قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠٢
سوم : در واقع بدعت « نزول بر هفت حرف » سرمنشأ و هستهى اصلى بدعت « تغيير پذير كردن متن قرآن » است .
چرا كه اگر هر لفظ هفت معنا داشته باشد و راه براى انتخاب هر كلمهى دل خواه هموار باشد ، به تغيير متن قرآن منجر مىشود . در عمل ، اعتقاد به نزول بر هفت حرف ، متن قرآن را ذرّه ذرّه نابود مى كرد و عمر با اضافه كردن اعتقاد به تغيير پذيرى مىخواست ، قرآن را به كلى از بين ببرد .
چهارم : عمر نظريهى نزول بر هفت حرف را مطرح كرد ، اما در عمل اجازهى استفاده از آن را به هيچ كس جز خودش نداد ، نه مردم و نه قاريان !
پنجم : عمر ، حقى به مردم داد كه رسول خدا ( ٦ ) آن را به مردم نداده بود !
به عنوان مثال ، پيامبر ( ٦ ) دعايى را به يك از صحابه آموختند و او كلمهى « نبي » را در آن دعا به « رسول » تغيير داد ، اما رسول خدا ( ٦ ) او را از اين كار بازداشتند و اجازهى اين كار را به او ندادند .
بخارى به واسطهى براء بن عازب ، اين سخن رسول خدا ( ٦ ) را نقل مىكند كه به او فرمودند : « زمانى كه براى خواب به بستر مىروى ، مانند براى نماز ، وضو بگير سپس به پهلوى راستت دراز بكش و بگو : ( خدايا ! خودم را تسليم تو مىكنم ، كارهايم را به تو واگذار مىنمايم ، در شوق و ترس به تو تكيه مىكنم ، زيرا هيچ پناه و نجاتى جز تو در مقابلت نيست . خدايا ! به قرآنى كه نازل كردى و پيامبرى [ النبي ] كه فرستادى ايمان دارم . ) پس اگر در اين شب