اصحابش به امام زمان (ع) ملحق شده، آنجا شناخته مىشود كه اين آقا سيّد حسنى است. شايد قبل از ظهور هيچ كس او را نشناسد.
سپس لشكر خراسانى و سفيانى در بين شهر حيره و كوفه با يكديگر درگير مىشوند. سپس سفيانى متوجّه خواهد شد كه مهدى موعود (ع) ظهور كرده است و آن حضرت در حال حركت به سوى مكّه مىباشد، به همين جهت گروه عظيمى را جهت تعقيب آن حضرت روانه مىكند.
پس چون لشكر سفيانى هنگامى كه در محلّى به نام بيداء- بين مكّه و مدينه- برسند و فرود آيند، ندايى از آسمان به زمين خطاب مىشود كه: تمامى نيروهاى سفيانى را به جز سه نفر در خود فرو بِبَر، كه اثرى از آنها باقى نباشد.
و امّا خداوند متعال، صورتهاى آن سه نفر را به پشت بر مىگرداند و به قيافه سگ در مىآيند و مسخ مىشوند.
سپس در چنين زمانى حضرت ولى عصر، امام زمان (ع) در كنار كعبه الهى قرار گرفته، بر ديوار آن تكيه زده، به اهل زمين خطاب مىنمايد و مىفرمايد: «اى مردم! ما براى يارى دين خدا آمدهايم و هركس مايل باشد، مىتواند به گروه ما بپيوندد». و به دنبال آن مىافزايد: «ما اهل بيت پيغمبر (ص) هستيم؛ و از هر فردى نسبت به خداوند متعال و رسولش نزديكتر و اولى مىباشيم، پس هركس بخواهد كه نسبت به حضرت آدم، نوح و ابراهيم؛ و همچنين نسبت به تمامى پيامبران الهى، حتّى حضرت محمّد (ص) با من مذاكره و احتجاج كند، آمادهام».
پس از آن مىفرمايد: «آيا خداوند متعال در قرآن نفرموده است: «إِنَّاللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ».[٤] من تداوم بخش و خلف آدم و نوح هستم، من برگزيده ابراهيم و محمّد (ص) هستم، هر كه مىخواهد پيرامون قرآن يا پيرامون سنّت حضرت رسول اكرم (ص) با من احتجاج و مناظره نمايد، آمادهام؛ چون از هركس ديگرى به آنها نزديك تر و به آنها آشناتر هستم». بعد از آن، در ادامه فرمايشات خود مىافزايد: «آنهايى كه كلام مرا شنيدند و متوجّه شدند، خداوند آنها را هدايت نمايد. ضمناً شنوندگان حاضر، اين مطالب و مسايل را به ديگران كه غايب هستند گزارش دهند ...».
امام محمّد باقر (ع) فرمود: «در چنين موقعيّتى خداوند متعال اصحاب و ياران حضرت حجّت (ع) را كه تعداد آنها سيصد و سيزده نفر مىباشند، جمع مىفرمايد، همانطور كه در قرآن چنين فرموده است: «أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».[٥] سپس اين تعداد افراد با امام زمان (ع) بيعت مىكنند؛ و عهد و ميثاق حضرت رسول (ص) نزد اوست كه از پيامبران يكى پس از ديگرى به ارث نهاده شده است».
حضرت باقر العلوم (ع) در پايان افزود: امام زمان (ع) از فرزندان حسين بن على (ع) مىباشد كه خداوند متعال قضيه قيام آن حضرت را در يك شب تنظيم و اصلاح مىنمايد و نام مبارك و گرامى او همانند نام جدّش رسول خدا (ص) خواهد بود.[٦]
پىنوشتها:
[١]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ٤٥٨.
[٢]. معجم احاديث الامام المهدى (ع)، ج ٣، ص ١٠٤٣؛ الزام الناصب، ج ٢، ص ١٣١؛ بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٢٥٣، ب ٢٥، ح ١٤٣.
[٣]. معجم احاديث الامام المهدى (ع)، ج ٥، ص ٢٥٥، ح ١٦٨٠؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ٢٠٠. (از خطبه محزون حضرت امير المومنين (ع)).
[٤]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٣٣ و ٣٤.
[٥]. سوره بقره (٢)، آيه ١٤٨.
[٦]. اختصاص شيخ مفيد، صص ٢٥٥- ٢٥٧؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٠٥، ح ٧٨.