قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩١

اين سخنان به يكديگر شباهت دارد و احتمال صحّت همه‌ى اين نظرات و همچنين نظرات ديگر وجود دارد . »

راست مىگويد ! و همه‌ى اين گفته ها احتمالاتى نامعقول و سليقه اى است .

سپس سيوطى اين سخن مرسى را بيان مىكند : « بيشتر وجوه [ بيان شده درباره‌ى سبعه احرف ] در يكديگر تداخل دارند و مستقل نيستند ؛ سند اين سخنان و ناقل آنها مشخص نيست و نمىدانيم چرا هر كدام از آنها حروف سبعه‌ى خاص خودش را ذكر كرده است ؟ ! درحالى كه همه‌ى اين حروف در قرآن وجود دارد ، تخصيص ، چه معنايى خواهد داشت ؟ ! در ميان اين نظرات چيزهايى است كه معناى حقيقى و درست آن قابل درك نيست و بيشتر آنها با حديث عمر و هشام بن حكيم كه در الصحيح بيان شده متعارض است ؛ زيرا اين دو نفر هيچ اختلافى در تفسير و احكام قرآن نداشتند و تنها اختلافشان بر سر قرائت و اعراب حروف بود . بسيارى از عوام گمان كردند كه منظور آن دو ، قرائات هفت گانه بوده است كه اين نادانى بسيار زشت و نابخشودنى است . »

گفته هاى علمايشان ، خود دليلى كافى براى نامعقول بودن سخن عمر است ، پس ديگر نبايد اين سخن را به خدا و پيامبر ( ٦ ) نسبت داد !