قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٤
نسائى ( ٢ / ١٥٠ ) از ابن مخرمه روايت كرده است : « عمر بن خطاب گفت : شنيدم هشام بن حكيم بن حزام ( از مشركينى كه پس از فتح مكه ايمان آورد ) سورهى فرقان را تلاوت مى كرد و در آن حروفى را مىخواند كه پيامبر خدا قرائت نكرده بودند ؛ از او پرسيدم : چه كسى اين سوره را به تو آموخته است ؟ گفت : رسول خدا ؛ گفتم : دروغ مىگويى ! رسول خدا اين گونه سوره را برايت قرائت كرد ؟ ! پس دستش را گرفتم و او را به نزد رسول الله بردم و گفتم : اى رسول خدا ! شما سورهى فرقان را به من آموختيد و من شنيدم اين مرد در سورهى فرقان حروفى را مىخواند كه شما قرائت نكرده بوديد ؛ پيامبر فرمود : اى هشام ! بخوان ؛ پس او همان گونه قرائت كرد ؛ سپس رسول خدا فرمود : اين گونه نازل شده است ؛ سپس پيامبر فرمود : عمر ! بخوان و من قرائت كردم و پيامبر فرمود : اين گونه نازل شده است ؛ سپس پيامبر فرمود : قرآن بر هفت حرف نازل شده است ! » ( بخاري : ٦ / ١٠٠ و ٦ / ١١٠ و ٣ / ٩٠ و ٨ / ٢١٥ ؛ مسلم : ٢ / ٢٠١ در دو روايت ؛ أبو داود : ١ / ٣٣١ ؛ الترمذي : ٤ / ٢٦٣ ؛ البيهقي : ٢ / ٣٨٣ ؛ أحمد : ١ / ٢٤ و ٣٩ و ٤٥ و ٢٦٤ )
عمر بىپروا و به صراحت مىگويد كه پيامبر ( ٦ ) فرمود : اين آيه از نزد خدا با دو لفظ متفاوت نازل شد ، سپس به اين نتيجه رسيد كه تا هفت لفظ نيز صحيح است ! عمر خيال مى كرد كه با اين كار ، مشكل اختلافى كه در قرائت ها بود - به ادعاى عمر اختلاف در متن قرآن ! - را حل كرده است . در واقع شايد حرف او مشكل را در آن مقطع زمانى كم رنگ كرد ، اما پيروانش را چهارده قرن سردرگم نمود تا توضيح و توجيهى معقول براى گفتهى او بيابند !