قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٦٨
در اين ميان ، مسلم ( ١ / ١٢٢ ) يك قصهى افسانه اى از نجات منافقين در روز قيامت و ورودشان به بهشت ، سر هم مىكند و از روزى سخن مىگويد كه خدا به شكل انسان در مىآيد و بر مؤمنان و منافقان مىخندد و جلويشان راه مىرود ! در آن حديث آمده است : « خدا [ منافقان ] را در حياط بهشت قرار مىدهد ، پس اهل بهشت بر آنان آب مىپاشند تا سبز شوند ، مانند گياهى كه در ميان آب فراوان رشد مىكند ؛ آثار سوختگى از آنان محو مىشود و از خدا طلب مىكنند و خدا به اندازهى مُلك دنيا و ده برابر آن ، به آنان مىبخشد . »
اين همه گشاده دستى در بخشيدن بهشت به منافقان مدينه ، فقط به خاطر سران مشركان قريش و منافقان قريشى است ، نه خود آنها !
به همين منظور ، ذهبى ، قانونى از عمر روايت مىكند ، كه تمام قريشيان ، روز قيامت ، نجات مىيابند ! عمر گفت : « شنيدم رسول خدا مىفرمود : سبقت گرفتگان ما - در اسلام - زودتر مىرسند [ آنجا نيز مقدم هستند ] و كسى از ما كه ميانه رو باشد ، نجات مىيابد و ظالمان ( ١ ) ( ١ ) . در تفسير اين آيه آمده است كه فرزندان فاطمه سه قسم اند ، سابقون كه همان امامانند . ميانه روان ، كه تابعين راستكارند و ظالمان ، كسانى كه به نفس خود ظلم مى كنند . ما ، مورد بخشش قرار مىگيرند . » ( ميزان الاعتدال ٣ / ٣٥٥ )
البته منظور پيامبر ( ٦ ) در اين حديث ، فرزندان فاطمه ( ٣ ) است ، اما عمر آن را در حق قريشيان نقل كرده است ! ( ر . ك در المنثور : ٥ / ٢٥١ ؛ مجمع الزوائد : ١ / ١٠٨ ؛ ترمذي : ٥ / ٢٩٨ ؛ حاكم : ٣ / ١٢٩ )