قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٣٤
از زهرى با روايتى كه اهل سنت صحيح دانسته اند ، چنين روايت شده است : « سالم بن عبدالله به من خبر داده است كه مروان كسى را نزد حفصه فرستاد و مصحف قرآنى كه نوشته بود را خواست ، ولى حفصه از دادن آن امتناع كرد و هنگامى كه حفصه مرد و ما از خاكسپارى او بازگشتيم ، مروان به عبدالله بن عمر دستور اكيد داد كه آن مصحف را بياورد . پس عبدالله بن عمر ، مصحف حفصه را به مروان داد و مروان دستور داد كه آن را پاره پاره كند . مروان گفت : مىترسم اگر زمانى طولانى بگذرد [ و مصحف حفصه باقى باشد ] مردم دربارهى قرآن فعلى شك كنند و بگويند كه در قرآن چيزهايى بوده است كه در اين قرآن نوشته نشده است . » ( كنز العمال : ٢ / ٥٧٣ به نقل از مصاحف ابن داود . همچنين تاريخ مدينه : ٣ / ١٠٠٣ )
حتى اگر بپذيريم كه حفصه اين مصحف را به گروه نسخه بردارى در زمان عثمان تحويل داد ، مىتوان فهميد كه از اين قرآن نسخه بردارى نشده است ، زيرا قرائاتى كه عمر به آنها اعتقاد داشت ، در قرآن فعلى به چشم نمى خورد .
همچنين اين ادعا كه عثمان از روى قرآن عايشه ، نسخه بردارى كرده است ، صحيح نيست . زيرا كه اگر چنين نبود بايد در قرآن فعلى آياتى كه عايشه بر قرآنى بودن آنها اصرار داشت ، وجود داشته باشد .
در نهايت اگر با اين ادعا همراه شويم و بپذيريم كه بله ! عثمان قرآن را از روى قرآن عايشه نوشت - نسخه اى كه توسط پيامبر ( ٦ ) املا شده بود ( ٣ / ٩٩٧ ) - اين يعنى تكذيب ادعاى ابوبكر و عمر براى جمع آورى قرآن ! زيرا