قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٨

سوم : فقهاى اهل سنت ، بر اساس گفته‌ى عمر ، جواز تحريف قرآن را صادر مىكنند .

نتيجه‌ى بدعت عمر در فقه مذاهب اين شد كه فقهايشان اجازه‌ى تغيير متن قرآن را دادند ! همچنين تغيير در صيغه‌ى تشهد نماز جايز است ، زيرا نماز كم اهميت تر از قرآن است !

شافعى در اختلاف الحديث ( ٤٨٩ ) و الاُم ( ١ / ١٤٢ ) بيان كرده است : « بعضى از اصحاب پيامبر درباره‌ى برخى از الفاظ قرآن نزد رسول خدا اختلاف نظر پيدا كردند اما در معناى آن اختلافى نداشتند . پس پيامبر هر دو را پذيرفت و فرمود : اين چنين نازل شد ، زيرا كه اين قرآن بر هفت حرف نازل شده است ، پس هرچه ميسر است از آن قرائت كنيد . ذكرى غير قرآن [ مانند نماز ] بيشتر جاى اختلاف در لفظ دارد ، البته اين زمانى است كه هيچ اختلافى در معنا وجود نداشته باشد . »

بيهقى ( ٢ / ١٤٥ ) به نقل از شافعى مىگويد : « به دليل رأفت الهى و با اين شناخت كه حافظه‌ى انسان ضعيف است ، خداوند قرآن را بر هفت حرف نازل كرد ؛ تا انسان ها با آسودگى قرآن را قرائت كنند ، حتى اگر لفظ آن متفاوت باشد . آنچه غير از كتاب خدا [ مانند تشهد نماز ] است بيشتر جاى اختلاف در لفظ دارد ، مادامى كه معناى آن تغييرى نكند . »

پس مىبينى كه سهل گيرى و تسامح عمر در متن قرآن به همين جا ختم نشد ، بلكه از اختلاف در حروف فراتر رفت و به اختلاف در كلماتِ آيات