قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٤
نازل كرد : لَيْسَ لَكَ مِنَ الأمر شَئٌْ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ ؛ تصميم گيرى بر عهدهى تو نيست ، يا خداوند توبهى آنان را مىپذيرد و يا درحالي كه ظالم هستند آنها را عذاب مىكند ؛ پس درنهايت ، خدا آنان را به اسلام هدايت كرد . . . »
چهار باب در كتاب بخارى به موضوع پذيرفته نشدن لعن پيامبر ( ٦ ) عليه مشركين و منافقين اختصاص داده شده است ؛ ولى جالب اين جاست كه بخارى براى حفظ آبرو و احترام مشركان و منافقان ( ! ) نام آنها را نياورده است . او ( ٥ / ٣٥ ) در بابى تحت عنوان ليس لك من الأمر شئ أو يتوب عليهم أو يعذبهم فإنهم ظالمون ، بيان كرده است : « حميد و ثابت بن انس گفتند : پيامبر در جنگ احد زخمى شدند ، پس پيامبر گفت : چگونه ممكن است قومى كه پيامبر خود را زخمى كردند به فلاح و رستگارى برسند ؟ پس نازل شد : ( لَيْسَ لَكَ مِنَ الأمر شَئٌْ . . . ؛ تصميم گيرى به عهدهى تو نيست . . . ) همچنين سالم به نقل از پدرش گفته است كه شنيد پيامبر هنگامى كه سر خود را از ركوع ركعت آخر نماز صبح برداشتند ، بعد از ( سمع الله لمن حمده ربنا و لك الحمد ) گفتند : خدايا فلانى و فلانى و فلانى را لعن كن ؛ پس خدا عزّوجلّ نازل كرد : ليس لك من الأمر شئ أو يتوب عليهم أو يعذبهم فإنهم ظالمون »
بخارى در روايت ديگرى ( ٥ / ١٧١ ) لعن شدگان را از شاخه هاى فرعى قبايل عرب مىداند ، نه سران قريش ! مىگويد : « از ابى هريره منقول است كه رسول