قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٣

آن فارغ شد به مردم عرضه كرد و به ايشان گفت : اين كتاب خداوند عزوجل است همان گونه كه خدا بر محمد ( ٦ ) نازل كرد و من آن را در ميان جلد جمع كردم ؛ پس مردم به او گفتند : هم اكنون در نزد ما مصحفى است كه قرآن در آن گرد آمده است و ما به اين [ قرآن ] تو نياز نداريم . پس از آن امام على ( ٧ ) فرمود : به خدا قسم ، پس از اين هرگز اين قرآن را نخواهيد ديد ؛ تنها وظيفه ام اين بود كه شما را از جمع كردن اين قرآن با خبر كنم تا آن را قرائت كنيد . »

از آن روز زمينه‌ى اختلاف در متن قرآن فراهم شد ، چون مردم قرآن را براى عمر مىخواندند و عمر نمىتوانست مانند رسول خدا ( ٦ ) آن را تصحيح كند ، و مىگفت : همه صحيح اند ! !

مسئله همين جا پايان نيافت ! اختلاف ها بالا گرفت و به اختلاف در كلمات و آيات رسيد . پس يكى در نمازش به گونه اى مىخواند و به مسلمين مىآموخت و به ديگرى گونه اى ديگر ! و هر كدام تاكيد مى كردند كه خود صحيح مىخوانند و ديگران اشتباه !

در اين ميان ، دولت بايد راه حلى براى اين مشكل پيدا مى كرد ، عمر بايد نسخه اى انتخاب مى كرد و مرجع قرار مىداد ، همان كارى كه عثمان بعدها كرد . اما چنين نكرد ، او در عوض متن قرآن را گسترش داد ! يعنى همه‌ى قرائت ها را صحيح دانست ! براى اين كار حديثى از پيامبر ( ٦ ) ساخت كه قرآن بر هفت حرف نازل شده است ، يعنى هفت لفظ مختلف ! سپس نتيجه گرفت كه هر كدام از الفاظ قرآن هفت معنا دارند كه همه‌ى معانى صحيح اند !