قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٢

وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ [ در اين آيه ، تصريح شده ملحقين جزء مهاجران و انصار نيستند و گروه سومى به نام تابعين را تشكيل مىدهند . ] »

در واقع عمر ، قريش را برتر از همه‌ى مردم مىديد و هيچ كس را با آنها برابر نمىدانست ، بنابراين ، اين واو عطف كه جايگاه برابرى به مهاجران ، انصار و تابعين مىداد ، بايد حذف مىشد !

در نهايت ، عمر از حرف خود برگشت ، و قسمش را پس گرفت ! و ديگر از صحابه درباره‌ى اين آيه نپرسيد و دستور داد آن را همان گونه كه ابى گفته بود ، در قرآن بنويسند ، و شاهد ديگرى جز اُبى بر صحت آن نطلبيد .

* تغيير قرائت « مَن » در آيه‌ى قُلْ كَفَى بِاللهِ شَهِيداً بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ . ( الرعد : ٤٣ )

قرآن كريم مىفرمايد : « وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللهِ شَهِيدًا بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ؛ و كسانى كه كفر ورزيدند مى گويند : ( تو ) فرستاده شده نيستى . ( اى پيامبر ) بگو : گواهى خدا ، و كسى كه علمِ كتاب ( قرآن ) نزد اوست ، بين من و بين شما كافى است » ( الرعد : ٤٣ )

در تفاسير و روايات شيعه مداركى وجود دارد كه يگانه مصداق « من عنده علم الكتاب » را علي بن ابيطالب ( ٧ ) معرفى مىنمايند .