قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٢٨

٢ . ١ . حسبنا كتاب الله . . .

زمانى كه پيامبر ( ٦ ) در بستر مرگ بودند ، دستور دادند پيمانى بنويسند كه اگر مسلمانان به آن پايبند باشند ، پيامبر ( ٦ ) ضمانت مىكنند ، همواره بر راه راست خواهند بود و بر جهان حكمرانى خواهند كرد .

اما عمر مانع نوشتن آن شد و گفت : « همانا درد بر پيامبر غلبه كرده است ؛ قرآن نزد ماست و همين قرآن براى ما كافيست . پس كسانى كه پيش پيامبر بودند ، اختلاف نظر پيدا كردند ؛ گروهى مىگفتند : موقعيتى است كه پيامبر برايتان چيزى بنويسد تا بعد از او هرگز گمراه نشويد ، برخى مىگفتند : حرف ما ، حرف عمر است . سخنان بيهوده و اختلاف در ميان آنها بالا گرفت ، تا جايى كه رسول خدا فرمود : از من دور شويد . » ( عدالة الصحابة ، احمد حسين يعقوب / ١٨٢ ؛ بخاري ، فصل ( المرضى ) تحت عنوان ( قول المريض : قوموا عني ) ٧ / ٩ ؛ صحيح مسلم آخر فصل ( الوصية ) : ٥ / ٧٥ ؛ مسلم با شرح النووي : ١١ / ٩٥ ؛ مسند احمد : ٤ / ٣٥٦ ح ٢٩٩٢ )

مى بينيد كه چگونه عمر ، قرآن را تنها منبع رسمى براى اسلام مى دانست و سنت را يك منبع انتخابى مى شمرد ، كه سران قريش هرچه از آن را كه به دردشان مى خورد ، انتخاب و هرچه كه به نفعشان نبود ، رها كنند يا مانع انتشارش شوند !