قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٧
* سه دليل ديگر ، براى بطلان افسانهى « هفت حرف »
اول : شخص عمر نيز ، به گفتهى خود دربارهى هفت قرائت پايبند نبود ! او به هيچ كس جز خودش اجازهى اين كار را نمىداد .
او خود در قرائت ها نظر مىداد ، بعضى را قبول و بعضى را رد مى كرد ، اما مخالف را بازخواست مى كرد ! اختلاف نظرها و درگيرى هاى بسيارى بين او و ابى ابن كعب يا ديگر قاريان در مىگرفت ، تنها به اين دليل كه بر قرائتى اصرار داشتند كه به مذاق عمر خوش نمىآمد !
پس اين ادعاى گسترش متن قرآن به هفت نوع ، تنها حق خودش بود و ديگران را شامل نمىشد !
دوم : عثمان ، آن را ناديده گرفت !
او همهى مسلمانان را ملزم كرد كه نسخهى قرآن او را به رسميت بشناسند و بخوانند . بايد پرسيد ، پس آن حديث هفت حرف عمر كه گفتيد صحيح است و متواتر ، چه شد ؟ ! پس خدا قرآن را بر هفت نازل كرد اما ناگهان در زمان عثمان يك حرف شد ! !
اين حديث نبوى به نقل از عمر ، تنها براى حل مشكل سردرگمى قاريان در زمان او بود ! آيا حديث ديگرى از پيامبر ( ٦ ) سراغ داريد كه مختص همان زمان باشد ، بدون اينكه آثار و پيامدهاى آن را در آينده در نظر بگيرد ؟ !