قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٠

از علماى بزرگى كه در اين موضوع متحير مانده است ، امامشان ابن جزى است كه در تفسير و علوم قرآن ، شهره است ، او در كتاب تاريخ قرآن ( ٨٧ ) مىگويد : « همواره حديث نزول قرآن بر هفت حرف ، برايم مشكل و پيچيده بود و درباره‌ى آن مىانديشيدم و با دقت تأمل مى كردم ؛ بيش از سى سال را اين گونه گذراندم تا آنكه خدا آنچه امكان دارد - ان شاء الله - صحيح باشد برايم گشود ، و آن اين بود كه همه‌ى قرائات صحيح ، ضعيف و شاذ را جستجو كردم و دانستم كه اختلاف همه‌ى آنها در هفت وجه خلاصه مىشد . »

اين بيچاره پس از سى سال تفكر و تدبر به اين نتيجه رسيده است كه خداوند قرآن را بر حسب قرائاتى كه بعداً توسط افرادى به وجود خواهند آمد ، بر هفت حرف تقسيم بندى و نازل كرده است ! و اختلاف قارئين فقط در هفت قرائت خواهد بود و نه بيشتر و نه كمتر !

چگونه اين عالم به اين نتيجه رسيده است كه خدا ، قرآنى را كه جبرئيل آورده در دست قاريانى كه بعدها خواهند آمد رها كرده تا هر كدام بر حسب نظر خود آن را بخوانند و چگونه ابن جزى اين نكته را كشف علمى خود مىداند ؟ !

آيا ممكن است كه نويسنده اى كتابى بنويسد كه بر حسب ويرايشى كه خوانندگانش پس از انتشارش خواهند نوشت ، هفت متن متفاوت داشته باشد !

سيوطى در اتقان ( ١ / ١٧٦ ) از ابن حبان نقل مىكند : « اهل علم و لغت ، سى و پنج نظر درباره‌ى معناى نزول قرآن بر هفت حرف بيان كرده اند ، كه بسيارى از