قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٨

پذيرفت و اين كار را على رغم ميلش انجام داد و در طول ربع قرن ، چهار بار قرآن را جمع آورى كرد !

بخارى در صحيح ( ٥ / ٢١٠ ) به نقل از زيد مىگويد : « ابوبكر بعد از كشته شدن بسيارى از مسلمانان در جنگ يمامه ، به دنبالم فرستاد ، درحالى كه عمر نزدش بود [ به آنجا رفتم ] ابوبكر گفت : عمر به نزدم آمده و گفته است در جنگ يمامه تعداد زيادى از مردم كشته شده اند و مىترسم قاريان در جنگها [ ى ديگر ] كشته شوند و بسيارى از آيات قرآن بدون آنكه جمع شود از بين برود ؛ بنابراين نظرم اينست كه تو قرآن را جمع كني .

ابوبكر اين گونه گفت و من به عمر گفتم : چگونه چنين كارى انجام دهم درحالى كه خودِ پيامبر آن را انجام نداده است ؟ ! عمر گفت : به خدا قسم اين كار خير است . عمر پيوسته به سراغم مىآمد تا اينكه خداوند براى اين كار به من شرح صدر عنايت كرد و با نظر عمر موافقت كردم .

زيد بن ثابت مىگويد : عمر نزد ابوبكر نشسته بود و سخن نمىگفت و ابوبكر گفت : تو مرد ( ١ ) ( ١ ) . در روايت احمد ( ٥ / ١٨٨ ) به جاى مَرد ، كلمه جوان آمده است . عاقلى هستى و ما به تو بدگمان نيستيم تو كاتب وحى رسول خدا بودى پس كار قرآن را دنبال كن و آن را جمع كن . [ زيد گفت : ] به خدا قسم اگر مرا مجبور به جابه جايى كوه ها مى كردند سخت تر از دستور جمع آورى قرآن نبود ! . . .