قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٥
خدا هنگامى كه مىخواست براى كسى به شر و يا به خير دعا كند ، بعد از ركوع قنوت مىگرفت و - مىگفت - روزگار را بر قريش تنگ و سخت كن و آن را در سالهاى - قحطى - مانند سال يوسف قرار ده ، و اين دعا را با صداى بلند مىخواند و در بعضى از نمازهاى صبحش مىخواند : خدايا فلانى و فلانى از افراد قبايل عرب را لعنت كن ، تا اينكه خداوند اين آيه را نازل كرد : « ليس لك من الأمر شئ أو يتوب عليهم أو يعذبهم فإنهم ظالمون » ( بخاري : ٨ / ١٥٥ در باب ليس لك من الامر شيء شبيه اين روايت را به نقل از ابن عمر نيز آورده است . )
بخارى تنها يك بار نام بعضى از لعن شدگان را در روايتى از معاويه مىآورد ( ٥ / ٣٥ ) كه نام ابوسفيان در ميانشان نيست ، البته اين طبيعى است كه پسر نام پدرش را حذف كند !
در باب نفرين مشركين صحيح بخاري ، روايتى در شأن نزول آيهى « ليس لك من الأمر شئ » آمده است كه در آن ابوجهل مورد لعن پيامبر ( ٦ ) قرار گرفته است ؛ همچنين در ( ٧ / ١٦٤ ) رواياتى را پشت سر هم نقل مىكند كه در پى هم آمدنشان اين فكر را به ذهن خواننده القا مىكند كه اين آيه در اعتراض به نفرين پيامبر ( ٦ ) بر ابوجهل نازل شده است .
توجه به اين نكته مهم است كه ابوجهل در جنگ بدر كشته شد و اين آيه حداقل يك سال بعد از جنگ بدر نازل شده است !